ان‌ بزرگ‌ شماست‌ كه‌ به‌ شما جادو آموخته ‌است‌» اعتراف‌ فرعون‌ به‌ اين‌كه‌ موسي‌(ع) بزرگ‌ آنان‌ است، با آن‌كه‌ او دوست ‌نداشت‌ به‌ چيزي‌ اعتراف‌ كند كه‌ شأن‌ موسي‌(ع) را با آن‌ بالا ببرد، براي‌ اين‌ بود كه همه‌ كساني‌ كه‌ در صحنه‌ رويارويي‌ موسي‌(ع) با جادوگران‌ حاضر بودند، به‌ اين‌حقيقت‌ پي‌ برده‌ بودند كه‌ آنچه‌ موسي‌ (ع) آورده‌ است، درخشان‌تر و قوي‌تر ازآن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ جادوگران‌ به‌ ميان‌ افگنده‌اند پس‌ با اين‌ سخن‌ خواست‌ تا در اذهان‌ مردم‌ اين‌ شك‌ و شبهه‌ را درافگند كه: اين‌ صحنه‌اي‌ را كه‌ شما مشاهده‌كرديد، هرچند با برتري‌ و غلبه‌ موسي‌ بر جادوگران‌ به‌پايان‌ آمد اما اين‌ خود؛ كار استاد خودشان‌ بود و آنان‌ اين‌ فن‌ را از خود وي‌ آموخته‌ بودند پس‌ گمان‌ نبريد كه‌كار موسي‌(ع) كاري‌ است‌ كه‌ بشر بر آن‌ قادر نيست، يا اين‌ كار وي‌ از فعل‌ پروردگاري‌ است‌ كه‌ او به‌سويش‌ فرامي‌خواند «به‌ زودي‌ خواهيد دانست‌. حتما دستها و پاهايتان‌ را در خلاف‌ جهت‌ همديگر خواهم‌ بريد» يعني‌ دست‌ راست‌ را با پاي‌ چپ، يا عكس‌ آن‌ «سپس‌ همگي‌تان‌ را به‌ دار خواهم‌ آويخت‌» به‌ صليب‌كشيدن‌ يا به‌ دارآويختن، همان‌ حلق‌ آويزكردن‌ تا مرگ‌ است‌. فرعون‌ خواست‌ تا ساحران‌ را بر شاخه‌هاي‌ درختان‌ خرما به‌ دار كشد تا اين‌ عمل، شكنجه‌ شديدتري‌ برايشان‌ باشد و در انظار مردم‌ بيشتر خوارشان‌ گرداند.
 
	سوره شعراء آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جادوگران‌ گفتند: باكي‌ نيست، ما به‌سوي‌ پروردگار خود باز مي‌گرديم‌» يعني: درآنچه‌ كه‌ از عذاب‌ دنيا به‌ ما مي‌رسد، بر ما هيچ‌ باك‌ و زياني‌ نيست‌ زيرا اين‌ عذاب ‌درگذر است‌ و برطرف‌ مي‌شود و ما بعد از آن‌ به‌سوي‌ پروردگارمان‌ بازمي‌گرديم‌ واو براي‌ ما ـ با ايمان‌ به‌ حق، پايداريمان‌ بر شكنجه‌ات، ثباتمان‌ بر توحيد و بيزاري ‌از كفر ـ از نعمتهاي‌ هميشگي‌ خويش‌ چنان‌ مي‌بخشد كه‌ آن‌ را حد و وصفي‌ نيست‌.
 
	سوره شعراء آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ما اميدواريم‌ كه‌ پروردگارمان‌ گناهانمان‌ را از آن‌ روي‌ كه‌ نخستين‌ ايمان‌آورندگان ‌بوده‌ايم، بيامرزد».
سرانجام‌ فرعون‌ همگي‌ آنان‌ را كشت‌. كه‌ تفصيل‌ داستان‌ در سوره‌ «اعراف‌» گذشت‌.
 
	سوره شعراء آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ موسي‌ وحي‌ كرديم‌ كه‌ بندگان‌ مرا شبانه‌ ببر» بعد از آن‌كه‌ موسي‌(ع) سالها در مصر باقي‌ ماند و دعوت‌ وي‌ جز بر عناد و استكبار فرعونيان‌ نيفزود، خداوند متعال‌ به‌ وي‌ فرمان‌ داد كه‌ بني‌اسرائيل‌ را شبانه‌ از مصر حركت‌ دهد «زيرا شما مورد تعقيب‌ قرار خواهيد گرفت‌» يعني: فرعون‌ و قومش‌ شما را تعقيب‌ مي‌كنند تا شما را از راه‌ بازگردانند. حق‌ تعالي‌ بني‌اسرائيل‌ را بندگان‌ خود ناميد زيرا آنان‌ به‌موسي‌(ع) و رسالت‌ وي‌ ايمان‌ آورده‌ بودند. براساس‌ قول‌ جمعي‌ از مفسران، موسي‌(ع) شبانگاه‌ در هنگام‌ طلوع‌ ماه‌ حركت‌ كرد. نقل‌ است‌ كه‌ موسي‌(ع) تابوت ‌يوسف‌(ع) را نيز از قبر وي‌ بيرون‌ آورد و با خود برد زيرا يوسف‌(ع) خود وصيت‌ كرده‌ بود كه‌ چون‌ بني‌اسرائيل‌ از مصر مي‌رفتند، نعش‌ او را نيز با خود به‌ فلسطين ‌ببرند. نقل‌ است‌ كه‌ مدت‌ اقامت‌ بني‌اسرائيل‌ در مصر، (430) سال‌ بود و شب ‌بيرون‌ شدنشان‌ از مصر، براي‌ هميشه‌ نزد آنان‌ شب‌ عيد است‌ كه‌ آن‌ را «عيدفصح‌» مي‌نامند.
 
