85-186</a><a class="text" href="w:text:3512.txt">آيه  187</a><a class="text" href="w:text:3513.txt">آيه  188</a><a class="text" href="w:text:3514.txt">آيه  189</a><a class="text" href="w:text:3515.txt">آيه  190-191</a><a class="text" href="w:text:3516.txt">آيه  192</a><a class="text" href="w:text:3517.txt">آيه  193-194</a><a class="text" href="w:text:3518.txt"> آيه  195</a><a class="text" href="w:text:3519.txt">آيه  196</a><a class="text" href="w:text:3520.txt">آيه  197</a><a class="text" href="w:text:3521.txt"> آيه  198-199</a><a class="text" href="w:text:3522.txt">آيه  200</a><a class="text" href="w:text:3523.txt"> آيه  201</a><a class="text" href="w:text:3524.txt"> آيه  202</a><a class="text" href="w:text:3525.txt"> آيه  203</a><a class="text" href="w:text:3526.txt">آيه  204</a><a class="text" href="w:text:3527.txt">آيه  205-206-207</a></body></html>آيه  284
‏متن آيه : ‏
‏ لِّلَّهِ ما فِي السَّمَاواتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است، از آن‌ خداست‌ و اگر آنچه‌ در دلهاي‌ خود داريد» از شر و بدي‌ و تصميم‌ بر آن‌ «آشكار يا پنهان‌ كنيد، خداوند شما را بر آن ‌محاسبه‌ مي‌كند، آن‌گاه‌ هركه‌ را بخواهد مي‌آمرزد و هركه‌ را بخواهد عذاب‌ مي‌كند و خداوند بر هرچيزي‌ تواناست‌» يعني: خداوند(ج) بندگان‌ را محاسبه‌ مي‌كند؛ هم‌ بر آنچه‌ كه ‌آشكار سازند و هم‌ بر آنچه‌ كه‌ در ضمير و اندرونشان‌ - از اموري‌ كه‌ بر آنها حساب‌ و بازپرسي‌ مترتب‌ مي‌شود - پنهان‌ دارند؛ همچون‌ كتمان‌ شهادت، شك‌، نفاق‌، تكذيب‌ در دين‌ و مانند آن‌. اما چنانچه‌ بنده‌ در دل‌ با خود بگويد كه: فلان‌ وفلان‌ گناه‌ را انجام‌ مي‌دهم، ولي‌ در عمل‌ مرتكب‌ آنها نشود، پس‌ او بخشوده ‌است، به‌دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف: «إن الله غفر لهذة الأمة ما حدثت به أنفسها ما لم تتكلم أو تعمل به‌: همانا خداوند(ج) براي‌ اين‌ امت‌ آنچه‌ را كه‌ در درون‌ خود حديث‌كنند، آمرزيده‌ است‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ آن‌ سخن‌ نگويند يا بدان‌ عمل‌ نكنند». ابن‌عباس‌ مي‌گويد: «چون‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، مسلمانان‌ سخت‌ بي‌قرار شدند زيرا وسوسه‌اي‌ كه‌ در نهاد انسان‌ خطور مي‌كند، از توان‌ و اختيارش‌ خارج‌ است، از اين‌ رو، كار محاسبه‌ به‌ سخن‌ و عمل‌ وابسته‌ شد نه‌ به‌ حديث‌ نفس‌ و قصد دروني‌».
در روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است: چون‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ بر رسول‌ خداص نازل‌شد؛ اين‌ معني‌ بر اصحابشان‌ سنگين‌ آمد، پس‌ به‌ محضر آن‌ حضرت‌ص آمدند وگفتند: يا رسول‌ الله! پيش‌ از اين‌ به‌ اعمالي‌ مكلف‌ شده‌ بوديم‌ كه‌ تاب‌ و توان‌ آنها را داشتيم‌؛ مانند نماز، روزه، جهاد، صدقه‌ و... اما اكنون‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين ‌آيه‌ كريمه‌ را نازل‌ فرموده، ما تاب‌ و توان‌ آن‌ را نداريم‌! رسول‌خداص فرمودند: «آيا مي‌خواهيد همان‌ سخني‌ را بگوييد كه‌ اهل‌ كتاب‌ قبل‌ از شما گفتند: سمعنا وعصينا: شنيديم‌ و نافرماني‌ كرديم‌! نه‌ چنين‌ نكنيد، بلكه‌ شما بايد بگوييد: سمعنا وأطعنا غفرانك ربنا وإليك المصير». پس‌ چون‌ مسلمانان‌ اين‌ را گفتند... خداوند متعال‌ با نزول‌ آيه: ﴿‏ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا...﴾    حكم‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را منسوخ ‌گردانيد.
هرچند كه‌ ظاهر اين‌ روايت‌ بر منسوخ‌ بودن‌ اين‌ آيه‌ به‌ آيه‌ ما بعدش: ﴿‏ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ ...﴾ دلالت‌ مي‌كند - همان‌گونه‌ كه‌ برخي‌ از مفسران‌ صحابه‌ و تابعين‌ از آن‌ چنين‌ فهميده‌اند - ليكن‌ قول‌ راجح‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ منسوخ‌ نيست‌ ومراد از اين‌ سخن‌ ابوهريره‌(رض) كه: «خداوند آن‌ را منسوخ‌ ساخت‌» نيز اين‌ است ‌كه‌ حق‌ تعالي‌ آنچه‌ را كه‌ مايه‌ نگراني‌ اصحاب‌ بود، از خاطرشان‌ دور ساخت، پس‌آيه: ﴿ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ...﴾ ناسخ‌ آن‌ نه، بلكه‌ واضح‌ كننده‌ مفاد آن‌ مي‌باشد. حديث ‌يادشده‌ نيز اين‌ معني‌ را روشن‌ مي‌سازد. همچنين‌ حديث‌ شريف‌ زير كه‌ ابن‌كثير آن‌ را از بخاري‌ و مسلم‌ نقل‌ نموده‌ است: «قال الله! إذا همَّ عبدي بسيئة فلا تكتبوها عليه، فإن عملها فاكتبوها سیئة، وإذا همَّ بحسنة فلم يعملها فاكتبوها حسنة، فإن عملها فاكتبوهاعشراً - وفي روایة - كتبها الله عنده عشر حسنات إلى سبعمائة ضعف إلى أضعافكثيرة‌: رسول‌ خداص فرمودند: خداي‌ عزوجل‌ فرمود؛ چون‌ بنده‌ من‌ قصدگناهي‌ نمود، آن‌ را به‌ زيان‌ وي‌ ننويسيد، ولي‌ اگر قصد خود را عملي‌ كرد، بر اويك‌ گناه‌ بنويسيد و چون‌ به‌ كار نيكي‌ قصد نمود، اما آن‌ را عملي‌ نكرد، براي‌ وي ‌يك‌ ثواب‌ بنويسيد و اگر آن‌ را عملي‌ كرد، براي‌ وي‌ ده‌ ثواب‌ بنويسيد – در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ - خداوند آن‌ كار نيك‌ را در نزد خود، از ده‌ نيكي‌ تا هفتصد برابر و تا مراتب‌ بسيار بيشتري، مي‌نويسد».
خلاصه‌ اين‌ كه: خداي‌ سبحان‌ هرچند محاسبه‌ و بازپرسي‌ مي‌كند، ليكن‌ كسي‌ را جز در آنچه‌ كه‌ در حوزه‌ توان‌ اوست‌ عذاب‌ نمي‌كند و وسوسه‌هاي‌ دروني‌ ازتوان‌ انسان‌ خارج‌ است‌.
 
سوره شعراء آيه  184
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آن‌ كس‌ كه‌ شما و امتهاي‌ پيشين‌ را آفريد، پروا كنيد» جبله: امتها و خلق ‌انبوه‌اند.
اما پاسخ‌ آنان‌ به‌ اين‌ اوامر و نواهي‌ عادلانه‌ چنين‌ بود:
 
	سوره شعراء آيه  185‏متن آيه : ‏‏ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ‏
آيه  186‏متن آيه : ‏‏ وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: جز اين‌ نيست‌ كه‌ تو از افسون‌ شدگاني‌. تو جز بشري‌ مانند ما نيستي‌» تفسير آن‌ به‌طور شافي‌ و كافي‌ در آيه «‌153» اين‌ سوره‌ در پاسخ ‌همانندانشان‌ به‌ صالح‌(ع) گذشت‌ «و به‌راستي‌ ما تو را از دروغگويان ‌مي‌پنداريم‌» يعني: به‌راستي‌ اين‌ امر بر گمان‌ ما غلبه‌ مي‌كند كه‌ تو در ادعاي‌ رسالتت‌ از سوي‌ خداوندأ، دروغگو هستي‌.
 
سوره شعراء آيه  187
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفاً مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر از راستگوياني‌» در ادعاي‌ رسالت‌ خود «پاره‌اي‌ از آسمان‌ را بر ما بيفگن‌» اين‌ سخن‌ را از سر عناد و استبعاد و تعجيز به‌ او گفتند. كسف: پاره‌هايي‌ از آتش‌ يا غير آن‌ به‌عنوان‌ عذاب‌ است‌. اين‌ عين‌ همان‌ سخني‌ است‌ كه‌ سران‌ قريش‌ به ‌رسول‌ خدا ص گفتند چنان‌كه‌ در سوره‌هاي‌ «اسراء» و «انفال‌» آمده‌ است‌ زيرا دلهاي‌ كافران‌ و الفاظ شان‌ در همه‌ عصرها باهم‌ مشابه‌ و همانند است‌.
 
	سوره شعراء آيه  188
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» شعيب‌(ع) «