ي‌ از آن ‌نكاهد» و از آنجا كه‌ موضوع‌ گواهي‌ و شهادت، بر اين‌ اقرار بدهكار كه‌ دين‌ برذمه‌اش‌ ثابت‌ است‌، بنا مي‌گردد لذا حق‌ تعالي‌ وي‌ را به‌ املا و ديكته‌ كردن‌ مطلب‌ ومضمون‌ مربوطه‌ بر نويسنده‌ و رعايت‌ تقوي‌ در آنچه‌ كه‌ به‌ او ديكته‌ مي‌كند دستورداد و او را از كاستن‌ از اصل‌ مقدار وام‌ در اقرارش‌ نهي‌ كرد. بعضي‌ گفته‌اند: بلكه ‌نهي‌ از كاستن‌ متوجه‌ نويسنده‌ است‌ «پس‌ اگر كسي‌ كه‌ حق‌ بر ذمه‌ اوست، سفيه‌ بود» سفيه: كسي‌ است‌ كه‌ به‌سبب‌ سفاهت‌ و كم‌ عقلي، نمي‌تواند در مال‌ به‌ درستي‌تصرف‌ كند «يا» اگر كسي‌ كه‌ حق‌ بر ذمه‌ اوست‌ «ضعيف‌ بود» ضعيف: پيرمرد سالمند و خرف، بچه‌ خردسال، شخص‌ گنگ، يا كسي‌ است‌ كه‌ توانايي‌ تعبير و بيان‌ را به‌طور بايد و شايد ندارد «پس‌ ولي‌ او بايد با عدالت‌ املا نمايد» يعني: ازجاي‌ افراد ناتوان‌ ياد شده، بايد اوليا و اوصياءشان، يا شخص‌ مترجمي، املا و ديكته‌ كند «و دو شاهد از مردانتان‌ را بر آن‌ گواه‌ بگيريد» يعني: دو مرد مسلمان‌ را كه‌بر سند دين‌ (بدهكاري) گواهي‌ دهند، فرا خوانيد و آنان‌ را گواه‌ بگيريد. بنابراين، شاهدگرفتن‌ بر عقد «مداينه‌» واجب‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: شاهدگرفتن‌ مستحب ‌است‌ و در آغاز امر واجب‌ بود، اما با آيه‌ بعدي: ﴿ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي﴾، وجوب‌ آن‌ منسوخ‌ گرديد.
«پس‌ اگر دو مرد حاضر نبودند، يك‌ مرد را با دو زن‌ گواه‌ بگيريد از آن‌ گواهاني‌ كه ‌مي‌پسنديد» گواهي‌ دادن‌ آنها را، به‌ سبب‌ ديانت‌ و عدالت‌ ايشان‌. گفتني‌ است‌ كه ‌يك‌ مرد و دو زن، كمترين‌ حد نصاب‌ شهادت‌ در اين‌ معامله‌ است‌. و علت‌ گرفتن ‌دو شاهد زن‌ اين‌ است‌ «كه‌ اگر يكي‌ از آنها فراموش‌ كرد، آن‌ ديگري‌ به‌يادش‌ آورد» يعني: اگر يك‌ زن‌ فراموش‌ كرد، زن‌ ديگر به‌يادش‌ آورد زيرا برخلاف‌ مردان، چنين‌ ضعفي‌ بر زنان‌ عارض‌ مي‌شود و چه ‌بسا كه‌ يك‌ بخش‌ از شهادت‌ را اين‌يكي ‌فراموش‌ كند و بخش‌ ديگري‌ را آن‌ يكي، لذا هريك‌ از آن‌ دو، مي‌تواند دريادآوري‌ مطلب‌ به‌ رفيق‌ خود كمك‌ كند. فراموشي‌ از شهادت، فراموش‌كردن‌جزئي‌ از آن‌ و به‌يادآوردن‌ جزء ديگري‌ است‌ «و چون‌ گواهان‌ فرا خوانده‌ شوند»يعني: چون‌ گواهان‌ براي‌ اداي‌ شهادتي‌ كه‌ قبلا متحمل‌ آن‌ شده‌اند، فرا خوانده‌شوند. بعضي‌ در معناي‌ آن‌ گفته‌اند: چون‌ به‌ منظور دريافت‌ و قبول‌ شهادت، فراخوانده‌ شوند «نبايد خودداري‌ ورزند» از ادا، يا قبول‌ شهادت‌ «و ملول‌ و ناراحت ‌نشويد از اين‌ كه‌ آن‌ را» يعني: بدهي‌ را «چه‌ اندك‌ باشد، چه‌ بسيار تا ميعاد آن ‌بنويسيد» زيرا چه‌ بسا نظر به‌ بسياربودن‌ معامله‌ وامگيري‌ و وامدهي، يا بسيار بودن ‌مقدار آن، از نوشتن‌ آن‌ خسته‌ و دلتنگ‌ شويد، پس‌ نبايد از اين‌ كار غفلت‌ كنيد.
سپس‌ خداوند متعال‌ به‌ اين‌ امر تأكيد بيشتري‌ نموده‌ و مي‌فرمايد: «اين‌ نوشتن ‌شما نزد خدا عادلانه‌تر» و صحيح‌تر و در حفظ و نگه‌داشت‌ مفاد عقد، مؤثرتر «وبراي‌ شهادت‌ درست‌تر» يعني: بر اقامه‌ شهادت، شما را ياري‌ كننده‌تر و از نظرمحكم‌كاري، مفيدتر است‌ «و براي‌ اين‌ كه‌ دچار شك‌ نشويد» به‌ احتياط «نزديكتراست‌» زيرا نوشتن‌ سند در معامله‌ مدت‌دار، هرنوع‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ را از آن ‌معامله‌ برطرف‌ مي‌سازد «مگر آن‌ كه‌ داد و ستد نقدي‌ باشد» با حاضربودن‌ هردوعوض، يعني‌ هم‌ كالا و هم‌ بهاي‌ آن‌ «كه‌ آن‌ را ميان‌ خود» دست‌ به‌دست‌ «دستگردان‌ مي‌كنيد» مراد از آن‌: معاملات‌ پاياپاي‌ و دست‌به‌دست‌ است، كه‌ «دراين‌ صورت، بر شما گناهي‌ نيست‌ كه‌ آن‌ را ننويسيد، و» اما «چون‌ دادوستد كرديد، برآن‌ گواه‌ بگيريد» يعني: به‌هرحال، اگر در تجارت‌ و معامله‌ پاياپاي، نوشتن‌ لازم‌نيست، گرفتن‌ گواه‌ لازم‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند؛ معني‌ اين‌ است: هرگاه‌ دادوستدكرديد - هرنوع‌ دادوستدي‌ - چه‌ پاياپاي‌ باشد و چه‌ مدت‌دار، برآن‌ گواه‌ بگيريد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ نزد جمهور فقها، امر در اينجا بر ارشاد و استحباب‌ حمل‌مي‌شود نه‌ بر وجوب‌. نقل‌ است‌ كه‌ ابن‌عمر رضي‌الله عنهما چون‌ معامله‌ نقدي‌مي‌كرد، گواه‌ مي‌گرفت‌ و چون‌ به‌ نسيه‌ معامله‌ مي‌كرد، آن‌ را مي‌نوشت‌.
«و هيچ‌ نويسنده‌ و گواهي‌ نبايد زيان‌ رسانده‌ شود» يا زيان‌ برساند، با تحريف‌ وتبديل‌ و زياد و كم‌كردن‌ در نوشتن‌ يا گواهي‌. يا معني‌ اين‌ است: نبايد طرفين‌ عقد بر نويسنده‌ و گواهان‌ زيان‌ برسانند، به‌ اين‌ كه‌ آنان‌ را هنگامي‌ براي‌ نوشتن‌ سند ياقبول‌ و اداي‌ شهادت‌ فراخوانند كه‌ به‌ كار مهمي‌ از مهمات‌ خويش‌ مشغولند، پس ‌نبايد در هنگام‌ فراخواني‌شان‌ بر آنها سخت‌ بگيرند و درصورتي‌كه‌ تأخيري‌ از آنهادر اين‌ جوابگويي‌ به‌ وجود آيد، يا اين‌ كه‌ از جايي‌ دور به‌ حضور در جلسه‌ شهادت‌ يا كتابت‌ فراخوانده‌ شوند، نبايد به‌ آنها رنج‌ و آزاري‌ برسانيد «و اگر چنين‌كنيد» و به‌ گواهان، يا نويسنده‌ آزار و زيان‌ برسانيد، يا گواهان‌ و نويسنده‌ به‌ طرفين‌ معامله‌ زيان‌ برسانند «پس‌ اين‌» كار «از نافرماني‌ شماست‌» يعني: در اين‌صورت، از طاعت‌ حق‌ به‌ نافرماني‌ آن‌ روي‌ آورده‌ايد «و از خدا پروا كنيد» در امرو نهي‌ وي‌ «و خدا» بدين‌گونه‌ در اين‌ آيات‌ و غيرآن‌ از آيات‌ خويش‌ «به‌ شماآموزش‌ مي‌دهد» آنچه‌ را كه‌ به‌ دانستن‌ آن‌ نياز داريد «و خدا به‌ هرچيزي‌ داناست‌» از جمله‌ به‌ حقايق‌ امور و مصالح‌ و عواقب‌ آنها زيرا علم‌ وي‌ به‌ تمام‌ كائنات‌ محيط است‌ و هيچ‌ چيز بر او پنهان‌ نمي‌ماند.
 
سوره شعراء آيه  150
‏متن آيه : ‏
‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس، از خدا پروا داريد و از من‌ اطاعت‌ كنيد» يعني: از خداأ پروا داريد؛ با اداي‌ حق‌ وي، چون‌ ايمان‌ به‌ يگانگي‌ وي‌ و رسالت‌ من‌ و اطاعت‌ از من‌ در آنچه‌كه‌ شما را به‌ آن‌ امر و نهي‌ مي‌كنم‌.
 

	سوره شعراء آيه  151
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از فرمان‌ اسراف‌كاران‌ اطاعت‌ نكنيد» يعني: از فرمان‌ مشركاني‌ كه‌ شما را به‌سوي‌ پرستش‌ غيرخداوندأ فرامي‌خوانند و عليه‌ من‌ و عليه‌ دعوت‌ اللهأ توطئه‌ مي‌چينند و شما را به‌ تكذيب‌ رسالت‌ من‌ فرمان‌ مي‌دهند، اطاعت‌ نكنيد. به‌قولي: مراد از (اسراف‌كاران‌) كساني‌ هستند كه‌ شتر را پي‌ كردند.
سپس‌ در وصف‌ اين‌ گروه‌ مسرفان‌ فرمود:
 
	سوره شعراء آيه  152
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