َهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌جاي‌ او خداياني‌ براي‌ خود گرفته‌اند» يعني: مشركان‌ براي‌ خود ـ بجز خداي‌ متعال‌ ـ خدايان‌ و معبوداني‌ گرفته‌اند «كه‌ چيزي‌ نمي‌آفرينند» يعني: معبوداني‌ از سنگ‌ و بشر و درخت‌ و خورشيد و ماه‌ و ستارگان‌ كه‌ به‌ آفريدن ‌چيزي‌ از چيزها قادر نيستند «و خود آفريده‌ مي‌شوند» يعني: خداي‌ سبحان‌ آنان‌ را مي‌آفريند «و براي‌ خود نه‌ اختيار زياني‌ را دارند و نه‌ سودي‌ را» پس‌ در حالي‌ كه‌ آن ‌معبودان‌ براي‌ خود اختيار سود و زياني‌ را ندارند، ديگر چگونه‌ براي‌ پرستشگران‌ خود مالك‌ و صاحب‌اختيار سود و زياني‌ هستند؟ «و نه‌ مرگي‌ را مالكند و نه‌ حياتي‌ و نه‌ رستاخيزي‌ را» يعني: معبودان‌ باطلشان‌ بر ميراندن‌ زندگان‌ و زنده ‌ساختن‌ مردگان ‌و برانگيختن‌ آنان‌ از قبرهايشان‌، هيچ‌ قدرت‌ و توانايي‌اي‌ ندارند پس‌ چگونه‌ آنها عبادت‌ آفريننده‌ ميراننده‌ پديدآورنده‌ سود و زيان‌ را فروگذاشته‌ و به‌ عبادت‌ آن ‌موجودات‌ بي‌جان‌ روي‌ مي‌آورند؟!
	سوره فرقان آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْماً وَزُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداي‌ متعال‌ در اين‌ آيات‌ چندين‌ شبهه‌ مشركان‌ را طرح‌ كرده‌ و به‌ رد آنها مي‌پردازد. اولين‌ شبهه‌ اين‌ بود: «و كافران‌ گفتند: اين‌» قرآن‌ «جز دروغي‌ نيست‌ كه‌ خود» محمد ص «آن‌ را بربافته‌ است‌» و از نزد خود برساخته‌ است‌ «و گروهي‌ديگر او را بر آن‌» يعني: بر افترا و برساختن‌ قرآن‌ «ياري‌ كرده‌اند» مراد آنها از «گروهي‌ديگر»، برخي‌ از يهود و نصارا هستند. اين‌ سخن‌ بسياري‌ از كفار در هر زمان‌ ومكاني‌ است‌ و مبشران‌ و مشركان‌ در اين‌باره‌ كتابها پرداخته‌ و زحمت‌ها كشيده‌اند اما هر چه‌ كوشيده‌اند جز رسوايي‌ چيز ديگري‌ برنيندوخته‌اند «و قطعا ستم‌ و دروغي‌» بس‌ هولناك‌ و بزرگ‌ و آشكار «در ميان‌ آوردند» با اين‌ سخنان‌ و نسبتهاي ‌بي‌بنيادشان‌ زيرا شخص‌ عربي‌اي‌ را در موضعي‌ قرار دادند كه‌ گويا از شخص‌عجمي‌ رومي‌اي‌ سخني‌ را دريافته‌ كه‌ در فصاحت‌ خود تمام‌ فصحاي‌ عرب‌ را درمانده‌ كرده‌ است‌ و ستمي‌ از اين‌ بيش‌ چيست‌ كه‌ حقيقت‌ را وارونه‌ كنند!!.
 
