و بايد از خداوند كه‌ پروردگار اوست، پروا كند» يعني: وامدار نبايد چيزي‌ ازحق‌ طلبكار را انكار نمايد. شعبي‌ در تفسير آن‌ مي‌گويد: «اگر همديگر را امين‌دانستيد، پس‌ باكي‌ نيست‌ كه‌ عقد معامله‌ مدت‌دار را ننويسيد، يا بر آن‌ گواه ‌نگيريد». بنابراين‌ تفسير، اين‌ آيه‌ كريمه‌ ناسخ‌ وجوب‌ شاهدگرفتن‌ در عقد مدت‌دار است‌ «و شهادت‌ را پنهان‌ نكنيد» آن‌گاه‌ كه‌ براي‌ اداي‌ شهادت‌ فراخوانده ‌مي‌شويد «و هركه‌ آن‌ را كتمان‌ كند، قلبش‌ گناهكار است‌» يعني: او شخص‌ فاجري ‌است‌ كه‌ از افتادن‌ در معصيت‌ خدا(ج) پروايي‌ ندارد زيرا ممكن‌ است‌ با كتمان‌ شهادت‌ وي، حق‌ صاحب‌ حق‌ ضايع‌ شود. حق‌ تعالي‌ قلب‌ را مخصوصا گناهكارناميد؛ زيرا اولا: قلب، محل‌ پذيرش‌ شهادت‌ است، ثانيا: اگر قلب‌ گناه‌ كرد، ديگر اعضا از آن‌ پيروي‌ مي‌كنند «و خداوند به‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دهيد، داناست‌» وچيزي‌ از امور شما بر او پنهان‌ نيست‌.
موضوع‌ اين‌ دو آيه‌ كريمه: مستند ساختن‌ معاملات‌ مدت‌دار و وامها به‌ سه ‌وسيله‌ نوشتن‌ سند (قولنامه)، گواه‌گرفتن‌ و گرو نهادن‌ است‌.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ معاملات‌ و داد وستدهاي‌ مدت‌دار در اين‌ دو آيه، بر سه‌ نوع‌ معرفي‌ شده‌ اند:
1- معامله‌ با نوشتن‌ قولنامه‌ و سند و گواه‌گرفتن‌.
2- معامله‌ با سپردن‌ گروي‌ دريافت‌ شده‌.
3- معامله‌ بر اساس‌ اعتماد مطلق‌ طرفين‌ عقد به‌ يك‌ديگر.
ابن‌ عباس‌(رض) مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ كريمه‌ مخصوصا درباره‌ معاملات (سلم) نازل ‌شده‌ است‌». يعني‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ «سلم‌»، اهالي‌ مدينه‌ بوده‌ اند، پس‌ هر چند كه‌سبب‌ نزول‌ اين‌ دو آيه‌ كريمه‌ خاص‌ است، ولي‌ موارد و مصاديق‌ آنها عام‌ بوده‌ وهمه‌ معاملات‌ مدت‌دار (نسيه) را در بر مي‌گيرد.
بايد دانست: حكمت‌ در احكامي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ دو آيه‌ كريمه‌ بدانها امر فرموده‌؛ حفظ روابط دوستي‌ در ميان‌ مردم‌ و جلوگيري‌ از بروز كشمكش‌هايي ‌است‌ كه‌ در ميان‌ آنان‌ بر محور مسائل‌ مالي‌ بروز مي‌نمايد و به‌ قطع‌ روابط ميان ‌آنها مي‌انجامد.
سوره شعراء آيه  172
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ ديگران‌ را نابود ساختيم‌» با فروبردن‌ در زمين‌ و سنگباران‌ كردنشان‌.
 
	سوره شعراء آيه  173
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَراً فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و برآنان‌ باراني‌ سخت‌ بارانديم‌» از سنگ‌ كه‌ از آسمان‌ برآنان‌ باريد، افزون‌ بر فرو بردنشان‌ در زمين‌ «چه‌ بد است‌ باران‌ هشداريافتگان‌» كه‌ بيم‌ داده‌ شدند اما تكذيب‌ پيشه‌ كردند و در نتيجه‌ به‌ چنان‌ عذابي‌ دچار شدند.
 
