كُمَا الْغَالِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداوند متعال‌ درخواست‌ موسي‌(ع) را اجابت‌ كرد و هارون‌(ع)را به‌ رسالت ‌برانگيخت‌ و «فرمود: به‌ زودي‌ بازويت‌ را به‌ وسيله‌ برادرت‌ نيرومند خواهيم‌ كرد و براي ‌شما هر دو، سلطه‌اي‌ قرار خواهيم‌ داد» يعني: حجت‌ و برهاني، يا تسلطي‌ بر فرعون‌ و بر قومش‌ «كه‌ با آيات‌ ما نمي‌توانند به‌ شما دست‌ يابند» و غلبه‌ حاصل‌ كنند. يعني: شما به‌ وسيله‌ معجزات‌ ما، از آزار و اذيت‌ و غلبه‌ آنها بازداشته‌ مي‌شويد. يا معني ‌اين‌ است: آيات‌ ما را به‌سوي‌ آنان‌ ببريد «شما و كساني‌ كه‌ از شما پيروي‌ كنند پيروزيد» اين‌ مژده‌اي‌ به‌ موسي‌ و هارون‌(ع) و پيام‌ نيروبخشي‌ به‌ دلهايشان‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3695.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:3696.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:3697.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:3698.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:3699.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:3700.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:3701.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:3702.txt">آيه  43</a></body></html>سوره قصص آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ موسي‌ معجزات‌ روشن‌ ما را براي‌ آنان‌ آورد، گفتند: اين‌ جز جادوي ‌برساخته‌ نيست‌» يعني: اين‌ جادويي‌ است‌ كه‌ آن‌ را از پيش‌ خود برساخته‌اي‌ وكاملا ساخته‌ و پرداخته‌ خود توست‌ «و ما در ميان‌ نياكان‌ نخستين‌ خود چنين ‌چيزي ‌نشنيده‌ايم‌» يعني: آنچه‌ با خود از ادعاي‌ نبوت‌ آورده‌اي، در دوران‌ اجداد ما روي‌ نداده ‌است‌. يا ما چنين‌ سحر و جادويي‌ را نشنيده‌ايم، پدرانمان‌ را جز بر رسم‌ و راه‌ شرك‌ نديده‌ايم‌ و از آنان‌ آيين‌ توحيد را سراغ‌ نداريم، با آن‌كه‌ اجداد ما اهل ‌تمدن‌ هم‌ بوده‌اند. پس‌ اين‌ آيين‌ تو دروغي‌ بيش‌ نيست‌.
 
سوره قصص آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و موسي‌ گفت‌» در پاسخ‌ آنان‌ «پروردگارم‌ به‌ كسي‌ كه‌ از سوي‌ او هدايت‌ را آورده ‌است، داناتر است‌» منظور موسي‌(ع) از كسي‌ كه‌ هدايت‌ را آورده، خود وي‌ بود. يعني: خدا(ج) به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ من‌ آورنده‌ رهنمود و هدايت‌ از سوي‌ وي‌ هستم، داناتر است‌ «و» پروردگارم‌ داناتر است‌ به‌ «كسي‌ كه‌ سرانجام‌ نيك‌ آن‌ سراي‌ رادارد» و آخرالامر پيروزي‌ و نصرت‌ از آن‌ او خواهد بود. موسي‌(ع) از آن‌ روي ‌به‌طور تلويحي‌ و كنايي‌ به‌ اين‌ معني‌ اشاره‌ كرد تا قبل‌ از آن‌كه‌ حجت‌ را براي‌ آنان ‌آشكار نمي‌گرداند، هدفش‌ را صراحتا به‌ آنان‌ مطرح‌ نكرده‌ باشد. والله اعلم‌ «بي‌گمان‌ ستمكاران‌» يعني: مشركان‌ «رستگار نمي‌شوند» به‌ هيچ‌ خواسته‌ نيكي‌.
 
سوره قصص آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحاً لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و فرعون‌ گفت: اي‌ بزرگان‌ قوم‌! من‌ جز خود براي‌ شما خدايي ‌نمي‌شناسم‌» بدين‌سان، آن‌ ملعون‌ به‌ ادعاي‌ باطل‌ و بي‌بنياد خود تمسك‌ جست‌ تا قومش‌ را به‌ مغالطه‌ و سردرگمي‌ بيندازد در حالي‌ كه‌ او خود به‌خوبي‌ مي‌دانست ‌پروردگارش‌ الله(ج) است‌. سپس‌ به‌ راه‌ تكبر و گردنكشي‌ و به ‌واهمه‌ انداختن‌ قومش ‌در اين‌ كه‌ از كمال‌ اقتدار برخوردار است، بازگشت‌ و گفت: «پس‌ اي‌ هامان‌» وزيرم‌ «برايم‌ بر گل‌ آتش‌ برافروز» يعني: گل‌ را براي‌ من‌ پخته‌ كن‌ تا به ‌آجر تبديل‌ شود «آن‌گاه‌ برجي‌ براي‌ من‌ برآور» يعني: برجي‌ بلند براي‌ من‌ بساز «شايد من‌ از خداي‌ موسي‌ اطلاع‌ يابم‌» يعني: بر آن‌ برج‌ بلند فراز شوم‌ و خداي‌ موسي‌(ع) را ببينم‌ «و من‌ جدا او را از دروغگويان‌ مي‌پندارم‌» فرعون‌ بدين‌گونه ‌قومش‌ را در اين‌ وهم‌ و گمان‌ افگند كه‌ او صرفا يك‌ انديشمند جست‌وجوگري‌ است‌ كه‌ جوياي‌ حق‌ مي‌باشد.
 
سوره قصص آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او و لشكريانش‌ به‌ناحق‌ در زمين‌ استكبار ورزيدند» مراد از زمين، سرزمين ‌مصر است‌. استكبار: برتري‌طلبي‌ و بزرگ‌نمايي‌ بدون‌ داشتن‌ شايستگي‌ واستحقاق‌ بلكه‌ از روي‌ تجاوز و گردن‌كشي‌ است‌. آري‌! فرعون‌ مستكبر بود زيرا نه‌حجت‌ و دليلي‌ در اختيار داشت‌ كه‌ پيام‌ موسي‌÷ را با آن‌ دفع‌ كند و نه‌ شبهه‌اي ‌داشت‌ كه‌ آن‌ را در مقابل‌ معجزات‌ موسي‌(ع) قرار دهد «و پنداشتند كه‌ به‌سوي‌ ما بازگردانيده‌ نمي‌شوند» و حشر و نشر و معادي‌ در كار نيست‌.
 
سوره قصص آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او و لشكريانش‌ را فروگرفتيم‌» بعد از آن‌كه‌ در كفر سركشي‌ كرده‌ و در آن‌ از حد گذشتند «و آنان‌ را به‌ دريا افگنديم‌» بيان‌ اين‌ واقعه‌ قبلا گذشت‌ «پس‌ بنگر كه ‌فرجام‌ كار ستمكاران‌ چگونه‌ بود» يعني: اي‌ محمدص! بنگر كه‌ آخر كار كافران‌ ـ در دنيا قبل‌ از آخرت‌ ـ چگونه‌ بود آن‌گاه‌ كه‌ به‌ درياي‌ هلاك‌ در افگنده ‌شدند.
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«مثل‌ آنان‌ همچون‌ مثل‌ كسي‌ است‌ كه‌ به‌ سختي‌ آتشي‌ بر افروخت‌ و همين‌ كه‌ آتش‌ پيرامونش‌ را روشنايي‌ داد، خدا نورشان‌ را برد و در ميان‌ تاريكيهايي‌ كه‌ نمي‌بينند رهايشان‌ كرد» ابن‌مسعودt و جمعي‌ديگر از صحابه‌(رض) در تفسير اين‌ آيه‌ كريمه ‌گفته‌اند: «بعد از هجرت‌ رسول‌ خدا ص به‌ مدينه‌؛ گروهي‌ از مردم‌ در ظاهر اسلام ‌را پذيرفته‌ ولي‌ در باطن‌ امر نفاق‌ را پيشه‌ خويش‌ ساختند، بدين‌ سبب‌ خداي‌عزوجل‌ فرمود: داستان‌ آنان‌ همانند داستان‌ كسي‌ است‌ كه‌ گرفتار ظلمت‌ و تاريكي‌شده‌ و آتشي‌ را برمي‌افروزد و اين‌ آتش‌ پيرامون‌ وي‌ را روشن‌ مي‌سازد، به‌ طوري‌كه‌ مي‌تواند اطرافش‌ را ببيند تا بدينوسيله‌ از افتادن‌ در آنچه‌ كه‌ موجب ‌آزار وي‌ مي‌شود بپرهيزد، در اين‌ ا