تو بر اين‌ كار توانايي‌ «و ليكن‌ براي‌ اين‌ كه‌» با يك‌جاشدن‌ دليل‌ عيان‌ همراه‌ با دلايل‌ ايمان‌ «دلم‌ آرام‌ گيرد»، خواستار اين‌ معاينه‌ و مشاهده‌ گرديده‌ام‌. آري‌! ابراهيم‌(ع) هرگز در زنده‌شدن‌ مردگان‌ شكاك‌ و متردد نبود و براي‌ پيامبران: چنين‌ شك‌ و ترديدي‌ جايز هم‌ نيست، ولي‌ او به‌خاطر آن‌ خواهان‌ ديدن‌ اين‌ امر شد كه‌ فطرت‌ انسان‌ براين‌ سرشته‌ شده‌ كه‌ از مشاهده‌ آنچه‌ كه‌ ازوجود آن‌ خبر يافته، به‌ اطمينان‌ دست‌ مي‌يابد.
به‌ همين‌ جهت، رسول‌ خدا ص در اين‌ حديث‌ شريف‌ فرموده‌اند: «خبر يافتن ‌همچون‌ معاينه‌ و ديدن‌ نيست‌». ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «در قرآن‌ كريم‌ آيه‌اي‌ ازاين‌ آيه‌ كريمه‌ اميدوار كننده‌تر نيست‌». خواجه‌ عبدالله انصاري: مي‌گويد: «يقين‌را سه‌ رتبت‌ است، اول‌ علم‌اليقين، پس‌ عين‌اليقين‌؛ پس‌ حق‌اليقين، ابراهيم‌(ع) خواست‌ تا هر سه‌ رتبت‌ در او جمع‌ شود و علم‌اليقين، عين‌اليقين‌ گردد». لذا خداوند متعال‌ خواسته‌ ابراهيم‌(ع) را اجابت‌ نموده‌ «فرمود: چهار پرنده‌ را بگير و آنهارا پيش‌ خود ريزريز گردان‌» يعني: بعد از برگرفتن‌ چهار پرنده، هركدام‌ آنها راقطعه‌قطعه‌ كن‌ «سپس‌ بر سر هركوهي‌ پاره‌اي‌ از آنها را بگذار» يعني: از هركدام‌ آنها پاره‌اي‌ بر سر هركوهي‌ قرار ده‌ «آن‌گاه‌ آنها را فرا خوان، شتابان‌ به‌سوي‌ تو مي‌آيند» يعني: شتابان‌ به ‌سوي‌ تو به‌ پرواز در مي‌آيند «و بدان‌ كه‌ خداوند، عزيز حكيم‌ است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ غالب‌ و توانايي‌ است‌ كه‌ چيزي‌ او را عاجز نمي‌گرداند و در صنع ‌و تدبير خويش‌ فرزانه‌ و باحكمت‌ است‌.
نقل‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) چهار پرنده‌ را از چهار نوع‌ بر گرفت: طاووس، كرگس، كلاغ‌ و خروسي‌ را. ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «ابراهيم‌(ع) پرندگان‌ ريزريزشده‌ و به‌ هم‌ در آميخته‌ را بر هفت‌ كوه‌ قرار داد، آن‌گاه‌ سرهايشان‌ رابه‌ دست‌ خود گرفت، سپس‌ نگاه‌ كرد كه‌ چگونه‌ اجزاي‌ آنها به ‌هم‌ مي‌پيوندد وپرهايشان‌ يكي‌يكي‌ به‌هم‌ مي‌آيد و همه‌ زنده‌ شدند».
 سوره نور آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد، وارد خانه‌هايي‌ غير از خانه‌هاي‌» ملكي‌ و مسكوني ‌«خود نشويد تا اجازه‌ بگيريد» يعني: مگر آن‌كه‌ اجازه‌ بگيريد و بدانيد كه‌ صاحبخانه‌ از حضور شما آگاه‌ شده‌ و به‌ شما اجازه‌ ورود داده‌ است‌. پس‌ چون‌ از اين‌ امر مطمئن‌ شديد، آن‌گاه‌ وارد شويد.
نسفي‌ مي‌گويد: «اعلام‌ به‌ صاحب‌ خانه‌ براي‌ كسب‌ اجازه‌ ورود، با گفتن‌ سبحان‌الله، يا الله اكبر، يا الحمدلله‌، يا سينه‌ صاف‌ كردن‌ است‌».
