‌.
 
	آيه  273
‏متن آيه : ‏
‏ لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«صدقات‌ براي‌ فقرايي‌ است‌» يعني: صدقات‌ خود را براي‌ آن‌ تهيدستاني‌ بدهيد «كه‌ خود را وقف‌ در راه‌ خدا كرده‌اند» با جهاد و مبارزه‌ «و نمي‌توانند در زمين‌ سفر كنند» براي‌ تجارت‌ يا زراعت‌ و امثال‌ آن‌ از مشاغل‌ ديگر، به‌ منظور تأمين‌ مخارج ‌زندگي، چراكه‌ تمام‌ وقت‌ به‌ جهاد مشغولند و خود را براي‌ آن‌ وقف‌ كرده‌اند، يا هجرت‌ كرده‌اند تا در تحت‌ فرمان‌ خدا و رسول‌ وي‌ باشند. همچون‌ اصحاب ‌صفه‌[3] كه‌ به‌طور دسته‌جمعي‌ شب‌ و روز در مسجد النبي‌ زندگي‌ مي‌كردند و به‌عبادت‌ و تلاوت‌ مشغول‌ بوده‌ مشتاقانه‌ در تمام‌ غزوات‌ و سريه‌ها داوطلب‌ جهاد مي‌شدند و چنان‌ كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است، اين‌ آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ ايشان‌ نازل‌ شد.
علما در بيان‌ احكام‌ گفته‌اند: تكدي‌ در اسلام‌ حرام‌ است‌ مگر براي‌ ضرورتي، پس‌ تكدي‌ براي‌ كسي‌ كه‌ به‌ كسب‌ و كار توانايي‌ دارد، حلال‌ نيست، به‌ دليل‌ اين‌حديث‌ شريف: «لا تحل الصدقة لغني ولا لذي مرة سوي‌: صدقه‌ براي‌ شخص‌ ثروتمند و كسي‌ كه‌ توانايي‌ دارد و سليم‌ الاعضاء است‌ روا نيست‌».
علما برآنند كه‌ گدايي‌ براي‌ سه‌ كس‌ حلال‌ است: 
1- فقير و محتاجي‌ كه‌ زمين‌گير شده‌ باشد.
2- كسي‌ كه‌ وامي‌ سنگين‌ بر عهده‌اش‌ قرار داشته‌ باشد. و آن‌ وامي‌ است‌ كه‌ انسان‌ خود به‌ پرداخت‌ آن‌ متعهد گشته‌ بي‌آن‌ كه‌ در قبال‌ آن‌ عوضي‌ گرفته‌ باشد، چون ‌مال‌ ضمانت، يا انفاق‌ براي‌ اصلاح‌ ذات‌البين‌ و انفاق‌ براي‌ دفع‌ مظلمه‌اي‌.
3- كسي‌ كه‌ پرداخت‌ ديه‌ فرد صالح، يا دوستي‌ را بر عهده‌ گرفته‌ است‌ كه‌ اگر آن ‌ديه‌ را ندهد، آن‌ فرد كشته‌ مي‌شود و او از كشته‌شدن‌ وي‌ دردمند مي‌گردد.
و اين‌ حديث‌ شريف‌ جامع‌ هر سه‌ معناي‌ يادشده‌ است‌: «المساله‌ لاتحل‌ الا لذي‌ فقرمدقع، او لذي‌ غرم‌ مفظع، اولذي‌ دم‌ موجع‌»، پس‌ الحاح‌ و پافشاري‌ بر تكدي، با وجود بي‌نيازي‌ از آن‌ روا نيست‌. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «كسي‌ كه ‌اموال‌ مردم‌ را به‌ تكدي‌ از آنان‌ مي‌طلبد تا سرمايه‌دار گردد، جز اين‌ نيست‌ كه ‌اخگر آتش‌ را براي‌ خويش‌ درخواست‌ نموده‌ است، پس‌ او مختار است‌ كه‌ به‌ كم ‌قناعت‌ ورزد، يا همچنان‌ افزون‌ طلبي‌ پيشه‌ كند».
«و» آن‌ فقراي‌ مجاهد در راه‌ خدا(ج) «از مناعتي‌ كه‌ دارند، هر كس‌ ناآگاه‌ باشد، آنان‌ را توانگر مي‌انگارد» زيرا ايشان‌ خود را از سؤال‌كردن‌ بازداشته‌ و هرگز اظهار فقر و مسكنت‌ نمي‌كنند، به ‌طوري‌كه‌ شخص‌ بي‌اطلاع‌ از حالشان، ايشان‌ را توانگر مي‌پندارد، اما شخص‌ بابصيرت، ايشان‌ را از نشانه‌هايشان‌ مي‌شناسد: «آنان‌ را به‌سيمايشان‌ مي‌شناسي‌» با ضعف‌ و بي‌حالي‌ بدنهايشان‌ و نشانه‌هاي‌ ديگري‌ كه‌گوياي‌ فقر و نيازمندي‌ آنهاست، كه‌ اين‌ به‌ فراست‌ مؤمن‌ و بينش‌ نافذ صاحبان‌ خرد و بصيرت‌ بستگي‌ دارد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنورالله: از فراست‌ مؤمن‌ پروا كنيد زيرا او به‌ نور خدا مي‌نگرد». «از مردم‌ به‌ اصرار چيزي‌ نمي‌خواهند» يعني: آنان‌ مانند ديگر نيازمندان‌ يا متكديان‌ نيستند كه‌ به‌اصرار و پافشاري‌، از مردم‌ خواهان‌ خيرات‌ شوند، بلكه‌ قطعا از مردم‌ چيزي ‌نمي‌خواهند، نه‌ با اصرار و الحاح‌ و نه‌ بدون‌ آن، به‌ جهت‌ وارستگي‌ و مناعت‌طبعي‌ كه‌ دارند. اين‌ معني‌، بنا بر رأي‌ جمهور مفسران‌ است‌. اما به‌ قولي‌ ديگر: مراد اين‌ است‌ كه‌ آنان‌ از مردم‌ درخواست‌ كمك‌ مي‌كنند، ولي‌ نه‌ با پافشاري‌ واصرار و سماجت‌. «و هر مالي‌ كه‌ انفاق‌ كنيد، خداوند به‌ آن‌ آگاه‌ است‌» پس‌ چيزي‌ از آن‌ بر وي‌ پنهان‌ نمي‌ماند و به‌ زودي‌ در برابر آن‌ بهترين‌ پاداش‌ را به‌ شما خواهدداد.
 