سوره شعراء آيه  174‏متن آيه : ‏‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 آيه  175‏متن آيه : ‏‏ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ‏
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ در اين‌» عقوبت‌ قوم‌ لوط و نجات‌دادن‌ او و كسانش‌ «نشانه‌اي ‌است‌» بر وجود و يگانگي‌ خداوندأ و بر صحت‌ رسالت‌ پيامبرانش‌ «ولي ‌بيشترشان‌ ايمان‌ آورنده‌ نبودند» با وجود بسياري‌ معجزات‌ و نشانه‌ها «و در حقيقت،پروردگار تو همان‌ عزيز رحيم‌ است‌» از عزت‌ وي‌ است‌ كه‌ هر كس‌ را بخواهد ريشه‌كن‌ مي‌كند و از رحمت‌ وي‌ است‌ كه‌ پيامبرانش‌ و مؤمنان‌ را نجات‌ مي‌دهد.سوره شعراء آيه  176
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اصحاب‌ أيكه‌ نيز پيامبران‌ را تكذيب‌ كردند» به‌ قولي: «أيكه‌»، نام‌ تمام‌ آن ‌سرزمين‌ بود. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «آنان‌ در بيشه‌زاري‌ از ساحل‌ دريا تا مدين‌ مسكن‌ داشتند». خليل‌ مي‌گويد: «أيكه، بيشه‌ و جنگلي‌ است‌ كه‌ درخت‌ سدر (كنار) و اراك‌ (درخت‌ مسواك‌) و مانند آنها از درختان‌ نرم‌ و نازك‌ در آن‌ مي‌رويد».
	سوره شعراء آيه  177
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ شعيب‌ به‌ آنان‌ گفت: آيا پروا نمي‌داريد؟» در اينجا خداوندأ نفرمود: «شعيب، برادرشان‌» چنان‌كه‌ در داستان‌ لوط فرمود: «برادرشان‌ لوط» زيرا شعيب‌(ع) در نسب‌ از مردم‌ أيكه‌ نبود، برخلاف‌ داستان‌ فرستادن‌ وي‌ به‌سوي‌ مدين ‌كه‌ در آن‌ فرمود: (اخاهم‌ شعيبا: برادرشان‌ شعيب‌) زيرا شعيب‌(ع) در نسب‌ از قوم‌ مدين‌ بود. البته‌ بيان‌ نسب‌ وي‌ در سوره‌ «اعراف‌» گذشت‌. ولي‌ ابن‌كثير ترجيحا بر آن‌ است‌ كه‌ اصحاب‌ أيكه‌ همان‌ اهالي‌ مدين‌ اند، به‌ دليل‌ اين‌كه‌ به‌ دادن‌ پيمانه‌ به‌ طور كامل‌ امر شدند «آيه‌81» چنان‌كه‌ در داستان‌ مدين‌ نيز آمده‌ است ‌پس‌ چنين‌ نيست‌ كه‌ شعيب‌(ع) دوبار به‌ رسالت‌ فرستاده‌ شده‌ باشد، يك‌بار به‌ سوي ‌اهل‌ مدين‌ و بار ديگر به‌ سوي‌ اصحاب‌ أيكه‌.
 
سوره شعراء آيه  178‏متن آيه : ‏‏ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ‏
 آيه  179‏متن آيه : ‏‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ‏
آيه  180‏متن آيه : ‏‏ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
تفسير آيات: «من‌ براي‌ شما رسولي‌ امين‌ هستم‌. از خدا بترسيد و از من‌ پيروي‌كنيد. و بر اين‌ رسالت‌ از شما اجري‌ طلب‌ نمي‌كنم‌ . پاداش‌ من‌ جز بر پروردگار عالميان ‌نيست‌» در همين‌ سوره‌ گذشت‌.
 
سوره شعراء آيه  181
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پيمانه‌ را تمام‌ دهيد» يعني‌ به‌ كسي‌ كه‌ با شما معامله‌ مي‌كند، پيمانه‌ را به‌ كمال و تمام‌ دهيد «و از كم‌فروشان‌ نباشيد» كه‌ از وزن‌ و پيمانه‌ بكاهيد. اما افزودن‌ بر وزن‌ و پيمانه‌ به‌ نفع‌ مشتري، كار نيكي‌ است، به‌ همين‌ دليل‌ آن‌ را ذكر نكرد.
	سوره شعراء آيه  182
‏متن آيه : ‏
‏ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و با ترازوي‌ درست‌ وزن‌ كنيد» يعني‌ حق‌ صاحب‌ حق‌ را با ترازو (باسكول‌) درست‌ و برابر بدهيد، بي‌ آن‌كه‌ با تردستي، پنهاني‌ بر آن‌ دست‌ بريد تا از حق‌ خريدار بكاهيد.
 
	سوره شعراء آيه  183
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ مردم‌ اشياي‌شان‌ را كم‌ ندهيد» يعني: از حقوقي‌ كه‌ مردم‌ دارند نكاهيد. تفسير نظير آن‌ در سوره‌ «هود» گذشت‌. همچنين‌ تفسير:  (وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ‏)  «و در زمين‌ به‌تباهي‌ نكوشيد» در سوره‌ هود و غير آن‌ گذشت‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3510.txt">آيه  184</a><a class="text" href="w:text:3511.txt">آيه  1