«و بر اهل‌ آن‌ خانه‌ سلام‌ گوييد» با اين‌ صيغه: السلام‌ عليكم‌، اجازه‌ هست‌ كه‌ داخل‌ شوم‌؟ و اين‌ سخن‌ را از يك‌ تا سه‌ بار تكرار كنيد. آري‌! سه‌بار اجازه‌ گرفتن ‌مستحب‌ است‌ و اگر بعد از آن‌ براي‌ ديداركننده‌ اجازه‌ دخول‌ داده‌ شد، خوب‌ ودر غير آن‌ بايد بازگردد. اما امروزه‌ كه‌ مردم‌ براي‌ خانه‌هايشان‌ دروازه‌ و زنگ ‌نصب‌ كرده‌اند، اجازه‌ گرفتن‌ با يك‌ تا سه‌ بار كوبيدن‌ در، يا به‌ صدا در آوردن ‌زنگ‌ است‌ «اين‌» اجازه‌ گرفتن‌ و سلام‌ گفتن‌ «برايتان‌ بهتر است‌» از داخل‌ شدن‌ به‌طور ناگهاني‌. يعني: براي‌ هر دو طرف‌ بهتر است‌، اعم‌ از اجازه‌ گيرنده‌ و اهل‌ آن ‌خانه‌ «باشد كه‌ متذكر شويد» مراد از تذكر، پند پذيرفتن‌ و عمل‌كردن‌ به‌ اين‌ دستوراست‌.
از عدي‌بن‌ثابت‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ فرمود: زني‌ از انصار به‌ محضر رسول‌ خدا ص آمد و گفت: يا رسول‌الله! من‌ در خانه‌ خود بر حالي‌ قرار دارم‌ كه‌ دوست‌ ندارم‌ كسي‌ مرا آن‌گونه‌ ببيند اما مردي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ام‌ پيوسته‌ بر من‌ در آن‌ حال‌ وارد مي‌شود، من‌ چه‌كار بايد بكنم‌؟ همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3212.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:3213.txt"> آيه  29</a><a class="text" href="w:text:3214.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:3215.txt">آيه  31</a></body></html>سوره نور آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَداً فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر در آنجا كسي‌ را نيافتيد، وارد آن‌ نشويد تا به‌ شما اجازه‌ داده‌ شود» به ‌ورود در آن‌ از سوي‌ كسي‌ كه‌ مالك‌ اين‌ اجازه‌ است‌ «و اگر به‌ شما گفته‌ شد بازگرديد پس‌ بازگرديد» يعني: اگر اهل‌ آن‌ خانه‌ به‌ شما گفتند: باز گرديد! پس‌ بازگرديد و بار ديگر درخواست‌ اجازه‌ از آنان‌ را تكرار نكنيد «كه‌ آن‌ برايتان‌ پاكي ‌را سزاوارتر است‌» ازكي‌ لكم: براي‌ شما بهتر و پاكيزه‌تر است‌ از آلوده‌شدن‌ به ‌پافشاري‌ بر دخول‌ زيرا عدم‌ پافشاريتان‌ حاكي‌ از سلامت‌ قصد، پاكي‌ نيت‌، دوري ‌از معرض‌ گمان‌ و تهمت‌ و گريز از دنائت‌ و پستي‌ است‌، در حالي‌كه‌ پافشاري‌ بر دخول‌ و هر كار ديگري‌ كه‌ موجب‌ ناراحتي‌ اهل‌ آن‌ خانه‌ شود، مانند كوبيدن‌ در به‌ شدت‌، بلند كردن‌ صدا و ديگر امور خلاف‌ اصول‌ معاشرت‌، دور از ادب ‌شرعي‌ مي‌باشد «و خدا به‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دهيد، داناست‌» پس‌ بايد كاملا به‌ هوش ‌باشيد كه‌ چه‌ مي‌كنيد.
 
	سوره نور آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر شما گناهي‌ نيست‌ كه‌ به‌ خانه‌هاي‌ مسكوني‌اي‌ درآييد كه‌ در آنجا متاعي ‌داريد» متاع: منفعت‌ و كالاهايي‌ است‌ كه‌ فروخته‌ مي‌شود، يا بهره‌ و نيازي‌ است‌ كه‌ بايد برآورده‌ شود. اين‌ خانه‌ها عبارتند از: هتل‌ها، دكانها و مانند آنها از ساختمانهاي‌ عمومي‌ زيرا صاحبان‌ آنها، كالاها و خدمات‌ خويش‌ را در آنها قرارداده‌اند پس‌ اين‌ خود در حكم‌ اجازه‌ دخول‌ براي‌ تمام‌ مردم‌ است‌. عطاء مي‌گويد: «مراد از آن‌، خانه‌هاي‌ متروك‌ و ويران‌ است‌». «و خدا آنچه‌ را آشكار وآنچه‌ را پنهان‌ مي‌داريد، مي‌داند» اين‌ هشدار و تهديدي‌ است‌ براي‌ كسي‌ كه‌ به‌ آداب ‌شرعي‌ ورود به‌ خانه‌ها متأدب‌ و آراسته‌ نمي‌شود.
مقاتل‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: چون‌ آيه‌ استئذان‌ نا