[3] صفه: سایبه بانی بود پیوسته به مسجد النبی r. و اصحاب صفه از مهاجران قریش بودند که نه در مدینه مسکنی داشتند و نه قوم و قبیله ای و در صفه مسجد النبی به سر می بردند و تعدادشان چهارصد تن بود.سوره شعراء آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و مضمون‌ رسالت‌ ما «اين‌» است‌ «كه‌ بني‌اسرائيل‌ را با ما بفرست‌» يعني: اي‌ فرعون‌! آنان‌ را از يوغ‌ بردگي‌ و بندگي‌ رها كن‌ تا با ما از مصر بيرون‌ روند.
 
	سوره شعراء آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيداً وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» فرعون‌ «آيا تو را در كودكي‌ در ميان‌ خود پرورش‌ نداديم‌؟» يعني: بعد از آن‌كه‌ موسي‌ و هارن‌إ نزد فرعون‌ آمده‌ و پيام‌ ياد شده‌ را به‌ وي‌ ابلاغ‌ كردند، فرعون‌ به‌ موسي‌(ع) گفت: آيا اين‌ ما نبوديم‌ كه‌ تو را در كودكي‌ در خانه‌ خود پرورش‌ داديم‌ و در ميان‌ اطفالي‌ كه‌ از بني‌اسرائيل‌ كشتيم، تو را استثنا كرده‌ و به‌قتل‌ نرسانديم‌؟ «و سالها از عمرت‌ را در ميان‌ ما نماندي‌؟» يعني: پس‌ اين‌ نبوت ‌مورد ادعاي‌ تو چه‌ وقت‌ روي‌ داد و آن‌ را از كجا آوردي‌؟ به‌ قولي: موسي‌(ع) سي‌ سال‌ در خانه‌ فرعون‌ به‌سر برد، از لباسهاي‌ فرعون‌ مي‌پوشيد، از مركب‌هاي ‌سواري‌ وي‌ استفاده‌ مي‌كرد و به‌ نام‌ فرزند وي‌ ناميده‌ مي‌شد سپس‌ بعد از گريختن‌ از مصر ده‌ سال‌ در مدين‌ ماند آن‌گاه‌ مجددا به‌ ميان‌ فرعونيان‌ بازگشت‌ و به‌ مدت ‌سي‌سال‌ ديگر آنان‌ را به‌ سوي‌ اللهأ دعوت‌ مي‌كرد سپس‌ بعد از غرق‌ شدن‌ فرعون‌ و قومش‌ نيز پنجاه‌ سال‌ ديگر زندگي‌ كرد.
 
	سوره شعراء آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرعون‌ در ادامه‌ به‌ موسي‌(ع) گفت: «و از تو سر زد آن‌ كاري‌ كه‌ كردي‌» به‌ اين ‌ترتيب، او در آغاز نعمت‌هاي‌ خود را بر موسي‌(ع) برشمرد، سپس‌ گناه‌ موسي‌(ع)را به‌ ياد وي‌ آورد كه‌ مرادش‌ كشتن‌ آن‌ شخص‌ قبطي‌ از سوي‌ موسي‌(ع) بود «و تو از ناسپاساني‌» اي‌ موسي‌! كه‌ با كشتن‌ يكي‌ از يارانم‌ كفران‌ نعمت‌ كردي‌.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3364.txt"> آيه  20</a><a class="text" href="w:text:3365.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:3366.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:3367.txt"> آيه  23</a><a class="text" href="w:text:3368.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:3369.txt">آيه  25</a><a cla