مَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُواْ الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِيهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! از چيزهاي‌ پاكيزه‌اي‌ كه‌ به‌دست‌ آورده‌ايد انفاق‌ كنيد» يعني: از بهترين ‌و برگزيده‌ترين‌ و حلال‌ترين‌ اموال‌ خويش‌ انفاق‌ كنيد. مراد از انفاق‌ در اينجا، زكات‌ فرض‌ است‌ و به‌ قولي: معناي‌ آن‌ عام‌ است‌ در زكات‌ فرض‌ و صدقات‌ ديگر «و از آنچه‌ براي‌ شما از زمين‌ برآورده‌ايم‌» كه‌ عبارت‌ از: ميوه‌ها، حبوبات، سبزيجات، معادن، گنجها و دفينه‌هاي‌ زيرزمين‌ است، نيز انفاق‌ كنيد. و حاشا! «قصد انفاق‌» چيزهاي‌ «ناپاك‌ و بد» و پست‌ «را نكنيد» يعني: مال‌ وامانده‌ وناباب‌ را به‌ صدقات‌ و خيرات‌ اختصاص‌ ندهيد «درحالي‌كه‌ آن‌ را» اگر به‌ عنوان‌ حقوقتان‌ به‌ خودتان‌ بدهند «خود شما نيز گيرنده‌ آن‌ نيستيد» به‌ هيچ‌ نحو و در هيچ ‌زماني‌ «مگر آن‌ كه‌ در آن‌ چشم‌پوشي‌ كنيد» يعني: اگر يكي‌ از شما آن‌ را در بازار ببيند كه‌ فروخته‌ مي‌شود، يا كسي‌ آن‌ مال‌ پست‌ را به‌ وي‌ اهدا نمايد، يا دربرابر حق‌وي‌ به‌ وي‌ بدهد، هرگز آن‌ را - جز با بي‌ميلي‌ و از روي‌ كم‌رويي‌ و چشم‌پوشي‌ - نمي‌پذيرد، پس‌ هرگاه‌ خود به‌ آن‌ چيز نامرغوب‌ و ناباب‌ رغبت‌ نداريد، چگونه‌حق‌ خدا(ج) را از آن‌ مي‌پردازيد؟ «و بدانيد كه‌ خداوند بي‌نياز» است‌ از انفاقهاي ‌شما، پس‌ انفاق‌ مال‌ قطعا به‌ منفعت‌ خود شماست‌ «ستوده‌ است‌» و سزاوار حمد و ستايش‌ در برابر نعمتهاي‌ وافري‌ كه‌ به‌ شما بخشيده‌ است‌ و از جمله‌ ستايش‌ وشكرگزاريي‌ كه‌ سزاوار جلال‌ و عظمت‌ اوست، يكي‌ هم‌ انفاقتان‌ از اموال ‌پاكيزه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ شما ارزاني‌ نموده‌ است، پس‌ بدانيد كه‌ خداوند(ج) پاك‌ است ‌و جز پاك‌ را نمي‌پذيرد.
ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ آياتي‌ از قرآن‌ كريم‌ كه‌ در آنها مطالبه‌ انفاق‌ مال‌ مي‌شود،  غالبا يا به‌ عبارت‌ ﴿اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ‏﴾ ختم‌ مي‌شوند، يا به‌ عبارت‌ ﴿ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‏﴾ «آيه‌بعد»؛ و خود اين‌ امر ما را به‌ اين‌ حقيقت‌ رهنمون‌ مي‌سازد كه‌ مال‌ انفاق‌ شده‌ بخشي ‌از همان‌ نعمتهايي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ خود به‌ بندگانش‌ ارزاني‌ نموده‌ است‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «همانا خداوند(ج) بدي‌ را با بدي‌ محو نمي‌كند، بلكه‌ بدي‌را با نيكي‌ محو مي‌كند زيرا پليدي‌ نمي‌تواند محوكننده‌ پليدي‌ باشد... ». همچنين‌در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عايشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: براي ‌رسول‌ اكرم‌ص سوسماري‌ هديه‌ آوردند، اما آن‌ حضرت‌ص نه‌ آن‌ را خوردند و نه‌ از خوردن‌ آن‌ نهي‌ كردند. گفتم: يا رسول‌ الله! آيا مساكين‌ را با آن‌ اطعام‌ كنيم‌؟ فرمودند: «از آنچه‌ خود نمي‌خوريد، آنان‌ را اطعام‌ نكنيد».
 سوره فرقان آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و رسول‌ خدا گفت‌» شكواكنان‌ به‌سوي‌ پروردگارش‌ در دنيا «پروردگارا! قوم ‌من‌» قريش‌، يا اعراب‌ «اين‌ قرآن‌ را وا نهادند» و رها كردند، نه‌ به‌ آن‌ ايمان ‌آوردند و نه‌ به ‌وجهي‌ از وجوه‌ آن‌ را پذيرفتند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: آنان‌ قرآن‌ را به‌باد هذيان‌ و ناسزا گرفتند. بايد دانست‌ كه‌ اين‌ شكواي‌ پيامبر ص هم‌اكنون‌ و در هر زماني‌ كه‌ امت‌ ايشان‌ قرآن‌ را رها كنند، بلند است‌. ابن‌قيم‌ مي‌گويد: «مهجور قرار دادن‌ و وانهادن‌ قرآن‌ بر چند نوع‌ است: يكي‌ از اين‌ انواع: گوش ‌ننهادن‌ و ايمان‌ نياوردن‌ به‌ آن‌ است‌. دوم: ترك‌ عمل‌ به‌ آن‌ است‌ ـ هر چند كه‌ آن‌را بخواند و به‌ آن‌ ايمان‌ آورد. سوم: ترك‌ حاكميت‌ و داوري‌ طلبيدن‌ از آن ‌است‌. چهارم: ترك‌ تدبر و فهم‌ معاني‌ آن‌ است‌. پنجم: ترك‌ شفا خواستن‌ و درمان‌ جستن‌ از آن‌ است‌ در بيماريهاي‌ دلها. هرچند كه‌ بعضي‌ از اين‌ انواع‌ از بعضي ‌ديگر سبكتر اند».
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض) از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «من‌ تعلم‌ القرآن‌ وعلق‌ مصحفه‌ لم‌ يتعاهده‌ ولم‌ ينظر فيه‌ جاء يوم‌ القيامة‌ متعلقا به‌ يقول‌ يارب‌ العالمين‌: إن‌ عبدك‌ هذا اتخذني‌ مهجورا فاقض‌ بيني‌ و بينه: هر كس‌ قرآن‌ را فراگيرد سپس‌ مصحفش‌ را به‌ طاقچه‌اي‌ گذاشته‌ نه‌ بر آن‌ مواظبت‌ و پايبندي‌ كند ونه‌ در آن‌ بنگرد، روز قيامت‌ درحالي‌ مي‌آيد كه‌ قرآن‌ بدان‌ درآويخته‌ است‌ و مي‌گويد: اي‌ پروردگار عالميان‌! همانا اين‌ بنده‌ تو مرا وانهاد پس‌ ميان‌ من‌ و او قضاوت‌ كن‌».
سپس‌ خداي‌ متعال‌ به‌ دلجويي‌ پيامبرش‌ ص پرداخته‌ و مي‌فرمايد:
	سوره فرقان آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِياً وَنَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌ گونه‌» كه‌ برايت‌ از مشركان‌ قومت‌ دشمناني‌ قرار داديم‌ اي‌ محمد! «براي‌ هر پيامبري‌ دشمني‌ از مجرمان‌ قرار داديم‌» پس‌ تو از اين‌گونه‌ برخوردها بي‌قرار و افسرده‌ مشو زيرا اين‌ شيوه‌ و سنت‌ بر انبياي‌ قبل‌ از تو نيز جاري‌ بوده‌ است ‌پس‌ شكيبا باش‌ چنان‌كه‌ آنان‌ شكيبا بودند «و پروردگارت‌ به‌عنوان‌ هدايتگر و ياور كافي‌ است‌» لذا او بندگانش‌ را به‌سوي‌ مصالح‌ دين‌ و دنيا هدايت‌ مي‌كند و آنان‌ را بر دشمنان‌ ياري‌ و نصرت‌ مي‌دهد. يعني: پروردگارت‌ با تو نيز اين‌ گونه‌ عمل‌ خواهد كرد پس‌ آسوده‌خاطر باش‌.
	سوره فرقان آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
پنجمين‌ شبهه‌ منكران‌ نبوت‌ اين‌ است: «و كافران‌ گفتند، چرا قرآن‌ يكجا بر او نازل‌ نشده‌ است‌» در يك‌ وقت‌؟ «اين‌ گونه‌» ما قرآن‌ را بخش‌بخش‌ و به‌ تدريج ‌برحسب‌ حوادث‌ و رويدادها نازل‌ كرديم‌ «تا قلبت‌ را به‌ وسيله‌ آن‌ استوار گردانيم‌» يعني: تا با نازل ‌كردن‌ قرآن‌ بر اين‌ كيفيت‌ و بر اين‌ وصف‌، قلبت‌ را قوي‌ واستوار گردانيم‌ زيرا نازل‌ كردن‌ آن‌ به‌ اين‌ كيفيت‌ نزديكتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ قلبت‌ در هر رويدادي‌ از رويدادهاي‌ مخاطره‌انگيز و در توطئه‌ها و شگردهاي‌ گونه‌گون‌ و نيرنگ‌هاي‌ رنگارنگي‌ كه‌ از سوي‌ دشمنان‌ با آنها روياروي‌ هستي‌، قوي‌ و استوار گردد و در خود هيچ‌گونه