فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوع‌ دوم‌ از ادله‌ اثبات‌ وجود و يگانگي‌ خداوند(ج)، فرودآوردن‌ باران‌ است: «آيا ندانسته‌اي‌ كه‌ خداوند ابرهايي‌ را مي‌راند» يعني: ابرها را به‌ راندني‌ نرم‌ و آرام ‌به‌سوي‌ آنجايي‌ كه‌ بخواهد مي‌راند؟ «آن‌گاه‌ ميان‌ آنها پيوند مي‌دهد» يعني: اجزاي ‌آن‌ ابرها را ـ بعد از پراكنده ‌بودن‌ و از هم‌ گسسته‌بودن‌ آنها ـ به‌هم‌ پيوند مي‌دهد وفراهمشان‌ مي‌آورد تا نيرومند و متراكم‌ و انبوه‌ گردند «سپس‌ آنها را در هم ‌مي‌فشرد» يعني: ابرها را متراكم‌ گردانيده‌ بعضي‌ را در بعضي‌ مركب‌ و درهم‌ فشرده ‌مي‌گرداند «آن‌گاه‌ قطره‌هاي‌ باران‌ را مي‌بيني‌ كه‌ از خلال‌ آن‌ بيرون‌ مي‌آيد» يعني: باران‌ را مي‌بيني‌ كه‌ از لابلاي‌ ابرها بيرون‌ مي‌آيد «و» خدا(ج) است‌ كه‌ «از آسمان‌ از كوههايي‌ كه‌ در آنهاست‌» يعني: از قطعات‌ بسيار بزرگ‌ ابري‌ كه‌ در آسمان‌ شبيه‌ كوهها است‌ «تگرگي‌ فرود مي‌آورد» يعني: از كوه‌هاي‌ يخ‌ زده‌ ابرهاي‌ انباشته‌ درآسمان‌، تگرگي‌ را فرود مي‌آورد. تعبير «كوهها» براي‌ ابرهاي‌ آسمان‌، تعبيري ‌معجزه‌آسا است‌ زيرا شخصي‌ كه‌ سوار هواپيماست‌ و از خلال‌ ابرها مي‌گذرد، ازپشت‌ ابرها آنها را به‌ شكل‌ سلسله‌ عظيمي‌ از كوهها مي‌بيند، در حالي‌كه‌ اين‌ پديده‌ براي‌ بشر عصر بعثت‌، به‌ اين‌ شكل‌ قابل‌ مشاهده‌ نبوده‌ است‌. بعضي‌ از مفسران ‌برآنند كه: كوههاي‌ سرما و يخ‌ فعلا در آسمان‌ موجودند و از آنهاست‌ كه‌ خداوند(ج) تگرگ‌ را فرود مي‌آورد، كه‌ اين‌ معني‌ را بعضي‌ از نظريات‌ جديد علمي‌ نيز تأييد كرده‌اند. اخفش‌ گفته‌است: «من‌» در هر دو جاي‌ اين‌ آيه‌ زايد است‌ و براي‌ بعضيت‌ نيست‌ پس‌ معني‌ اين‌ است‌ كه: از آسمان‌ تگرگ‌ را از ابرهايي‌ كه‌ همانند كوههاست‌ فرود مي‌آورد «سپس‌ آن‌ را» يعني: تگرگ‌ يا باران‌ يا هر دو را «به‌ هر كس‌ كه‌ خواهد» از بندگان‌ خويش‌ «مي‌رساند» يعني: فرود مي‌آورد و اورا با آن‌ گزند مي‌رساند «و آن‌ را از هركه‌ بخواهد» از بندگان‌ خويش‌ «بازمي‌دارد، نزديك‌ است‌ درخشش‌ برقش‌» يعني: برقي‌ كه‌ در ابرهاست‌، «ديدگان‌ را از بين ‌ببرد» و كور سازد، از بس‌ كه‌ نور آن‌ قوي‌ و پرنفوذ است‌.
