رد و مدعي‌ ربوبيت‌ شد «و مردمانش‌ را گروه‌گروه‌ كرد» يعني: مردم‌ مصر را به‌ بردگي‌ كشيد و آنها را در خدمت‌ خويش‌ به‌ فرقه‌ها و گروه‌هايي‌ مختلف‌ تقسيم‌ كرد، بدان‌ منظور كه‌ آنان‌ را درگير اختلاف‌ نموده‌ و برخي‌ از آنان ‌را به‌وسيله‌ برخي‌ديگر سركوب‌ كند تا باهم‌ يكدست‌ نشوند و در نتيجه‌ كار سلطه ‌وي‌ به‌ اخلال‌ روبرو نشود و از او به‌ طور دلخواهش‌ فرمان‌پذير و مطيع‌ باشند «طايفه‌اي‌ از آنان‌ را به‌ استضعاف‌ مي‌كشيد» مراد از اين‌ طايفه: قوم‌ بني‌اسرائيل‌اند و مظاهر استضعاف‌ و به ‌زبوني ‌كشيدنشان‌ از سوي‌ فرعون‌ عبارت‌ بود از اين‌ كه: «پسرانشان‌ را مي‌كشت‌ و دخترانشان‌ را» براي‌ خدمتگزاري‌ «زنده‌ نگه ‌مي‌داشت‌» نقل‌ است‌ كه‌ منجمان‌ به‌ فرعون‌ خبر داده‌ بودند كه‌ قدرت‌ و سلطنتش‌ به‌دست‌ مردي‌ از بني‌اسرائيل‌ كه‌ به‌ دنيا خواهد آمد از بين‌ مي‌رود، از اين‌ روي‌ او فرزندان‌ ذكور بني‌اسرائيل‌ را مي‌كشت‌. زجاج‌ مي‌گويد: «حماقت‌ فرعون‌ درخور تعجب‌ است‌ زيرا كاهني‌ كه‌ اين‌ خبر را به‌ او داده‌ بود، اگر در خبرش‌ صادق‌ بود، لابد آن‌ خبر تحقق‌ مي‌يافت‌ و كشتن‌ فرزندان‌ ذكور بني‌اسرائيل، به‌ حال‌ وي ‌سودي‌ نداشت‌ و اگر آن‌ كاهن‌ كاذب‌ بود، باز هم‌ كشتن‌ آنها هيچ‌ معنايي‌ نداشت‌». البته‌ تصديق‌ اين‌ روايت‌ جاي‌ تأمل‌ دارد زيرا منجمان‌ چيزي‌ از علم‌ غيب ‌را نمي‌دانند پس‌ شايد او فرزندان‌ بني‌اسرائيل‌ را فقط بدين‌ انگيزه‌ مي‌كشت‌ كه ‌ايشان‌ را به‌بردگي‌ و استضعاف‌ بكشاند. يا انگيزه‌ فرعون‌ از اين‌ عمل، اخباري‌ بود كه‌ بني‌اسرائيل‌ آن‌ را از پيامبران‌ خويش‌ درباره‌ ظهور موسي‌(ع) نقل‌ مي‌كردند و الله اعلم‌. «بي‌گمان‌ او از فسادكاران‌ بود» زيرا كشتن‌ به‌ستم، كار مفسدان‌ است، چنان‌كه‌ بسياري‌ ديگر از مظاهر و مصاديق‌ فساد نيز در فرعون‌ نمايان‌ بود.
ابن‌كثير مي‌گويد: «چون‌ فرعون‌ به‌ كشتار فرزندان‌ پسر بني‌اسرائيل‌ ادامه‌ داد، قبطي‌ها از آن‌ ترسيدند كه‌ نسل‌ بني‌اسرائيل‌ منقرض‌ شود زيرا پير مردان‌ بني‌اسرائيل ‌هم‌ در شرف‌ نابودي‌ بودند و اين‌ خود سبب‌ مي‌شد تا اعمال‌ شاقه‌اي‌ را كه‌ بني‌اسرائيل‌ انجام‌ مي‌دادند، بر دوش‌ قبطيان‌ بيفتد. پس‌ آنها از اين‌ بيم‌ به‌ فرعون ‌گفتند: نزديك‌ است‌ كه‌ جز زنان‌ بني‌اسرائيل‌ كسي‌ ديگر از آنان‌ باقي‌ نماند و ما نمي‌توانيم‌ كارهاي‌ شاقه‌اي‌ را كه‌ مردان‌ آنها انجام‌ مي‌دهند، برعهده‌ بگيريم‌! لذا فرعون‌ دستور داد كه‌ پسران‌ آنها را در يك‌ سال‌ زنده‌ نگه ‌دارند و در سال‌ ديگر بكشند. نقل‌ است‌ كه‌ هارون‌(ع) در سالي‌ تولد شد كه‌ پسران‌ را در آن‌ زنده‌ باقي ‌مي‌گذاشتند اما موسي‌(ع) در سالي‌ از سالهاي‌ قتل‌ پسران‌ متولد شد. فرعون ‌مأموراني‌ داشت‌ كه‌ عهده‌دار بازرسي، نظارت‌ و اجراي‌ اين‌ برنامه‌ بودند و پرستاران‌ زني‌ را نيز بر گمارده‌ بود كه‌ بر زنان‌ بني‌اسرائيل‌ مراقبت‌ داشتند و چون ‌يكي‌ از آنان‌ حامله‌ مي‌شد، نامش‌ را در جدول‌ آماري‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور تهيه‌ مي‌شد، ثبت‌ مي‌كردند لذا مأموران‌ در هنگام‌ زايمان‌ وي‌ سر مي‌رسيدند و اگر نوزاد دختر مي‌بود، آن‌ را به‌ حال‌ خود وا مي‌گذاشتند اما اگر پسر مي‌بود، او را سر بريده‌ و راه‌ خود را در پيش‌ مي‌گرفتند و مي‌رفتند. چون‌ مادر موسي‌(ع) به‌ وي‌ حامله‌ شد، نشانه‌ها و مظاهر بارداري‌ ـ به‌ حكم‌ خداي‌ عزوجل‌ ـ بسان‌ ديگر زنان‌ حامله‌ بر وي‌ نمايان‌ نگرديد و دايه‌هاي‌ مأمور فرعون‌ به‌ بارداري‌ وي‌ پي ‌نبردند».
 
