نا آتش‌ وي‌ خاموش‌ مي‌شود و در نتيجه‌ او حيران‌ و مبهوت‌ برجاي‌ خود مي‌ايستد و نمي‌داند كه‌ چگونه‌ خود را از اشياي‌ موذي‌ پيرامونش‌ حفظ نمايد! اين‌ است‌ حال‌ منافقي‌ كه‌ در ظلمت‌ شرك‌ به ‌سرمي‌برد و همين‌كه‌ اسلام‌ را پذيرفت‌ و حلال‌ را از حرام‌ و خير را از شر باز شناخت‌ و از اين‌ نعمتها برخوردار گشت، بناگاه‌ كافر مي‌شود و حالش‌ چنان‌ واژگون‌ مي‌گردد كه‌ حلال‌ را از حرام‌ و خير را از شر باز نمي‌شناسد».
امام‌ رازي‌ مي‌گويد: «تشبيه‌ در اينجا در نهايت‌ درستي‌ و صحت‌ است‌ زيرا منافقان‌ در آغاز با ايمان‌ خود نوري‌ را كسب‌ كردند، ولي‌ سرانجام‌ اين‌ نور را با نفاق‌ خود از بين‌ برده‌ و در سرگرداني‌ و گمراهي‌ بزرگي‌ غوطه‌ور شدند چراكه‌ هيچ‌سرگرداني‌اي‌ بزرگتر از سرگرداني‌ در دين‌ نيست‌».
 
سوره آل عمران آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ كساني‌ كه‌ كفر ورزيده‌اند بگو» مراد از آنان ‌يهود، و به‌ قولي‌: مشركان‌ مكه‌اند. آري‌! به‌ آنان‌ بگو: «به‌زودي‌ مغلوب‌ خواهيد شد» در دنيا «و» سپس‌ درآخرت‌ «در دوزخ‌ محشور مي‌شويد و چه‌ بدجايگاهي‌ است» دوزخ‌. سپاس‌ بر خداي‌ عزوجل‌ كه‌ اين‌ تهديد خويش‌ را با كشتن‌ بني‌قريظه، جلاي ‌وطن‌ كردن‌ بني‌نضير، فتح‌ خيبر، تحميل‌ جزيه‌ بر ساير يهود و پيروزكردن‌ مسلمانان‌ در بدر، عملي‌گردانيد.
سوره قصص آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را پيشواياني‌ گردانيديم‌ كه‌ به‌سوي‌ آتش‌ فرامي‌خواندند» يعني: سردمداران‌ كفر را در ميان‌ كافران‌ رؤساي‌ فرمانروا و مطاعي‌ گردانيديم‌ كه‌ پيروان‌ خويش‌ را به‌سوي‌ آتش‌ دوزخ‌ فرامي‌خواندند زيرا پيروان‌ به‌ تقليد از اين ‌رؤسايشان، راه‌وروش‌ آنها را پي‌ مي‌گيرند «و روز قيامت‌ ياري‌ نمي‌يابند» يعني: هيچ‌كس‌ آنان‌ را ياري‌ نمي‌دهد و هيچ‌ مانعي‌ آنان‌ را از عذاب‌ خداوندأ بازنمي‌دارد، بدين‌سان‌ است‌ كه‌ خواري‌ دنيا در پيوند با خواري‌ آخرت، جمعا وبال‌ گردنشان‌ مي‌شود.
 
سوره قصص آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در همين‌ دنيا لعنتي‌» يعني: طرد و دوري‌اي‌ از رحمت‌ خويش‌ را «بدرقه ‌راهشان‌ كرديم‌» يا بندگان‌ خود را فرمان‌ داديم‌ كه‌ بر آنان‌ لعنت‌ بگويند پس‌ هر كس ‌از اهل‌ حق‌ كه‌ از آنان‌ ياد مي‌كند، بر آنان‌ لعنت‌ مي‌فرستد «و روز قيامت‌ هم، آنان‌ از مقبوحان‌ هستند» مقبوح: مطرود، دور داشته‌ و نفرين‌ شده‌ است‌. به‌قولي‌ مقبوح: كسي‌ است‌ كه‌ در خلقت‌ مسخ، مشوه‌ و زشت‌ شده‌ است‌.
سوره قصص آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌راستي‌ پس‌ از آن‌كه‌ نسلهاي‌ نخستين‌ را هلاك‌ ساختيم‌» يعني: پس‌ از آن‌كه ‌اقوام‌ نوح، عاد، ثمود و غيره‌ را هلاك‌ ساختيم‌. يا معني‌ اين‌ است: بعد از آن‌كه ‌فرعون‌ و قومش‌ را هلاك‌ كرده‌ و قارون‌ را در زمين‌ فروبرديم‌؛ «به‌ موسي‌ كتاب‌» تورات‌ را «داديم‌ كه‌ به‌عنوان‌ روشنگري‌هايي‌ براي‌ مردم‌ بود» يعني: تورات‌ را به‌ موسي‌(ع) داديم‌ تا مردم‌ به‌وسيله‌ آن‌ حق‌ را ديده‌ و بدان‌ راه‌ يابند و خود را به‌وسيله‌ آن‌ از گمراهي‌ نجات‌ دهند «و» تورات‌ «هدايت‌ و رحمتي‌» از سوي‌ خداوند أ براي‌ مردم‌ است‌ «باشد كه‌ به‌ ياد آورند» اين‌ نعمتها را لذا خداي‌ عزوجل‌ را شكر و سپاس‌ گزارده‌ به‌ او ايمان‌ آورند و دعوتش‌ را به‌سوي ‌آنچه‌ كه‌ خيرشان‌ در آن‌ است، اجابت‌ گويند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3704.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:3705.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:3706.txt"> آيه  46</a><a class="text" href="w:text:3707.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:3708.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:3709.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:3710.txt">آيه  50</a></body></html>سوره قصص آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ امر پيامبري‌ را به‌ موسي‌ به‌انجام‌ رسانيديم‌» يعني: آن‌گاه‌ كه‌ با موسي‌(ع) سخن‌ گفته‌ و كار پيامبري‌ را به‌ او سپرديم‌؛ «تو در جانب‌ غربي ‌نبودي‌» يعني: اي‌ محمد ص! تو در جانب‌ غربي‌ وادي‌ طور سينا نبودي، آنجا كه ‌موسي‌(ع) با پروردگارش‌ مناجات‌ كرد «و تو از حاضران‌ نبودي‌» در اين‌ رويداد تا به‌حقيقت‌ آن‌ آگاه‌ بوده‌ و سپس‌ آن‌ را از نزد خود بديشان‌ بازگويي‌ لذا اين‌ امر خود برهان‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ اخبار از طريق‌ وحي‌ پروردگار سبحان‌ برايت‌ آمده‌ است ‌بنابراين، بيان‌ اين‌ داستانها از سوي‌ تو كه‌ خود حاضر آن‌ صحنه‌ها نبوده‌اي، دليل‌ روشن‌ رسالت‌ توست‌.
 
سوره قصص آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُوناً فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«وليكن‌ ما نسلهايي‌ پديد آورديم‌» يعني: اي‌ محمد ص! ما از زمان‌ موسي‌(ع) تا زمان‌ تو امت‌هايي‌ را آفريديم‌ «و عمرشان‌ طولاني‌ شد» يعني: مهلتشان‌ به ‌درازا كشيد و روزگار بر آنان‌ طولاني‌ شد و در گذار اين‌ زمانه‌ دراز بود كه‌ شريعتها و احكام‌ الهي‌ دستخوش‌ تحريف‌ و تغيير گشته‌ و اديان‌ حق‌ به‌فراموشي‌ سپرده‌ شدند و درنتيجه، امتها امر خداوندأ را ترك‌ كرده‌ و عهد وي‌ را فراموش‌ نمودند آن‌گاه‌ اي‌ محمدص! تو را فرستاديم‌ تا اين‌ بنياد را دوباره‌ پي‌ افگني‌ و اين‌ اصول‌ و قواعد را مجددا احياكني‌.
با اين‌ آيه‌ استدلال‌ شده‌است‌ بر اين‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ در ارتباط با رسالت ‌محمد ص و ايمان‌ به‌ ايشان‌ از موسي‌(ع) و امتش‌ تعهد گرفته‌ است‌ اما آن‌گاه‌ كه ‌روزگاري‌ طولاني‌ سپري‌ شد و قرنها از پي‌ يك‌ديگر گذشت، امتها اين‌ عهد را فراموش‌ كرده‌ و وفا كردن‌ به‌ آن‌ را فروگذاشتند «و تو در ميان‌ اهل‌ مدين‌ مقيم‌ نبودي‌» چنان‌كه‌ موسي‌(ع) اقامت‌ داشت‌ «تا آيات‌ ما را برآنان‌» يعني: بر اهل‌ مدين‌ «بخواني‌» و از آنان‌ اخبارشان‌ را فراگيري‌ و در نتيجه، آن‌ اخبار را از نزد خود برمردم‌ مكه‌ حكايت‌ كني‌. به‌قولي: اين‌ 