ه‌ مسلمانان‌ بوده‌ است‌.
«و كنيزان‌ خود را اگر خواهان‌ پرهيزكاري‌ باشند» يعني: اگر خواهان‌ پاكدامني ‌باشند «به‌ بغاء وادار نكنيد» بغاء: تن‌ دادن‌ زنان‌ به‌ زنا دربرابر دريافت‌ مزد است ‌«براي‌ اين‌كه‌ بهره‌ زندگاني‌ دنيا را به‌ دست‌ آريد» از مبالغي‌ كه‌ كنيز با فروختن‌ شرمگاه‌ خود براي‌ شما مي‌اندوزد. عادت‌ اعراب‌ چنين‌ بود كه‌ كنيزان‌ خود را به‌فحشا وامي‌داشتند و از آنان‌ بر اين‌ كار ماليات‌ مي‌گرفتند در حالي‌كه‌ آنان‌ خواستار عفت‌ و پاكدامني‌ بودند پس‌ بايد دانست‌ كه‌ قيد: (اگر خواهان‌ پرهيزگاري‌ باشند) شرط نهي‌ نيست‌ بلكه‌ شرط تصور و تحقق‌ اجبار است‌ زيرا اجبار متصور نيست ‌مگر همراه‌ با اراده‌ پاكدامني‌ لذا كسي‌ كه‌ كنيز راضي‌ به‌ عمل‌ زنا را به‌ اين‌ عمل‌دستور مي‌دهد، اجبار كننده‌ وي‌ ناميده‌ نمي‌شود. بنابراين‌، از قيد: (اگر خواهان‌پرهيزگاري‌ باشند)، اين‌ معني‌ برنمي‌آيد كه‌ اگر خود كنيزان‌ خواهان‌ عفت‌ نبودند، باكي‌ نيست‌ كه‌ به‌ عمل‌ زنا اجازه‌ داده‌ شوند و شما بتوانيد آنها را به‌ زنا وادار كنيد. «و هر كس‌ آنان‌ را اجبار كند» بر زنا «در حقيقت‌ خدا پس‌ از اجبار كردن‌ آنان‌، آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» اگر توبه‌ كنند زيرا هرچند به‌زور و اكراه‌ به‌ ارتكاب‌ عمل‌ زنا واداشته ‌شده‌اند اما چه‌بسا كه‌ به‌ حكم‌ سرشت‌ و طبيعت‌ بشري‌، در خلال‌ عمل‌ زنا از شايبه ‌ميل‌ و رغبت‌ به‌ آن‌ خالي‌ نباشند ولي‌ چون‌ اساس‌ عمل‌ برمبناي‌ اجبار و فشار است‌، خداي‌ متعال‌ نسبت‌ به‌ اين‌ كنيزان‌ آمرزگار و مهربان‌ مي‌باشد.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويند: آيه‌ مباركه‌ درباره‌ عبدالله بن‌ابي‌ رئيس ‌منافقان‌ نازل‌ شد كه‌ شش‌ كنيز داشت‌ و همه‌ را بر زنا اجبار مي‌كرد و بر آنها مالياتي ‌وضع‌ كرده‌ بود.
 سوره نور آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلاً مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌راستي‌ به‌ سوي‌ شما آياتي‌ مبينات‌» يعني: روشن‌ و روشنگر «و مثلي‌ از كساني‌ كه‌ پيش‌ از شما گذشتند» يعني: خبري‌ از داستانهاي‌ شگفت‌ آور وعبرت‌آموز امت‌هاي‌ پيشين‌ «و موعظه‌اي‌ براي‌ پرهيزگاران‌ نازل‌ كرده‌ايم‌» كه‌ بويژه ‌پرهيزگاران‌ از آن‌ بهره‌ مي‌گيرند. پس‌ هر كس‌ از آيات‌ روشن‌ و اندرزهاي‌ مبرهن ‌قرآن‌ بهره‌ نگيرد، يقينا ميان‌ او و قرآن‌ حجابي‌ قراردارد.
	آيه  261
‏متن آيه : ‏
‏ مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ عثمان‌بن‌ عفان‌ و عبدالرحمن‌بن‌ عوف‌رضي‌الله عنهما نازل‌ شد زيرا اولي‌ سپاه‌ تبوك‌ را به‌ هزار شتر، همراه‌ با نمد و يراق‌ وجهاز آنها مجهز كرد و به‌ علاوه‌ چاه‌ آب‌خيزي‌ داشت‌ كه‌ آن‌ را نيز بر مسلمانان ‌صدقه‌ كرد و دومي‌ چهار هزار درهم‌ را در راه‌ خدا(ج) انفاق‌ نمود. ابوسعيدخدري‌(رض) مي‌گويد: پيامبر گرامي‌ اسلام‌ص را ديدم‌ كه‌ دستانشان‌ را بالا برده‌ درحق‌ عثمان‌(رض) چني ن‌ دعا مي‌كردند: «پروردگارا! من‌ از عثمان‌بن‌ عفان‌ راضي‌شده‌ام، پس، تو نيز از او راضي‌ باش‌».