سوره شعراء آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ فرعون‌ گردآورندگان‌ را به‌ شهرها فرستاد» يعني‌ هنگامي‌ كه‌ خبر به‌راه ‌افتادن‌ بني‌اسرائيل‌ و خروجشان‌ از مصر به‌ فرعون‌ رسيد، او دستور بسيج ‌عمومي‌ داد. به‌ قولي: هزار شهر و دوازده‌ هزار قريه‌ تحت‌ حاكميت‌ فرعون‌ قرار داشت‌.
	سوره شعراء آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرعون‌ گفت: «بي‌گمان‌ اينان‌» يعني‌ بني‌ اسرائيل‌ «گروهي‌ اندكند» او با اين‌ سخنش‌ مي‌خواست‌ تا از شأن‌ و ارزش‌ بني‌اسرائيل‌ در نزد قومش‌ كاسته‌ و از ميان ‌برداشتنشان‌ را ساده‌ و آسان‌ جلوه‌ دهد. به‌ قولي: بني‌اسرائيل‌ جمعا ششصدوهفتادهزار تن‌ بودند و سپاه‌ فرعون‌ در حدود يك‌ ميليون‌ و پانصد هزار تن‌. اما اين‌ عدد به‌ اثبات‌ نرسيده‌ و گويا از مبالغه‌هاي‌ بني‌اسرائيل‌ است‌.
 
	سوره شعراء آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرعون‌ افزود: «و به‌ راستي‌ آنان‌ ما را بر سر خشم‌ آورده‌اند» كه‌ بي‌ اجازه‌ ما از مصر بيرون‌ رفته‌اند.
 
	سوره شعراء آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما انبوهي‌ حاذر هستيم‌» حاذر: آماده‌ و بيدار. گويي‌ او تمام‌ پيروان‌ خويش ‌را فرمان‌ داد تا با حركت‌ بني‌اسرائيل‌ به‌ حال‌ آماده‌ باش‌ قرار گيرند و براي ‌ناكام ‌كردن‌ اين‌ حركت، همه‌ بسيج‌ شوند.
 
سوره شعراء آيه  57‏متن آيه : ‏‏ فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ‏
آيه  58‏متن آيه : ‏‏ وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ‏
‏ترجمه : ‏
«سرانجام‌ ما آنان‌ را از باغستانها و چشمه‌سارها و گنجينه‌ها و جايگاههاي ‌پرنازونعمت‌ بيرون‌ كرديم‌» يعني: فرعون‌ و لشكريانش‌ را از سرزمين‌ مصر كه‌ پر ازباغستانها، چشمه‌سارها و گنجينه‌ها بود بيرون‌ رانديم‌. مقام‌ كريم: منازل‌ و خانه‌هاي ‌نيكو و به‌قولي: مجالس‌ رؤسا و امراء است‌.آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ خداوند است‌ كه‌ آنان‌ را به‌ باد تمسخر و ريشخند مي‌گيرد» يعني: حق‌ تعالي‌ به‌ منظور دفاع‌ و ياري‌ بندگان‌ مؤمن‌ خويش، خواري‌ و حقارت‌ را بر آنان‌ فرودآورده‌، از آنان‌ انتقام‌ مي‌گيرد و مسخره‌شان‌ مي‌كند. نسبت‌دادن‌ فعل‌ استهزا به‌خداوند(ج)، از باب‌ هم‌ شكل‌گويي‌ (مشاكله)[2] است، يعني‌ به‌ آنان‌ در برابراستهزايشان‌ كيفر مي‌دهد «و آنان‌ را در سركشي‌ و طغيانشان‌ فرو مي‌گذارد» يعني: مهلتشان‌ مي‌دهد «تا سرگردان‌ شوند» يعني: تا در كفر، لجاجت، باطل‌ و سركشي ‌خودشان‌ دست ‌وپا زنند و همچنان‌ حيران‌ و سرگردان‌ باقي‌ بمانند.
 
[2] مشاکله در علم بلاغت: به معنای هماهنگ بودن دوجمله در لفظ به هم