«نسبت‌ زنا مي‌دهند» از آن‌ جمله‌ به‌ حضرت ‌عائشه‌ رضي‌الله عنها كه‌ همه‌ اين‌ آيات‌ در برائت‌ وي‌ نازل‌ شده‌ است‌، چنين‌ كساني‌ «در دنيا و آخرت‌ لعنت‌ شده‌ اند» مراد از لعنت: دور ساختنشان‌ از رحمت ‌خداوند(ج)، زدن‌ حد بر آنان‌، ترك ‌نمودنشان‌ از سوي‌ مؤمنان‌، ساقط شدن‌ رتبه ‌عدالت‌ از آنان‌ و دوريشان‌ از ثنا و ستايش‌ نيك‌ بر زبانهاي‌ مؤمنان‌ است‌ «و عذابي‌ بزرگ‌ در پيش‌ دارند» در آخرت‌. پس‌ كسي‌ كه‌ به‌ يكي‌ از همسران‌ پيامبر ص و ديگر زنان‌ پاكدامن‌ با ايمان‌، نسبت‌ زنا مي‌دهد، او يقينا مصداق‌ اين‌ آيه‌ است‌.
 
	سوره نور آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! برايشان‌ عذاب‌ سختي‌ خواهد بود در: «روزي‌ كه‌ زبانهايشان‌» به‌ آنچه ‌كه‌ سخن‌ گفته‌اند «و دستها و پاهايشان‌ براي‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دادند، بر ضد آنان‌ گواهي‌ مي‌دهند» به‌ آنچه‌ كه‌ در دنيا كرده‌اند و بسته‌ اند؛ از بهتانها و افتراها و گناهان‌. آري‌! خداي‌ سبحان‌ دستها و پاهايشان‌ را به‌ گواهي ‌دادن‌ بر ضدشان‌ ناطق‌ و گويا مي‌گرداند.
 
	سوره نور آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ روز خدا جزاي‌ شايسته‌ آنان‌ را به‌ تمام‌ و كمال‌ به‌ آنان‌ مي‌دهد» بي‌ هيچ‌ كم‌ و زيادي‌، به‌ طور آماده‌ و حاضر و به‌ صورت‌ قطعي‌ «و» آن‌ روز «مي‌دانند كه‌ خدا همان‌ حق‌المبين‌ است‌» يعني: حق‌ آشكار است‌ در ذات‌ و صفات‌ و افعال‌ خويش ‌زيرا در آن‌ روز شكوك‌ و شبهات‌ از ميان‌ برداشته‌ مي‌شود و به‌ همه‌ علم‌ يقيني‌ دست‌ مي‌دهد.
زمخشري‌ مي‌گويد: «اگر تمام‌ قرآن‌ را زيرورو كنيد و از آنچه‌ كه‌ نافرمانان‌ را به ‌آن‌ تهديد كرده‌است‌ جست‌وجو نماييد، نمي‌بينيد كه‌ خداوند(ج) در هيچ ‌موضوعي‌ چون‌ موضوع‌ بهتان‌ عليه‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها، درشتي‌ و شدت‌ به‌كار برده ‌باشد و نه‌ چنان‌ آيات‌ كوبنده‌ آميخته‌ با هشدار سخت‌ را نازل‌ كرده‌ باشد و اگر جز همين‌ سه‌ آيه‌ در اين‌ باره‌ نازل‌ نمي‌شد، همين‌ سه‌ آيه‌ كافي‌ بود».
 