«صفت‌ كساني‌ كه‌ اموال‌ خود را در راه‌ خدا انفاق‌ مي‌كنند» يعني: در جهاد براي ‌اعلاي‌ كلمه‌الله «همانند دانه‌اي‌ است‌ كه‌ هفت‌ خوشه‌ بروياند كه‌ در هر خوشه‌اي‌ صددانه‌ باشد» يعني: صفت‌ انفاقشان‌ مانند صفت‌ كشت‌ دانه‌اي‌ با اين‌ اوصاف‌ است‌. مراد خوشه‌هاي‌ هفت‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ از يك‌ ساقه‌ واحد سر مي‌زند، يعني‌ يك‌ساقه‌ به‌ هفت‌ شاخه‌ منشعب‌ مي‌شود كه‌ در هرشاخه‌ يك‌ خوشه‌ و در هر خوشه‌ صددانه‌ است‌ «و خداوند براي‌ هر كس‌ كه‌ بخواهد» پاداشش‌ را «چند برابر مي‌كند» يعني: باز هفتصد برابر را براي‌ كساني‌ كه‌ آداب‌ انفاق‌ را رعايت‌ كنند[2] و انفاقشان‌براي‌ برتري‌ كلمه‌ خدا(ج) باشد، چند برابر مي‌كند «و خداوند گشايشگر» است‌. يعني‌ فضل‌ و بخشش‌ وي‌ گشاده‌ است‌ و از خلقش‌ فراگيرتر و گسترده‌تر مي‌باشد «داناست‌» به‌ كساني‌ كه‌ مستحق‌ اين‌ فضل‌ و بخشش‌ هستند و نيز به‌ كساني‌ كه‌مستحق‌ آن‌ نيستند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ اقتضا مي‌كند كه‌ انفاق‌ در جهاد پاداشي‌ هفتصد برابر داشته‌ باشد، در حالي‌ كه‌ در آيه‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه‌ يك‌ كار نيك، ده‌برابر پاداش‌ دارد لذا از اين‌ امر دانسته‌ مي‌شود كه‌ پاداش‌ ده‌ برابر، متعلق‌ به‌ انفاق‌ در غير جهاد از ديگرراه‌هاي‌ خير بوده‌ و فقط پاداش‌ انفاق‌ در جهاد است‌ كه‌ هفتصد برابر مي‌باشد. امام‌احمد از عياض‌بن‌ غطيف‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ گفت: نزد ابوعبيده‌ آمديم‌ تا او رابه‌ سبب‌ ناراحتي‌اي‌ كه‌ به‌ پهلويش‌ عارض‌ شده‌ بود، عيادت‌ كنيم‌ در اين‌ هنگام‌ همسرش‌ بر بالينش‌ نشسته‌ بود. پس‌ به‌ همسرش‌ گفتيم: ابوعبيده‌(رض) شب‌ را چگونه‌گذراند؟ گفت: به‌خدا كه‌ شب‌ را برخوردار از پاداش‌ الهي‌ گذراند. ابوعبيده‌(رض) به‌سخن‌ درآمد و گفت: نه‌! چنين‌ نيست، من‌ شب‌ را با چنين‌ حالي‌ سپري‌ نكرده‌ام‌. در اين‌ اثنا رويش‌ را كه‌ به‌طرف‌ ديوار بود، به‌سوي‌ عيادت‌كنندگان‌ برگرداند وگفت: آيا از من‌ نمي‌پرسيد كه‌ به‌ زنم‌ چه‌ گفتم‌ كه‌ او از سخنم‌ چنين‌ برداشتي‌ كرده‌است‌؟ در حديث‌ شريف‌ از رسول‌ خداص شنيدم‌ كه‌ فرمود: «هر كس‌ مازاد بر نياز خود را در راه‌ خدا(ج) انفاق‌ كند، پاداش‌ وي‌ هفتصد چند آن‌ است‌ و هر كس‌ برخود انفاق‌ كند، يا مريضي‌ را عيادت‌ نمايد، يا چيز آزاردهنده‌اي‌ را دور سازد، هركار نيكي‌ از اين‌ قبيل، پاداشي‌ ده ‌برابر دارد و روزه‌ سپر مؤمن‌ است‌ تا آن‌گاه‌ كه‌او [با ارتكاب‌ حرام‌] آن‌ را نشكند و پاره‌ نكند و هر كس‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ او را به ‌آفت‌ و بلايي‌ در جسمش‌ مبتلا گردانيد، آن‌ آفت‌ برايش‌ حطه‌اي‌ [كفاره‌اي‌ براي‌گناهان‌] است». يعني: زن‌ ابوعبيده‌(رض) كه‌ اين‌ حديث‌ رسول‌ خداص را ازشوهرش‌ شنيده‌ بود، استنباط وي‌ اين‌ بود كه‌ چون‌ وي‌ به‌ آفتي‌ مبتلا هست، اين‌برايش‌ پاداشي‌ است‌.
 
[2] آداب انفاق را در آیات بعد می خوانیمسوره نور آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَ