ينش‌ آنها تواناست‌؟ «و براي‌ شما از آسمان‌ آبي‌ فرو فرستاد» يعني: نوعي‌ از آب‌ را كه‌ همانا آب‌ باران‌ است‌ «پس‌ بدان‌» آب‌ «باغهاي‌ خرم‌ و باطراوت‌ رويانده‌ايم‌» حديقه: باغي‌ است‌ كه‌ دور آن‌ ديوار كشيده‌ شده‌ است‌. ذات‌ بهجه: زيبا و بارونق‌ كه‌ بيننده‌ آن‌ شاد و شكفته‌ مي‌شود «شما را نمي‌رسيد كه‌ درختانش‌ را برويانيد» يعني: بشر را يارا و تواناي‌ آن‌ نبوده‌ و نيست‌ كه‌ درختان‌ را بروياند زيرا بشر عاجز از آن‌ است‌ كه‌ چيزي‌ را از كتم‌ عدم‌ به‌ عرصه‌ وجود بيرون ‌آورد. قرطبي‌ مي‌گويد: «با اين‌ آيه، قول‌ مجاهد مستدل‌ مي‌شود كه‌ گفته‌ است: نگارگري‌ و تصوير هيچ‌ چيز ـ اعم‌ از موجودات‌ ذي‌روح‌ يا غير ذي ‌روح‌ ـ جايز نيست‌». اما جمهور علما برآنند كه‌كشيدن‌ تصوير غيرذي‌روح‌ جايز است‌ «آيا در جنب‌ خداوند خدايي‌ هست‌» يعني: آيا همه‌ اين‌ كارها را خدايي‌ در جنب‌ خداوندأ انجام‌ داده‌ است‌ كه‌ شما او را مي‌پرستيد، يا اين‌ كه‌ صانع‌ اين‌ها خداي‌ يگانه‌ است‌؟ به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: آيا با خدايي‌ كه‌ بعضي‌ از افعال‌ و اوصاف‌ وي‌ ذكر شد، معبودي‌ ديگر است‌ تا به‌ او همراه‌ ساخته‌ شده‌ و در عبادت‌ شريك‌ وي‌ قرار داده‌ شود؟ «نه‌ بلكه‌» حق‌ اين‌است‌ كه‌ «آنان‌ قومي‌ كجرو هستند» كه‌ از شاهراه‌ حق‌ به‌ كژراهه‌ باطل‌ گراييده‌اند. يا معناي‌ (يعدلون‌) اين‌ است: آنها با خداي‌ سبحان‌ غير او را نظير و همانند قرار داده‌اند.
 
سوره نمل آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَاراً وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَاراً وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزاً أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا كيست‌ كه‌ زمين‌ را قرارگاه‌ كرد» يعني: آن‌ را هموار و مسطح‌ و آرام‌ گردانيد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ استقرار بر آن‌ ممكن‌ باشد «و در ميان‌ آن‌ جويبارها»ي‌ شيرين‌ و گوارا «پديد آورد و براي‌ آن‌ كوههاي‌ استوار آفريد» كه‌ مانند لنگرگاهي‌ زمين‌ را نگه‌ داشته‌ و آن‌ را از اضطراب‌ و جنبش‌ بازمي‌دارند تا با اضطراب‌ خود ساكنانش‌ را آشفته‌حال‌ نگرداند «و ميان‌ دو دريا برزخي‌ قرار داد؟» مراد از بحران: دو درياي‌ شور و شيرين‌ است‌ كه‌ با برزخي‌ كه‌ خداوندأ ميان‌ آنها قرار داده ‌است، يكي‌ به‌ديگري‌ آميخته‌ نمي‌شود پس‌ نه‌ اين، آن‌ را دگرگون‌ مي‌سازد و نه‌ آن، در اين ‌داخل‌ مي‌شود. البته‌ وجود هر دو درياي‌ شور و شيرين، داراي‌ فوايد، آثار، بركات‌ و حكمت‌هايي‌ است‌. تفسير نظير اين‌ آيه‌ در سوره‌ «فرقان‌» گذشت‌. «آيا با خداوند معبودي‌ ديگر است‌؟» يعني: چون‌ ثابت‌ شد كه‌ جز خداي‌ سبحان‌ كسي ‌ديگر بر اين‌ كارها توانايي‌ ندارد، آيا در عرصه‌ وجود خداي‌ ديگري‌ است‌ كه‌ مانند صنع‌ و آفرينش‌ وي‌ بيافريند؟ هرگاه‌ جواب‌ به‌ طور قطع‌ منفي‌ است، ديگر چگونه‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ چيزي‌ را شريك‌ مي‌آوريد كه‌ قدرت‌ رساندن‌ هيچ‌ سود و زياني‌ را ندارند؟ «نه‌! بلكه‌ بيشترشان‌ نمي‌دانند» يگانگي‌ پروردگارشان‌ وقدرت‌ و سلطه‌ بي‌چون‌ وي‌ را.
 	  سوره نمل آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا كيست‌ كه‌ دعاي‌ مضطر را ـ چون‌ او را بخواند ـ اجابت‌ مي‌كند» مضطر: درمانده‌ فروافتاده‌ در چنگال‌ سختي، اندوه‌ بزرگ‌ و دشواري‌اي‌ است‌ كه‌ او براي ‌رهايي‌ از آن، هيچ‌ نيرو و توان‌ و تدبيري‌ ندارد، مانند كسي‌ كه‌ آسيبي‌ مانند فقر يا بيماري‌اي‌ بر او پنجه‌ افگنده‌ كه‌ او را به‌ تضرع‌ و زاري‌ به ‌بارگاه‌ خداي‌ سبحان ‌ناچار كرده‌ است‌. يا مضطر: گنه‌كار است‌ آن‌گاه‌ كه‌ آمرزش‌ بخواهد، يا مظلوم ‌است‌ چون‌ به‌ بارگاه‌ حق‌ تعالي‌ دعا كند، همان‌ خداي‌ منان‌ و مهرباني‌ كه‌ دعاي ‌درمانده‌ را ـ چون‌ به‌ اخلاص‌ تمام‌ بخواندش‌ و دين‌ خويش‌ را برايش‌ خالص‌ گرداند ـ اجابت‌ مي‌كند «و» كيست‌ آن‌ كه‌ «بدي‌ را مي‌گرداند؟» يعني: هرآنچه ‌را كه‌ موجب‌ سختي‌ و گرفتاري‌ و درماندگي‌ بنده‌ است‌ و از آن‌ جمله‌ زيان‌ و بيماري‌ و فقر را از وي‌ برمي‌گرداند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «سه‌ دعا مستجاب‌ است‌ كه‌ هيچ‌ شكي‌ در آن‌ نيست: دعاي‌ مظلوم، دعاي‌ مسافر و دعاي ‌پدر در حق‌ فرزندش‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ جابربن‌ سليم‌ هجيمي(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: گفتم‌؛ يا رسول‌الله! شما به‌سوي‌ چه‌ چيز دعوت‌ مي‌كنيد؟ فرمودند: «به‌سوي‌ خداي‌ يگانه‌ دعوت‌ مي‌كنم، ذاتي‌ كه‌ اگر بلايي‌ به‌ تو برسد و او را بخواني، آن‌ را از تو دور مي‌كند و ذاتي‌ كه‌ اگر در بياباني‌ چيزي‌ را گم‌ كني‌ و او را بخواني، آن‌ را به‌ تو برمي‌گرداند و ذاتي‌ كه‌ اگر به‌ تو قحطي‌ و خشكسالي‌‌اي ‌برسد و او را بخواني، براي‌ تو مي‌روياند...».
«و» كيست‌ كه‌ «شما را جانشينان‌ زمين‌ مي‌سازد؟» يعني: نسلي‌ را ميرانده‌ و نسلي‌ ديگر را به‌جاي‌ آنها پديد مي‌آورد و بدين‌ گونه‌ است‌ كه‌ نسل‌ها يكي‌ از پي‌ديگري‌ جانشين‌ يك‌ديگر مي‌شوند. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: مسلمانان‌ را جانشين‌ كفار مي‌گرداند تا مالك‌ سرزمين‌ها و قلمروهاي‌ آنان‌ شوند. ابن‌كثير در تفسير آن‌ مي‌گويد: «يعني‌ امتي‌ را بعد از امتي، نسلي‌ را پس‌ از نسلي‌ و قومي‌ را پس‌ از قومي ‌پديد مي‌آورد و اگر بخواهد همه‌ امتها و نسلها و اقوام‌ را در يك‌ زمان‌ بيافريند، مي‌آفريند و بعضي‌ را از نسل‌ بعضي‌ديگر نمي‌گرداند ـ چنان‌كه‌ ابتدائا آدم‌(ع) را ازخاك‌ آفريد ـ و اگر بخواهد، بعضي‌ را از نسل‌ بعضي ‌ديگر گرداند ولي‌ احدي‌ را نميراند تا درگذشت‌ همگي‌ در يك‌ زمان‌ باشد، مي‌تواند چنين‌ كند، ليكن‌ حكمت ‌و قدرت‌ وي‌ چنين‌ اقتضا كرد تا خلقت‌ و آفرينش بشر بر اين‌ شيوه‌ باشد، در غير آن ‌زمين‌ بر ساكنان‌ خود تنگ‌ مي‌شد و رقابت‌ بر سر نعمت‌ها و داشته‌هاي‌ زندگي، به‌كشمكش‌ و انفجاري‌ ويرانگر مي‌انجاميد». «آيا با خداوند معبود ديگري‌ است‌» كه‌ اين‌ نعمتهاي‌ بزرگ‌ را بر شما ارزاني‌ داشته‌ است‌؟ يا كه‌ متولي‌ همه‌ اين‌ نعمتها خداي‌ يكتاست‌؟ «چه‌ اندك‌ پند مي‌گيريد» و چه‌ كم‌ به‌ حق‌ باز مي‌گرديد، حقي‌ كه ‌عبارت‌ است‌ از: اعتراف‌ به‌ نعمت‌هاي‌ خداوندأ، مخصوص‌ ساختن‌ عبادت‌ و نيايش‌ براي‌ وي‌ و ترك‌ ساير معبودات‌.
ابن‌كثير در تفسير خويش‌ در باب‌ «اجابت‌ دعاي‌ مضطر» به‌ نقل‌ از حافظ ابن‌عساكر مي‌گويد: