وياي‌ حقيقت‌ عميق‌ و عظيمي‌ است‌... آن‌ حقيقت‌ اين‌ است‌ كه: قرآن‌كتابي‌ در علم‌ نظري‌ يا تطبيقي‌ نيست‌ كه‌ هر خواننده‌اي‌ از آن‌ بهره‌مند شود بلكه ‌قرآن‌ كتابي‌ است‌ كه‌ در نخستين‌ قدم، قلب‌ را مورد خطاب‌ قرار داده‌ و نور و عطر و فيض‌ و بركت‌ خود را بر قلبي‌ فرومي‌ريزد كه‌ به‌ روي‌ انوار آن‌ آغوش‌ باز كرده ‌است‌...».
 
سوره نمل آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ به‌ آخرت‌» و برانگيخته ‌شدن‌ بعد از مرگ‌ «ايمان‌ ندارند» كه‌كفارند «كارهايشان‌ را در نظرشان‌ بياراستيم‌» به‌گونه‌اي‌ كه‌ اعمال‌ بد خويش‌ را خوب‌ و زيبا مي‌بينند «پس‌ آنان‌ سرگشته‌اند» يعني: آنان‌ در گمراهي‌ خويش ‌متردد و متحيرند، نه‌ به‌ راه‌ و روش‌ درستي‌ راه‌ مي‌يابند و نه‌ از حقيقتي‌ آگاه ‌مي‌شوند.
 
سوره نمل آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«براي‌ اين‌ گروه‌» ناباور به‌ آخرت‌ «عذاب‌ سخت‌ است‌» در دنيا؛ با كشته ‌شدن، به‌ اسارت‌ در آمدن، گرفتار شدن‌ در چنبره‌ بيماريهاي‌ رواني، انقباض‌ روح‌ وقلب‌، يأس‌ و سرخوردگي‌ و بدبيني‌ و نگراني‌؛ چنان‌كه‌ ماديت‌ زمان‌ حاضر را پر از اين‌ آفت‌ها مي‌بينيم‌ «و آنان‌ در آخرت، زيانكارترين‌ هايند» يعني: آنها در آخرت، تيره‌ روزترين‌ مردم‌ در زيانكاري‌ و بزرگترين‌ آنها در شكست‌ و ناكامي‌ و يأس‌ و سرخوردگي‌ هستند.
 
سوره نمل آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بي‌گمان‌ تو» اي‌ محمد ص! «قرآن‌ را از نزد خداي‌ حكيم‌ عليم‌ دريافت ‌مي‌داري‌» يعني: تو قرآن‌ را از پيشگاه‌ ذات‌ الله تبارك‌ و تعالي‌ كه‌ بسيار دانا، فرزانه ‌و حكيم‌ است‌ فرامي‌گيري‌ و آن‌ را كسي‌ بر تو القا مي‌كند كه‌ در امر و نهي‌ خود صاحب‌ حكمت‌ و به‌ امور بزرگ‌ و كوچك‌ عليم‌ و داناست‌ پس‌ خبري‌ كه‌ او مي‌دهد، راست‌ محض‌ و حكم‌ وي‌ عدل‌ تام‌ است‌.
اين‌ آيه‌ تمهيدي‌ است‌ بر داستانهايي‌ كه‌ بعد از آن‌ مي‌آيد.
 
سوره نمل آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ نَاراً سَآتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
داستان‌ موسي‌(ع) در قرآن‌ كريم‌ در سوره‌هاي‌ بسياري‌ به‌ تكرار آمده‌ است‌ بدان ‌جهت‌ كه‌ اين‌ داستان‌ متضمن‌ پندها و عبرتهاي‌ زيادي‌ است، كه‌ اين‌ پندها وعبرتها، در مضمحل‌ كردن‌ و درهم‌شكستن‌ بزرگترين‌ سلطه‌ ستمگر آن‌ زمان‌ ـ يعني‌ سلطه‌ فرعوني‌ ـ به‌دست‌ مردي‌ بي‌ سلاح‌ كه‌ به‌ پشتوانه‌ قدرت‌ حق‌ تعالي‌ متكي‌ است، جلوه‌گر شده‌ است‌.
«آن‌گاه‌ كه‌ موسي‌ به‌ اهلش‌ گفت‌» يعني: يادكن‌ اي‌ محمدص هنگامي‌ را كه‌ موسي‌(ع) در مسير راه‌ مدين‌ به‌ مصر، به‌ همسرش‌ گفت‌ «من‌ آتشي‌ به‌ نظرم‌ رسيد» كه‌ از سمت‌ كوه‌ طور شعله‌ مي‌كشد «به‌زودي‌ از آن‌» يعني: از راه‌ «براي ‌شما خبري‌ خواهم‌ آورد» «سين‌» در +ﮌ_ بر نزديكي‌ مسافت‌ آتش‌ دلالت‌ مي‌كند «يا شعله‌ اخگري‌ برايتان‌ مي‌آورم‌» يعني: از آن‌ پشته‌ آتش، شعله‌اي‌ برگرفته ‌و آن‌ را براي‌ شما مي‌آورم‌. قبس: جرقه‌ آتشي‌ است‌ كه‌ آن‌ را از جايي‌ برمي‌گيرند تا به‌ وسيله‌ آن‌ آتش‌ ديگري‌ را در جاي‌ ديگري‌ روشن‌ كنند «باشد كه‌ خود را گرم ‌كنيد» يعني: باشد تا به‌ وسيله‌ آن‌ شعله‌ اخگر، آتشي‌ برافروزيد و خود را از گزند سرما نگه‌ داريد. ثعلب‌ مي‌گويد: «اصل‌ شهاب‌ بر چوبي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ در يكي‌ از دو سوي‌ آن‌ اخگري‌ شعله‌‌ور است‌ و در سوي‌ ديگر آن‌ آتشي‌ نيست‌». بنابه‌ روايتي: در اين‌ سفر جز زن‌ موسي‌(ع) كسي‌ ديگر با وي‌ همراه‌ نبود.
 
