ه‌ است‌ كه‌ از رسول‌ خداص پرسيدند: دابه‌الارض‌ از كجا بيرون‌ مي‌آيد؟ ايشان‌ فرمودند: «از بزرگترين‌ مساجد از نظر محترم‌ بودن‌ نزد خداوندأ ـ يعني‌ از مسجد الحرام‌». ابن‌كثير حديث‌ شريف‌ ذيل‌ را از صحيح‌ مسلم‌ نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «سه‌ چيز اندكه‌ چون‌ بيرون‌ آيند، براي‌ هيچ‌ كسي‌ كه‌ از قبل‌ ايمان‌ نياورده‌ باشد، يا در ايمان‌ خويش‌ اعمال‌ و دستاورد خيري‌ نداشته ‌باشد، ايمان‌ آوردنش‌ سودي‌ نمي‌بخشد: طلوع‌ خورشيد از غروبگاه‌ آن، خروج‌ دجال‌ و خروج‌ دابه‌ الارض‌».
 
سوره آل عمران آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ كسي‌ كه‌ كتاب» قرآن‌ «را بر تو نازل‌ كرد كه‌ بخشي‌ از آن‌ آيات‌ محكم‌است» محكم‌: آيه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌سبب‌ وضوح‌ و روشني‌اش‌ احتمال‌ بيش‌ از يك‌ وجه‌ تفسيري‌ را ندارد، لذا صرف‌ توجه‌ به‌ آن، مفيد فهم‌ معني‌ مورد نظر از آن‌ مي‌باشد، پس‌ در آن‌ امكان‌ تغيير و تحريف‌ از معني‌ و وجه‌ حقيقي‌ آن‌ وجود ندارد«آنها ام‌الكتاب‌ اند» يعني‌: آيات‌ محكم، اصل‌ و اساس‌ قرآنند كه‌ مبنا و تكيه‌گاه‌آن‌ قرار مي‌گيرند پس‌ هرآنچه‌ كه‌ به ‌ظاهر با آيات‌ محكم‌ مخالف‌ باشد، به‌ سوي‌آنها برگردانده‌ مي‌شود تا وجه‌ و معني‌ حقيقي‌ آن‌ دانسته‌ شود. ابن‌كثير مي‌گويد:«آيات‌ محكم‌؛ حجت‌ پروردگار، پناهگاه‌ بندگان‌ و دفع‌كننده‌ دشمنانند كه‌ هرگزاز آن‌ معاني‌اي‌ كه‌ براي‌ آنها وضع‌ شده‌اند، قابل‌ تحريف‌ و تغيير نمي‌باشند». «وبخش‌ ديگر متشابهات‌ است» متشابه‌: آيه‌اي‌ است‌ كه‌ امكان‌ دگرگون‌ ساختن‌ وتحريف‌ و تأويل‌ در معني‌ آن‌ وجود دارد و اين‌ تشابه، يا از خفا و عدم‌ واضح‌بودن‌ معني‌ مراد، يا وجود احتمالات‌ متعدد در آن‌ و يا تردد در ميان‌ چند وجه‌تفسيري‌ ناشي‌ مي‌شود، همچون‌ حروف‌ مقطعه‌ اوايل‌ برخي‌ از سوره‌ها. قرطبي‌مي‌گويد: «متشابه‌ چيزي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) علم‌ آن‌ را به‌ خودش‌ منحصرگردانيده‌ و كسي‌ از مخلوقاتش‌ را بر آن‌ آگاه‌ نساخته‌ است، همچون‌ وقت‌ برپايي‌قيامت‌ و مانند آن‌ از امور غيب».
علت‌ وجود آيات‌ متشابه‌ در قرآن‌ كريم‌ ـ با علم‌ به‌ اين‌ كه‌ قرآن‌ به‌ عنوان‌هدايتگر مردم‌ نازل‌ شده‌ ـ همانا متمايز ساختن‌ مؤمنان‌ راستين‌ از افراد سست‌ ايمان‌و روشن‌ ساختن‌ فضيلت‌ راسخان‌ در علم، يعني‌ كساني‌است‌ كه‌ در آيات‌ الهي‌انديشه، تدقيق‌ و پژوهش‌ مي‌كنند و از كژروي‌ در قرآن‌ مي‌پرهيزند.
