اده‌ الله(ج) و مبلغ‌ شريعت‌ اويند و برخي‌ را بر برخي‌ ديگر در اين‌ امر برتري‌ نمي‌دهيم‌، پس‌ چنان‌ نيست‌ كه‌ به‌ برخي‌ از پيامبران‌ ايمان ‌داشته‌ و منكر رسالت‌ برخي‌ ديگر از آنان‌ گرديم‌ «و مي‌گويند» يعني: پيامبر ومؤمنان‌ كه‌ «شنيديم‌ و اطاعت‌ كرديم‌» يعني: پروردگارا! با شنوايي‌هايمان‌ پيامهاي‌تو را دريافته‌ و با ادراكمان‌ آنها را فهميده‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ در آنهاست‌ گردن‌ نهاديم‌ ودعوت‌ تو را اجابت‌ گفتيم، پس‌ «پروردگارا! آمرزش‌ تو را خواهانيم‌» يعني: آمرزشت‌ را بر ما فروريزان‌! «و بازگشت‌ به‌سوي‌ توست‌» با حشر و نشر در روزقيامت‌.
سوره شعراء آيه  197
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا اين‌ براي‌ آنان‌» يعني‌ براي‌ كافه‌ خلق‌؛ از جمله‌ براي‌ علماي‌ بني‌ اسرائيل ‌«نشانه‌اي‌» روشن‌ و معجزه‌اي‌ كامل‌ «نيست‌ كه‌ علماي‌ بني‌اسرائيل‌ از آن‌ اطلاع‌ دارند» يعني: مؤمنانشان، چون‌ عبدالله بن‌سلام‌ مي‌دانند و گواهي‌ مي‌دهند كه‌ بشارت‌ به‌ نزول‌ قرآن‌ و نيز معاني‌ قرآن‌ در تورات‌ و زبور و انجيل‌ موجود است ‌پس‌ گواهي‌ اهل‌ كتاب‌ حجتي‌ عليه‌ مشركان‌ است‌ زيرا مشركان‌ به‌ اهل‌ كتاب‌ به‌ مثابه ‌مرجع‌ نگريسته‌ و سخن‌ آنان‌ را تصديق‌ مي‌كردند.
 
سوره شعراء آيه  198‏متن آيه : ‏‏ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ‏
 آيه  199‏متن آيه : ‏‏ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
«و اگر آن‌ را بر برخي‌ عجميان‌ نازل‌ مي‌كرديم‌» يعني: اگر قرآن‌ را بر اين‌ وصف‌ وكيفيت‌ بر مردي‌ از عجمياني‌ كه‌ قادر به‌ تكلم‌ به‌ زبان‌ عربي‌ نيستند، نازل‌ مي‌كرديم ‌«سپس‌ آن‌ را برايشان‌ مي‌خواند» آن‌ پيامبر به‌ قرائت‌ عربي‌ صحيح‌ و درستي‌؛ «به‌آن‌ ايمان‌ نمي‌آوردند» با وجود اين‌كه‌ اعجاز قرائت‌ كلام‌ عربي‌ از سوي‌ فرد عجمي، با اعجاز قرآن‌ جمع‌ مي‌شد لذا اين‌ واقعيت‌ دلالت‌ بر آن‌ دارد كه‌ ايمان‌ نياوردنشان ‌به‌ دليل‌ نبودن‌ حجت‌ و برهاني‌ روشن‌ نيست‌ بلكه‌ به‌ دليل‌ بيماري‌اي‌ در عقل‌ و قلب ‌و روح‌ آنان‌ است‌.سوره شعراء آيه  200
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌گونه، آن‌ را در دلهاي‌ مجرمان‌ راه‌ داده‌ايم‌» يعني: بدين‌ گونه، شرك‌ و تكذيب‌ و انكار را در دلهاي‌ كافراني‌ درآورده‌ايم‌ كه‌ مي‌دانستيم‌ آنان‌ به‌ انتخاب‌ خود كفر را بر مي‌گزينند و بر آن‌ پاي‌ مي‌فشارند.
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ اگر وصف‌ (اجرام‌ ـ تبه‌كاري‌) دامنگير كسي ‌شد، ميان‌ او و ميان‌ پذيرش‌ حق‌ مانع‌ ايجاد مي‌كند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «الا وان‌ في‌ الجسد مضغة‌ اذا صلحت‌ صلح‌ الجسد كله‌ واذا فسدت‌ فسد الجسد كله، الا وهي ‌القلب: آگاه‌ باشيد كه‌ در جسم‌ پاره‌ گوشتي‌ است‌ كه‌ اگر آن‌ اصلاح‌ شد، تمام ‌بدن‌ اصلاح‌ شده‌ است‌ و اگر آن‌ فاسد شد، تمام‌ بدن‌ فاسد شده‌است، آگاه‌ باشيدكه‌ آن‌ گوشت‌پاره‌ قلب‌ است‌».
 
	سوره شعراء آيه  201
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! انكار را در دلهاي‌ تبه‌كاران‌ راه‌ مي‌دهيم: «كه‌ به‌ آن‌» يعني‌ به‌ قرآن‌ «ايمان‌ نمي‌آورند تا آن‌كه‌ عذاب‌ دردناك‌ را ببينند» در هنگام‌ مرگ، يا در هنگام‌ نزول ‌عذاب‌. كه‌ البته‌ چنين‌ ايماني‌ سودي‌ به‌ حالشان‌ ندارد.
	سوره شعراء آيه  202
‏متن آيه : ‏
‏ فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ بر سر آنان‌ آيد» آن‌ عذاب‌ «به‌طور ناگهاني‌» و غافلگيرانه‌ «و» حال‌آن‌كه‌ «آنان‌ آگاه‌ نباشند» از آمدنش‌.
 
	سوره شعراء آيه  203
‏متن آيه : ‏
‏ فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ گويند: آيا ما مهلت‌ خواهيم‌ يافت‌» كه‌ ايمان‌ آورده‌ و اعمال‌ شايسته‌ انجام‌ دهيم‌؟ اين‌ را از سر حسرت‌ و افسوس‌ بر ايمان‌ از دست ‌رفته‌ و به‌ تمناي‌ بازگشت ‌به‌سوي‌ دنيا براي‌ جبران‌ مافات‌ مي‌گويند اما هيچ‌ پاسخ‌ مساعدي‌ دريافت ‌نمي‌كنند.
	سوره شعراء آيه  204
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا عذاب‌ ما را به‌ شتاب‌ مي‌طلبند؟» با اين‌ سخنشان‌ كه: (بر ما از آسمان ‌سنگ‌ بباران‌ يا براي‌ ما عذابي‌ دردناك‌ بياور) «آيه‌188». اين‌ تهديدي‌ براي ‌آنان‌ است‌ زيرا با وجود تكذيب‌ حق، عذاب‌ را نيز به‌ شتاب‌ مي‌طلبند.
 
سوره شعراء آيه  205‏متن آيه : ‏‏ أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ‏
آيه  206‏متن آيه : ‏‏ ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ‏
آيه  207‏متن آيه : ‏‏ مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«مگر نمي‌داني‌ كه‌ اگر سالها بهره‌مندشان‌ سازيم‌» يعني: به‌ من‌ خبر بده‌ كه‌ اگر سالياني‌ دراز در دنيا بهره‌مندشان‌ گردانيم‌ و عمرهايشان‌ را طولاني‌ كنيم‌ «و آن‌گاه‌ آنچه‌ كه‌ بدان‌ بيم‌ داده‌ مي‌شوند، بديشان‌ برسد» از عذاب‌ و هلاكت‌ «آن‌ برخورداريشان‌ چه‌ به‌كارشان‌ مي‌آيد؟» يعني: آن‌ بهره‌مندي‌ درازمدت‌ و طولاني، هيچ‌ چيز را از آنان‌ دفع‌ نمي‌كند؟ زيرا بهره‌ دنيا چون‌ به‌پايان‌ آيد، كم‌ و بسيارش ‌فرقي‌ نمي‌كند، گويي‌ اصلا هيچ‌ وجود نداشته‌ است‌ و چه‌ فرق‌ ميان‌ يك‌ روز و هزار سالي‌ كه‌ آخرش‌ فنا باشد؟! قطعا طول‌ مدت‌ بهره‌مندي‌ دنيا به‌ صاحبان‌ خويش‌ در آخرت‌ هيچ‌ سودي‌ نمي‌رساند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «كافر درآخرت‌ حاضر گردانيده‌ شده‌ و در دوزخ‌ غوطه‌ ور ساخته‌ مي‌شود سپس‌ به‌ او گفته‌ مي‌شود: آيا تابه‌حال‌ هيچ‌ خيري‌ هم‌ ديده‌اي‌؟ آيا تاكنون‌ نعمتي‌ هم‌ ديده‌اي‌؟ مي‌گويد: نه‌! به‌ خدا سوگند، پروردگارا! آن‌گاه‌ انساني‌ را مي‌آورند كه‌ در دنيا سخت‌ترين‌ رنج‌ها و عذاب‌ها را ديده‌ است‌ و او را در بهشت‌ گشت‌ وگذاري ‌مي‌دهند، سپس‌ به‌ او مي‌گويند: آيا تابه‌حال‌ رنج‌ و زحمتي‌ هم‌ ديده‌اي‌؟ مي‌گويد: نه‌! به‌خدا سوگند پروردگارا!». يعني: گويي‌ رنج‌ و راحت‌ دنيا هيچ‌ چيز نبوده ‌است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3529.txt">آيه  207</a><a class="text" href="w:text:3530.txt">آيه  208</a><a class="text" href="w:text:3531.txt">آيه  209</a><a class="text" href="w:text:3532.txt">آيه  210</a><a class="text" href="w:text:3533.txt">آيه  211</a><a class="text" href="w:text:3534.txt"> آيه  212</a><a class="text" href="w:text:3535.txt">آيه  213</a><a class="text" href="w:text:3536.txt"> آيه  214</a><a class="text" href="w:text:3537.txt">آيه  215</a><a class="text" href="w:text:3538.txt">آيه  216-217</a><a class="text" 