سوره نمل آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءهَا نُودِيَ أَن بُورِكَ مَن فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چون‌ به‌ نزديك‌ آن‌ آمد» يعني: چون‌ موسي‌(ع) به‌ نزديك‌ آن‌ آتش‌ آمد؛ «ندا رسيد: كسي‌ كه‌ در آتش‌ است، خجسته‌ و مبارك‌ گرديد» ابن‌كثير مي‌گويد: «چون ‌موسي‌(ع) به‌نزديك‌ آتش‌ آمد، منظره‌ تكان‌دهنده‌ عظيمي‌ را ديد چرا كه‌ آن‌ آتش ‌را در درخت‌ سبزي‌ شعله‌ور يافت‌ كه‌ با وجود فروزش‌ آتش‌ همچنان‌ سبز و تازه‌ و خرم‌ است‌. در اين‌ اثنا موسي‌(ع) سرش‌ را به‌ سوي‌ آسمان‌ بالا كرد، بناگاه‌ ديد كه ‌نور آن‌ آتش‌ به‌ اوج‌ آسمان‌ رسيده‌ است‌. پس‌ در واقع‌ «نار» در آنجا نور مجرد بود ولي‌ موسي‌(ع) پنداشت‌ كه‌ آن‌ نور، آتش‌ است‌». از حسن‌ و سعيدبن‌جبير نقل‌شده‌ است‌ كه‌ مراد از: +ﮛ  ﮜ  ﮝ_  : (كسي‌ كه‌ در آتش‌ است‌)، نور خداي‌ سبحان ‌مي‌باشد. ابن‌جرير طبري‌ و ابن‌ابي‌حاتم‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: «منظور خداوندأ از +ﮚ  ﮛ  ﮜ  ﮝ_    : (مبارك‌ است‌ كسي‌ كه‌ در آتش‌ است‌) خود وي‌ است، يعني‌ ذات‌ متعال‌ من‌ با بركت‌ است‌. زيرا در آن‌ درخت‌ نوررب‌العالمين‌ متجلي‌ بود، نه‌ آتش‌». «و كسي‌ كه‌ پيرامون‌ آن‌» آتش‌ «است‌» كه ‌مراد: موسي‌(ع) است‌ «نيز بركت‌ يافته‌ است‌» و اين‌ بركت‌ به‌ سبب‌ رخداد عظيم ‌ديني‌اي‌ است‌ كه‌ موسي‌(ع) بدان‌ مبارك‌ و مفتخر شد، كه‌ همانا تفويض‌ رسالت‌ و دادن‌ معجزه‌ به‌ وي‌ مي‌باشد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: مبارك‌اند فرشتگاني‌ كه ‌پيرامون‌ آن‌ آتش‌اند «و منزه‌ است‌ خدا پروردگار عالميان‌» اين‌ عبارت‌ متضمن ‌به‌شگفت ‌آوردن‌ موسي‌(ع) از مشاهده‌ آن‌ صحنه‌ و منظره‌ است‌. در حديث‌ شريف ‌آمده‌ است: «...حجاب‌ پروردگار نور، يا نار است‌ كه‌ اگر آن‌ حجاب‌ برداشته‌ شود، انوار جلال‌ رويش‌ همه‌ چيز را كه‌ در منظر ديد وي‌ است‌ مي‌سوزاند».
 
سوره نمل آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ يَا مُوسَى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ موسي‌(ع) چنين‌ خطاب‌ كرد: «اي‌ موسي‌! اين‌ منم‌ خداي‌ عزيز حكيم‌» عزيز: يعني‌ غالب‌ و قاهر. حكيم: داراي‌ حكمت‌ در امر و فعل ‌خويش‌. در روايات‌ آمده‌ است‌ كه‌ موسي‌(ع) گفت: «پروردگارا! چه‌ كسي‌ است‌كه‌ مرا ندا مي‌كند؟»، خداي‌ سبحان‌ در پاسخ‌ وي‌ فرمود: «اين‌ منم‌ خداي‌ عزيز حكيم‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:357.txt">وجه‌ تسميه‌ ﴿سوره‌ آل عمران﴾</a><a class="text" href="w:text:358.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:359.txt">آيه  2</a><a class