«اما آنان‌ كه‌ در دلهايشان‌ زيغ‌ است» زيغ‌: ميل‌ و انحراف‌ از حق‌ است‌. آري‌! آنان‌ «براي‌ فتنه‌جويي» يعني‌: فتنه‌انگيزي‌ و گمراه‌ كردن‌ مردم‌ در دينشان‌ و پوشانيدن‌ حقيقت‌ بر آنان‌ «و در طلب‌ تأويل‌ آن» يعني‌: طلب‌ تأويل‌ آيات‌ متشابه‌ بر وجهي‌ كه‌ دلخواهشان‌ و موافق‌ با مذاهب‌ فاسدشان‌ است‌ «از متشابه‌ آن‌ پيروي ‌مي‌كنند» يعني‌: به‌ متشابهات‌ قرآن‌ چنگ‌ مي‌زنند و به‌وسيله‌ آنها در مؤمنان‌ شك‌و ترديد بر انگيخته‌ و آن‌ متشابهات‌ را در بدعتي‌ كه‌ برآن‌ قراردارند، دليل‌ وتكيه‌گاه‌ خويش‌ مي‌گردانند «حال‌ آن‌ كه‌ تأويل‌ آن» آيات‌ متشابه‌ «را جز خداوند و راسخان‌ در علم‌ نمي‌دانند» يعني‌: راسخان‌ و ريشه‌داران‌ در علم‌ نيز، تأويل‌متشابهات‌ را مي‌دانند، در حالي‌كه‌: «مي‌گويند: به‌ آن‌ ايمان‌ آورديم» يعني‌: به‌ همه‌قرآن‌ ـ اعم‌ از محكم‌ و متشابه‌ آن‌ ـ ايمان‌ آورديم‌ «همه‌ از جانب‌ پروردگار ما است» يعني‌: از آنجا كه‌ همه‌ قرآن‌ از بارگاه‌ پروردگار متعال‌ است، پس‌ اختلافي‌در آن‌ نيست‌ بنابراين، ما به‌ همه‌ آن‌ ايمان‌ داشته، متشابه‌ آن‌ را كه‌ احتمالات‌ متعددي‌ دارد، به‌سوي‌ محكم‌ آن‌ كه‌ احتمالي‌ جز حق‌ را ندارد، برمي‌گردانيم‌ وارجاع‌ مي‌دهيم‌ و بدين‌وسيله‌ است‌ كه‌ معني‌ مراد از متشابه‌ نيز بر ما روشن‌ مي‌شود. ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «من‌ از كساني‌ هستم‌ كه‌ تأويل‌ متشابهات‌ را مي‌دانند». سخن‌ ابن‌ عباس‌(رض) عين‌ حقيقت‌ است‌ زيرا در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌خدا «در حق‌ وي‌ چنين‌ دعا كردند: «اللهم فقهه في الدين وعلمه التأويل‌: خدايا! او را در دين‌ فقيه‌ و دانا كن‌ و تأويل‌ را به‌ او بياموز».
به‌ قولي‌ديگر، معناي‌: ﴿ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ َيقُولُونَ ..﴾  اين‌است‌: تأويل‌ متشابه‌ را جز خدا(ج) هيچ‌ كس‌ ديگر، حتي‌ راسخان‌ و ثابت‌قدمان‌ درعلم‌ هم‌ نمي‌دانند. بنابراين‌ قول، در قرائت، بر كلمه‌ «الله» وقف‌ مي‌شود و در اين‌صورت، عبارت‌: ﴿وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْم...﴾ جمله‌ مستأنفه‌ مستقلي‌ است‌ كه‌ معني‌ آن‌چنين‌ مي‌شود: «راسخان‌ در علم‌ مي‌گويند: ايمان‌ آورديم‌ به‌ اين‌ كه‌ متشابه‌ ازبارگاه‌ خداوند(ج) است‌ و ما معني‌ و تأويل‌ آن‌ را نمي‌دانيم». بر اساس‌ اين‌ قول‌؛ مراد از متشابه‌: مسائلي‌ چون‌ وقت‌ برپايي‌ قيامت، ماهيت‌ روح‌ و مانند آن‌ از اموري‌ است‌ كه‌ بشر آنها را نمي‌داند «و جز خردمندان‌ كسي‌ پند نمي‌گيرد».
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص از راسخان‌ در علم‌ مورد سؤال‌قرار گرفتند، در پاسخ‌ فرمودند: «مَن برت يمينه، وصدق لسانه واستقام قلبه ومن عفَّ بطنه و فرجه، فذلك منالراسخين في العلم: كسي‌ كه‌ به‌ راستي‌ و درستي‌ سوگندخورد، زبان‌ او راست‌ گويد، قلب‌ او مستقيم‌ باشد و كسي‌ كه‌ عفت‌ را در شكم‌ وفرج‌ خود نگاه‌ دارد، او از راسخان‌ در علم‌ است». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص اين‌ آيه‌ كريمه‌ را تلاوت‌ نمودند، آن‌گاه‌ فرمودند: «چون‌كساني‌ را ديديد كه‌ در قرآن‌ مجادله‌ مي‌كنند، آنان‌ همان‌ كساني‌ هستند كه‌ در اين‌آيه‌ كريمه‌ مورد نظر خداوند(ج) مي‌باشند [يعني‌ فتنه‌گرند] پس‌ از آنان‌ حذركنيد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ امام‌ احمد از ابوامامه‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌رسول‌خدا «در تفسير: ﴿فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ﴾ فرمودند:«هم‌ الخوارج‌: آن