سوره قصص آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج) صفات‌ زشت‌ پنج‌ گانه‌ گردنكشان‌ يعني: برتري‌جويي ‌در زمين، به‌استضعاف ‌كشيدن‌ مردم، كشتن‌ فرزندان‌ پسر و باقي‌گذاشتن‌ فرزندان‌ دختر بني‌اسرائيل‌ و فسادافروزيشان‌ در زمين‌ را بيان‌ كرد، اينك‌ در مقابل‌ آن‌ پنج‌ وصف‌ از اوصاف‌ مستضعفان‌ را بيان‌ مي‌كند:
«و ما مي‌خواهيم‌» با تدبير حكيمانه‌ خويش‌ «بر كساني‌ كه‌ در زمين‌ به‌ استضعاف ‌كشيده‌ شده‌اند، منت‌ گذاريم‌» بعد از آن‌ كه‌ به‌ استضعاف‌ كشيده‌ شده‌اند. به‌همين‌ جهت‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ موسي‌(ع) را به‌ رسالت‌ برانگيخت‌ و معجزاتي‌ به‌ وي ‌داد و سرانجام‌ بني‌اسرائيل‌ را از مصر به‌ سلامت‌ بيرون‌ كرد و فرعون‌ و لشكريانش ‌را ـ به‌ كيفيتي‌ كه‌ شرح‌ و تفصيل‌ آن‌ بعد از اين‌ اجمال‌ مي‌آيد ـ به‌ هلاكت‌ رسانيد «و آنان‌ را پيشوايان‌ گردانيم‌» يعني: مستضعفان‌ را رهبران‌ خير، دعوتگران‌ به‌سوي ‌حق‌ و متوليان‌ و فرمانرواياني‌ در ميان‌ مردم‌ مي‌گردانيم‌ «و ايشان‌ را وارث‌ زمين ‌گردانيم‌» يعني: وارثان‌ سرزمين‌ مقدس‌ كه‌ بيت‌المقدس‌ در آن‌ قرار دارد چنان‌كه ‌خداوندأ مي‌فرمايد:(‏ وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ) : (و مشارق‌ زمين‌ و مغارب‌ آن‌ را كه‌ در آن‌ بركت ‌نهاده‌ايم، به‌ قومي‌ كه‌ ناتوان‌ و مستضعف‌ شمرده‌ مي‌شدند، به‌ارث‌ داديم‌) «اعراف‌ /137».
 
سوره آل عمران آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
همچنان‌ راسخان‌ در علم‌ چنين‌ دعا مي‌كنند: «پروردگارا! تو گردآورنده‌ مردماني» يعني‌: برانگيزاننده‌ و زنده‌كننده‌ و گردهم‌ آورنده‌ آناني‌ «در روزي» يعني‌: براي‌حساب‌ روزي‌ «كه‌ هيچ‌ شكي‌ در آن‌ نيست» كه‌ همانا روز قيامت‌ است‌ و در وقوع‌ آن‌ و وقوع‌ حساب‌ و جزا در آن، هيچ‌ شكي‌ نيست‌ «قطعا خداوند در وعده‌ خلاف ‌نمي‌كند» يعني‌: اي‌ معبود برحق‌ من‌! وفا به‌ عهد لايق‌ شأن‌ توست‌ و در اين‌ امرشكي‌ نيست‌. اين‌ دعا خود مي‌رساند كه‌ هم‌ و غم‌ راسخان‌ در علم، كار آخرت‌ وفكر و سوداي‌ آن‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3661.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3662.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3663.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:3664.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:3665.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:3666.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:3667.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:3668.txt">آيه  13</a></body></html>سوره قصص آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ ‏
 
‏