	سوره فرقان آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
شبهه‌ دوم‌ مشركان‌ اين‌ بود: «و گفتند: افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ است‌» يعني: قرآن ‌افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ و نشأت‌يافته‌ از اخبار و خرافات‌ آنان‌ است‌ «كه‌ آن‌ را بازنوشته ‌است‌» يعني: محمد ص آن‌ را از زبان‌ مردمي‌ديگر برگرفته‌ و از آنها بازنويسي‌ آن‌را طلب‌ كرده‌ است‌، يا: آن‌ را براي‌ خود باز نوشته‌ است‌ «و صبح‌ و شام‌ بر او املا مي‌شود» يعني: بعد از آن‌كه‌ آنها را بازنويسي‌ كرده‌ آن‌ را از دهان‌ كساني‌ كه‌ بر وي‌ املا مي‌كنند، حفظ مي‌كند و خوب‌ فرامي‌گيرد ـ زيرا او خود امي‌ و ناخوان ‌بوده‌ توان‌ اين‌ را ندارد كه‌ آن‌ را از روي‌ اين‌ نوشته‌ها بخواند پس‌ اين‌ گروه‌ از بامداد تا شام‌ مرتبا اين‌ اسطوره‌ها و داستانها را به‌ وي‌ تعليم‌ مي‌دهند و ديكته ‌مي‌كنند. به‌قولي‌ معني‌ «صبح‌ و شام‌» اين‌ است: آنان‌ دائما در تمام‌ اوقات ‌محمد ص را تحت‌ آموزش‌ خود دارند.
خداي‌ متعال‌ در رد آنان‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره فرقان آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: آن‌ را كسي‌ نازل‌ كرده‌ كه‌ هر راز نهاني‌ را در آسمانها و زمين‌ مي‌داند» يعني: اين‌ قرآن‌ از سنخ‌ آن‌ چيزهايي‌ نيست‌ كه‌ با ياري‌ و نوشتن‌ ديگران‌ از روي ‌داستانهاي‌ دروغين‌ و اخبار و افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ بتواند سرهم‌بندي‌ شود بلكه‌ اين ‌قرآن‌ وحيي‌ آسماني‌ است‌ كه‌ آن‌ را كسي‌ نازل‌ كرده‌ كه‌ همه‌چيز را مي‌داند و چيزي‌ از چيزها از ميدان‌ علم‌ و نظارت‌ وي‌ پنهان‌ نيست‌، شاهد مدعا اين‌كه‌ قرآن ‌مشتمل‌ بر علوم‌ و اسراري‌ است‌ كه‌ عادتا ناممكن‌ است‌ محمد ص يا ديگران‌ آنها را در هنگام‌ نزول‌ قرآن‌ دانسته‌ باشند، كه‌ خود اين‌ به‌ تنهايي‌ دليل‌ بزرگي‌ بر اين‌ امر است‌ كه‌ قرآن‌ از بارگاه‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌، از همين ‌روست‌ كه‌ شما از معارضه‌ قرآن‌ درمانده‌ايد و سوره‌اي‌ همانند آن‌ را نتوانسته‌ و نخواهيد توانست‌ به‌ ميان ‌آوريد «بي‌گمان‌ او آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» هم‌ بدين‌ جهت‌ بر مجازات‌ شما شتاب ‌نمي‌كند و به‌ شما مهلت‌ مي‌دهد.
ابن‌ كثير مي‌گويد: «اين‌ فراخواني‌اي‌ است‌ از آنان‌ به‌سوي‌ توبه‌ و انابت‌».
 
سوره فرقان آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سومين‌ شبهه‌ مشركان‌ كه‌ در آن‌ پنج‌ صفت‌ را كه‌ به‌ زعم‌ آنان‌ با نبوت‌ در تعارض‌ است‌ مطرح‌ كردند، عبارت‌ است‌ از: «و گفتند: اين‌ پيامبر را چه‌ شده ‌است‌» آن‌ حضرت‌ ص را از روي‌ استهزا و تمسخر «پيامبر» ناميدند درحالي‌كه‌ به‌ پيامبري‌ ايشان‌ عقيده‌ نداشتند «كه‌ خوراك‌ مي‌خورد و در بازارها راه ‌مي‌رود؟» يعني: او را چه‌ شده ‌است‌ كه‌ غذا مي‌خورد چنان‌كه‌ ما مي‌خوريم‌ و در بازارها به‌ طلب‌ معيشت‌ خود راه‌ مي‌رود چنان‌كه‌ ما راه‌ مي‌رويم‌؟ اين‌ چه‌گونه‌ پيامبري‌ است‌؟ به‌پندار آنها اگر محمد ص به‌راستي‌ پيامبر بود، بايد از غذا و كار وكسب‌ بي‌نياز مي‌بود «چرا به‌ سوي‌ او فرشته‌اي‌ نازل‌ نشده‌ تا همراه‌ وي‌ هشداردهنده ‌باشد؟» به‌ اين‌ ترتيب‌ خواستار آن‌ شدند كه‌ فرشته‌اي‌ همراه‌ پيامبر ص باشد كه‌ وي‌ را در امر رسالت‌ ياري‌ و پشتيباني‌ و تصديق‌ كرده‌ و بر رسالت‌ وي‌ گواهي‌ دهد.
 
	سوره فرقان آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلاً مَّسْحُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا چرا» از آسمان‌ «گنجي‌ بر او افگنده‌ نشده‌» تا با بهره‌گيري‌ از آن‌، از طلب ‌روزي‌ بي‌نياز باشد «يا چرا باغي‌ ندارد كه‌ از آن‌ بخورد؟» و هر كجا مي‌رود آن‌ باغ‌ هم‌ با وي‌ برود تا به‌وسيله‌ آن‌ 