سوره نور آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زنان‌ پليد براي‌ مردان‌ پليدند» يعني: زنان‌ پليد و ناپاك‌ سزاوار مردان‌ پليد و ناپاكند و ويژه‌ آنان‌ مي‌باشند «و» همچنين‌ «مردان‌ پليد براي‌ زنان‌ پليدند» و از آنها درنمي‌گذرند. همچنين‌ است‌ معني‌ اين‌ فرموده‌ خداي‌ متعال: «و زنان‌ پاكيزه ‌براي‌ مردان‌ پاكيزه‌اند و مردان‌ پاكيزه‌ براي‌ زنان‌ پاكيزه‌» پس‌ از آنجا كه‌ رسول‌ خدا ص خود پاكيزه‌اند لذا همسري‌ پاك‌ و پاكيزه‌ سزاوارشان‌ است‌، از اين ‌روي‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها پاك‌ و پاكيزه‌ است‌ و سزاوار آن‌ است‌ كه‌ شوهري ‌پاك‌ و پاكيزه‌ مانند پيامبر ص داشته‌ باشد «اين‌ گروه‌» مردان‌ و زنان‌ پاكيزه‌ «ازآنچه‌» مردان‌ و زنان‌ پليد و ناپاك‌ «در باره‌ ايشان‌ مي‌گويند، بركنارند» با اين‌ آيه‌ برائت‌ حضرت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها از بهتان‌ با وضوح‌ تمام‌ اعلام‌ شد چنان‌كه‌ ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آن‌ مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ درباره‌ عائشه‌ و اهل‌ افك‌ نازل‌ شد». «برايشان‌ آمرزش‌ و روزيي‌ نيكوست‌» كه‌ همانا روزي‌ بهشت‌ مي‌باشد.
روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ سيدتنا عائشه‌ رضي‌الله عنها فرمود: «برايم‌ نه‌ خصلت‌ داده ‌شده‌ كه‌ به‌ هيچ‌ زني‌ قبل‌ از من‌ داده‌ نشده:
1 ـ آن‌گاه‌ كه‌ جبرئيل‌(ع) رسول‌ خدا ص را به‌ ازدواج‌ با من‌ فرمان‌ داد، به‌ شكل‌ و صورت‌ من‌ فرود آمد.
2 ـ من‌ تنها دختر باكره‌اي‌ بودم‌ كه‌ پيامبر ص با من‌ ازدواج‌ كردند و با هيچ‌ بكري ‌غير از من‌ ازدواج‌ نكردند.
3 ـ آن‌گاه‌ كه‌ رسول‌ خدا ص رحلت‌ نمودند، سر مبارك‌ ايشان‌ در آغوش‌ من ‌بود.
4 ـ رسول‌ خدا ص در خانه‌ من‌ دفن‌ شدند.
5 ـ فرشتگان‌ در خانه‌ من‌ بر آن‌ حضرت‌ ص گرد آمدند.
6 ـ آن‌گاه‌ كه‌ وحي‌ نزد ديگر همسران‌ پيامبر ص بر ايشان‌ نازل‌ مي‌شد، آنها از نزد ايشان‌ پراكنده‌ مي‌شدند و دور مي‌رفتند اما چون‌ وحي‌ در كنار من‌ بر ايشان‌ نازل‌ مي‌شد، با ايشان‌ در درون‌ يك‌ لحاف‌ قرار داشتم‌.
7 ـ من‌ دختر جانشين‌ و صديق‌ (تصديق‌ كننده‌ نخستين) ايشان‌ هستم‌.
8 ـ عذر و برائت‌ من‌ از آسمان‌ نازل‌ شد.
9 ـ من‌ پاكيزه‌ آفريده‌ شدم‌ و در نكاح‌ سرور پاكيزه‌اي‌ درآمدم‌ و از بارگاه ‌خداوند(ج) به‌ آمرزش‌ و رزقي‌ نيكو وعده‌ داده‌ شده‌ام‌».
 
	آيه  260
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ محمد ص! به‌ياد آور «آن‌گاه‌ كه‌ ابراهيم‌ گفت: پروردگارا! به‌ من‌ بنما كه‌ چگونه‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌كني‌؟» جمهور علما بر آنند كه‌ اين‌ سؤال‌ ابراهيم‌(ع) ازروي‌ شك‌ و ترديد در قدرت‌ خداوند متعال‌ نبود زيرا ابراهيم‌(ع) هرگز در قدرت‌ حق‌ تعالي‌ بر زنده‌ساختن‌ مردگان‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ نداشت، بلكه‌ فقط مي‌خواست ‌تا كيفيت‌ زنده‌ شدن‌ را به‌ چشم‌ سر ببيند. ابن‌ كثير مي‌گويد: «براي‌ اين‌ درخواست‌ابراهيم‌(ع) چند سبب‌ ذكر كرده‌اند، از آن‌ جمله‌ اين‌ كه‌ چون‌ او به‌ نمرود گفت: (پروردگار من‌ همان‌ است‌ كه‌ زنده‌ مي‌گرداند و مي‌ميراند)؛ دوستدار آن‌ شد كه‌در اين‌ باره، از علم‌ اليقين‌ به‌ عين‌اليقين‌ ارتقا يابد». بنابراين، ابراهيم‌(ع) با اين‌خواسته‌اش‌ نه‌ رؤيت‌ قلب، بلكه‌ رؤيت‌ چشم‌ را اراده‌ داشت‌ تا براي‌ او طمأنينه‌ وآرامش‌ حاصل‌ شود. پس‌ خداوند(ج) در پاسخ‌ وي‌ «فرمود: مگر ايمان ‌نياورده‌اي‌؟» به‌ اين‌ كه‌ من‌ به‌ زنده‌ساختن‌ مردگان‌ قادرم، كه‌ اينك‌ از من‌ نماياندن ‌آن‌ را مي‌خواهي‌؟ طرح‌ اين‌ سؤال، در عين‌ علم‌ خداوند(ج) به‌ ايمان‌ داشتن‌ابراهيم‌(ع)، براي‌ تعليم‌ دادن‌ به‌ شنوندگان‌ است‌ «گفت: چرا» باور داشته‌ام‌ و ايمان‌ آورده‌ام‌ كه‌ 