="text" href="w:text:360.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:361.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:362.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:363.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:364.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:365.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:366.txt"> آيه  9</a></body></html>سوره نمل آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و عصاي‌ خود را بينداز» اي‌ موسي‌(ع) تا به‌ معجزه‌ات‌ آشنا شوي‌ و بدان‌ انس‌ والفت‌ يابي‌. در اين‌ هنگام‌ موسي‌(ع) عصاي‌ خويش‌ را افگند و بناگاه‌ آن‌ عصا به ‌ماري‌ تبديل‌ شد «پس‌ چون‌ آن‌ را ديد كه‌ گويي‌ ماري‌ است‌ كه‌ مي‌جنبد» يعني: چون ‌ديد عصايش‌ بسان‌ حركت‌ مار، حركت‌ مي‌كند. جان: مار سفيد است‌ و عصا درچالاكي‌ و سبكي‌ حركت‌ خود به‌ مار سفيد تشبيه‌ شده‌ است‌. «پشت‌ گردانيد» از ترس‌ اين‌ كه‌ آن‌ مار بر وي‌ حمله‌ برد «و به‌ عقب‌ بازنگشت‌» يعني: موسي‌(ع) از شدت‌ ترس‌ به‌دنبال‌ خود نگاه‌ نكرد. در اين‌ هنگام‌ خداي‌ سبحان‌ ندا فرمود: «اي ‌موسي‌! نترس‌» از مار و آسيب‌ آن‌ «كه‌ پيامبران‌ در پيشگاه‌ من‌ نمي‌ترسند» يعني: كساني‌ كه‌ من‌ ايشان‌ را به‌ رسالت‌ فرستاده‌ام، در پيشگاه‌ من‌ از غير من‌ نمي‌ترسندپس‌ تو نيز از مار نترس‌.
 
	سوره نمل آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر كسي‌ كه‌ ستمي‌ كرده‌ باشد، سپس‌ بعد از بدي‌اي، نيكي‌اي‌ را جايگزين‌ آن‌ گردانيده‌» يعني: ليكن‌ كسي‌ مي‌ترسد كه‌ با ارتكاب‌ معصيت‌ بر خود ستم‌ كرده‌باشد ـ كه‌ پيامبران‡ از آنان‌ نيستند ـ و بعد از عمل‌ بد و گناه، توبه‌ و پشيماني‌ را جايگزين‌ آن‌ گردانيده، چنين‌ كسي‌ بداند: «كه‌ من‌ آمرزنده‌ مهربانم‌» يعني: من ‌براي‌ كسي‌ كه‌ بعد از ارتكاب‌ گناه‌ از ايستادن‌ در پيشگاه‌ من‌ بترسد، مي‌آمرزم‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ بشارتي‌ عظيم‌ براي‌ انسان‌ است‌». نسفي‌ مي‌گويد: «گويي‌ اين‌ سخن‌ اشاره‌اي‌ كنايي‌ به‌ كار موسي‌(ع) در كشتن‌ آن‌ قبطي‌ است‌ چنان‌كه‌ موسي‌(ع) خود گفت: (پروردگارا! من‌ بر خود ستم‌ كردم‌ پس‌ بر من‌ بيامرز و خدا هم‌ بر وي‌ آمرزيد) «قصص/‌16»».
 
	سوره نمل آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً فَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و دستت‌ را در گريبانت‌ فرو بر» جيب: شكاف‌ پيراهن‌ از جايي‌ است‌ كه‌ سر در آن‌ داخل‌ مي‌شود «تا سپيد و درخشان‌ بي‌ هيچ‌ عيبي‌» چون‌ پيسي‌ يا مانند آن‌ از آفات‌ «بيرون‌ آيد» آن‌گاه‌ موسي‌(ع) دستش‌ را در گريبانش‌ فرو برد و آن‌ را بيرون ‌آورد، بناگاه‌ ديد كه‌ دستش‌ مانند برق‌ مي‌درخشد، گويي‌ پاره‌اي‌ از ماه‌ است‌. «در نه‌ معجزه‌» يعني: عصا و يد بيضا، دو معجزه‌ از نه‌ معجزه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ تو خواهيم ‌داد. بقيه‌ معجزات‌ موسي‌(ع) عبارتند از: شكافته‌ شدن‌ دريا، فرستادن‌ طوفان، ملخ، شپش، قورباغه، خون، قحطي‌ و كاستي‌ در كشتزارهاي‌ فرعونيان‌. «به‌سوي ‌فرعون‌ و قوم‌ او برو» يعني: تو بدين‌ سبب‌ با اين‌ معجزات‌ برانگيخته‌ و فرستاده‌ شده‌اي‌ تا به‌سوي‌ فرعون‌ و قوم‌ وي‌ بروي‌ «زيرا آنان‌ مردمي‌ فاسقند» يعني: آنان ‌نافرمان‌ و از دايره‌ طاعت‌ ما بيرون‌ اند.
 
	سوره نمل آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ آيات‌ روشنگر ما» كه‌ به‌ سبب‌ وضوح‌ و روشني‌ خود بر درستي ‌نبوت‌ موسي‌(ع) دلالت‌ مي‌كرد. يا معني‌ اين‌ است: چون‌ آيات‌ ما كه‌ به‌سبب ‌روشني‌ خود در معرض‌ ديد بود «به‌ آنان‌ رسيد، گفتند: اين‌ جادوي‌ آشكار است‌» فرعون‌ و كسان‌ وي‌ ادعا كردند كه‌ اين‌ معجزات‌ جادوي‌ آشكاري‌ است‌ كه ‌هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ در جادو بودن‌ آنها وجود ندارد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3565.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:3566.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:3567.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:3568.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:3569.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:3570.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:3571.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:3572.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:3573.txt">آيه  22</a></body></html>سوره نمل آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوّاً فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و انكار كردند» فرعونيان‌ «آنها را» يعني: آن‌ معجزات‌ را به‌ زبانهاي‌ خود «وحال‌ آن‌كه‌ دلهايشان‌ بدان‌ باور داشت‌» و به‌ يقين‌ مي‌دانستند كه‌ آنها معجزات‌ الهي‌ است‌ پس‌ اين‌ انكارشان‌ «از روي‌ ستم‌ و سركشي‌» يعني: شرك‌ و تكبر از اين‌ امر بود كه‌ به‌ آنچه‌ موسي‌(ع) آورده‌ ايمان‌ آورند در حالي‌ كه‌ به‌ طور قطع‌ مي‌دانستند كه‌ آن‌ معجزات‌ از نزد خداوندأ است‌ «پس‌ بنگر» اي‌ محمد ص! «كه‌ فرجام ‌فسادكاران‌ چگونه‌ بود» يعني: در اين‌ فرجام‌ شوم‌شان‌ بينديش‌ زيرا اين‌ فرجام، عبرتگاهي‌ براي‌ پندآموزان‌ و عبرت‌ گيرندگان‌ است‌. آري‌! فرجام‌ كارشان‌ غرق ‌شدن‌ در دريا بر آن‌ وصف‌ هولناك‌ بود لذا تكذيب‌كنندگان‌ رسالتت‌ نيز بايد از چنين‌ فرجام‌ بدي‌ پروا كنند.
 
	سوره نمل آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ عِلْماً وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌راستي‌ به‌ داوود و سليمان‌ دانشي‌ داديم‌» يعني: به‌ ايشان‌ دانشي‌ بسيار داديم‌ كه‌ مراد از آن‌: علم‌ شرايع‌ و احكام‌ و حلال‌ و حرام، علم‌ قضا و داوري‌ ميان ‌مردم، فهم‌ زبان‌ پرندگان‌ و غيره‌ علوم‌ است‌ «و آن‌ دو گفتند: ستايش‌ خدايي‌ راست‌» يعني: داوود و سليمان‌ به‌ مقتضاي‌ آن‌ علم‌ و دانش‌ خويش‌ عمل‌ كرده‌ وگفتند: ستايش‌ خدايي‌ راست‌ «كه‌ ما را بر بسياري‌ از بندگان‌ با ايمانش‌ برتري‌ داد» با علم‌ و نبوت‌ و رام‌ كردن‌ پرندگان‌ و جن‌ و انس‌ براي‌ ما. البته‌ آنها از روي‌ تواضع‌ وفروتني‌ به‌ برتري‌ خود بر تمام‌ بندگان‌ پروردگار قايل‌ نشدند.
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر شرف‌ علم‌ است‌ و اين‌ كه‌ نعمت‌ علم‌ از بزرگترين ‌نعمت‌هاست‌ پس‌ به‌ هر مؤمني‌ كه‌ نعمت‌ علم‌ داده‌ شده، يقينا او بر بسياري‌ از بندگان‌ با ايمان‌ ديگر برتري‌ پيدا كرده‌ و شرف‌ بزرگي‌ برايش‌ عنايت‌ و ا