 
آيه  262
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنّاً وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ اموال‌ خود را در راه‌ خدا انفاق‌ مي‌كنند، سپس‌ در پي‌ آنچه‌ انفاق‌ كرده‌اند، منت‌ و آزاري‌ در ميان‌ نمي‌آورند» من: سخن‌گفتن‌ شخص‌ از بخشش‌ و انفاق‌ خود است، كه‌ آن‌ سخن‌ به‌ گوش‌ گيرنده‌ مي‌رسد و مايه‌ آزار روحي‌ وي‌ مي‌گردد و اين‌از گناهان‌ كبيره‌ است‌. اذي: دشنام‌دادن، فخرفروشي‌ و تكبر به‌ انفاق‌ مال‌ ويادآوري‌ آن‌ به‌ كسي‌ است‌ كه‌ فقير دوست‌ ندارد او از آن‌ آگاه‌ شود. آري‌! چنين‌كساني‌ كه‌ اموالشان‌ را بي‌منت‌ و آزار در راه‌ خدا(ج) انفاق‌ مي‌كنند: «پاداششان ‌برايشان‌ نزد پروردگارشان‌» محفوظ «است‌». اين‌ كه‌ خداوند(ج) در اينجا انفاق‌كنندگان‌ را به‌ پروردگاري‌ خود منسوب‌ مي‌سازد، گرامي ‌داشت‌ و بزرگ ‌داشتي‌ براي‌ آنان‌ و تأكيدي‌ بر دريافت‌ پاداش‌ از سوي‌ ايشان‌ است‌ «و بيمي‌ بر آنان ‌نيست‌» در هر دو سراي‌ دنيا و آخرت‌ «و آنان‌ اندوهگين‌ نمي‌شوند» اين‌ تعبير، بيانگر نفي‌ هميشگي‌ حزن‌ و اندوه‌ از آنان‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ مسلم‌ از ابوذر(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «ثلاثة لا يكلمهم الله يوم القيامة ولا ينظر إليهم ولا يزكيهم ولهم عذاب أليم: المنان بما أعطى، والمسبل إزاره، والمنفق سلعته بالحلف الكاذب‌: سه‌ كس‌اند كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در روز قيامت‌ با آنان‌ سخن‌ نمي‌گويد، به ‌سوي‌ آنان‌ نمي‌نگرد، آنان‌ را تزكيه‌ نمي‌كند و برايشان‌ عذابي‌ دردناك‌ است: منت‌گذارنده‌ دربرابر آنچه‌كه‌ بخشيده‌ است، كسي‌ كه‌ در راه‌رفتن، شلوار (ولباسش) را از روي‌ كبر وخودبزرگ‌بيني‌ بر زمين‌ به‌ دنبال‌ خود مي‌كشد و كسي‌ كه‌ كالاي‌ خود را با سوگند دروغ‌ مي‌فروشد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3231.txt"> آيه  44</a><a class="text" href="w:text:3232.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:3233.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:3234.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:3235.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:3236.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:3237.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:3238.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:3239.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:3240.txt"> آيه  53</a></body></html>سوره نور آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوع‌ سوم‌ از ادله‌ وجود، يگانگي‌ و قدرت‌ خداي‌ بزرگ‌ جابه‌جا كردن‌ شب‌ و روز است: «خداست‌ كه‌ شب‌ و روز را مي‌گرداند» گردانيدن‌ شب‌ و روز، ايجاد توالي‌ و تعاقب‌ و بلندي‌ و كوتاهي‌ در ميان‌ آنهاست‌. به‌ قولي: گردانيدن‌ آنها با جابه‌جا كردن‌ گرما و سرما در آنهاست‌. «بي‌گمان‌ در اين‌» راندن‌ ابرها، فرودآوردن‌ باران‌ و دگرگون‌ ساختن‌ شب‌ و روز «عبرتي‌ است‌» يعني: دلالت‌ روشني‌است‌ كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ پند و اعتبار حاصل‌ مي‌شود «براي‌ صاحبان‌ بينش‌» كه‌ با به‌كار انداختن‌ بينش‌ و نگرش‌ خود، آيات‌ و نشانه‌هاي‌ وجود و قدرت‌ و عظمت‌ حق‌ تعالي‌ را درك‌ مي‌كنند.
 
	سوره نور آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوع‌ چهارم‌ از ادله‌ اثبات‌ وجود و يگانگي‌ خداوند: «و خداست‌ كه‌ هر دابه‌اي‌ را از آب‌ آفريده‌ است‌» دابه: هرآنچه‌ كه‌ بر زمين‌ از جانداران‌ مي‌خزد و مي‌جنبد. پس ‌اساس‌ خلقت‌ اوليه‌ هر جانداري‌ از آب‌ است‌. يا اين‌كه‌ مراد، آب‌ نطفه‌ يعني‌ آب ‌مني‌ است‌. «پس‌ برخي‌ از آنها بر روي‌ شكم‌ راه‌ مي‌روند» مانند مارها، ماهي‌ها، حشرات‌ و مانند اينها «و برخي‌ از آنها بر روي‌ دو پا راه‌ مي‌روند» مانند انسان‌ وپرندگان‌ «و برخي‌ از آنها بر روي‌ چهار پا راه‌ مي‌روند» چون‌ ساير حيوانات‌ «خدا هرچه‌ بخواهد، مي‌آفريند» اعم‌ از آنچه‌ كه