مله، جمله‌ مستأنفه‌ و ابتدائي‌ است، گويي‌ گفته ‌شد: تو از جانب‌ خود آيات‌ ما را بر امت‌ خويش‌ نمي‌خواني‌ «ليكن‌ ما فرستنده‌ بوديم‌» يعني: ما تو را به‌سوي‌ مردم‌ مكه‌ فرستاده‌ و اين‌ اخبار را بر تو نازل ‌كرديم‌ و اگر چنين‌ نبود، تو از اين‌ اخبار هيچ‌ آگاهي‌اي‌ نداشتي‌.
 
سوره قصص آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ ندا درداديم‌» به‌ موسي‌(ع) و او را به‌ رسالت‌ برانگيختيم‌؛ «تو در جانب‌» كوه‌ «طور نبودي‌ ولي‌ رحمتي‌ از سوي‌ پروردگار توست‌» يعني: ليكن‌ ما اين ‌قرآن‌ و اخبار موسي‌(ع) و سخن‌گفتن‌ خويش‌ را با وي‌ به‌عنوان‌ رحمتي‌ از جانب ‌خود به‌سوي‌ تو وحي‌ كرده‌ و آن‌ را بر تو حكايت‌ كرديم‌ و تو را از اين‌ اخبار آگاه‌ گردانيديم‌ «تا قومي‌ را كه‌ پيش‌ از تو هيچ‌ هشداردهنده‌اي‌ به‌سويشان‌ نيامده ‌بود، بيم‌ دهي‌» مراد از اين‌ قوم: مردم‌ مكه‌اند كه‌ قبل‌ از رسول‌ خداص در زمان‌ فترت‌ ـ يعني‌ دوران‌ انقطاع‌ رسالت‌ ـ به‌سر مي‌بردند و در زمان‌ فترت، يعني‌ در عهد ميان‌ بعثت‌ عيسي‌(ع) تا بعثت‌ تو، هشداردهنده‌اي‌ به‌ ميانشان‌ نيامده‌ بود كه‌ آنان‌ را بيم‌ دهد «باشد كه‌ آنان‌ پند پذيرند» با هشدارهاي‌ تو.
اين‌ آيات‌ برهاني‌ الهي‌ بر نبوت‌ محمد ص و بيان‌ حكمت‌ بعثت‌ ايشان‌ است‌.
 
سوره قصص آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر نبود كه‌ چون‌ به‌سزاي‌ كار و كردار پيشينشان‌» از كفر و ظلم ‌«مصيبتي‌» يعني: عذابي‌ «به‌ آنان‌ برسد، بگويند» در هنگام‌ نزول‌ عذاب‌ «پروردگارا! چرا به‌سوي‌ ما پيامبري‌ نفرستادي‌» از جانب‌ خويش‌ «تا از آيات‌» نازل‌ شده‌ واضح‌ و روشن‌ «تو پيروي‌ مي‌كرديم‌ و از مؤمنان‌ مي‌بوديم‌»[3] به‌اين‌ آيات‌؛ آري‌! اگر چنين‌ نبود (ما تو را به‌سوي‌ مردم‌ به‌ رسالت‌ نمي‌فرستاديم‌). اين‌ جمله‌ جواب‌ «لولا» است‌ كه‌ در آيه‌ كريمه‌ محذوف‌ است‌. پس‌ معناي‌ آيه‌ چنين‌ است: اگر ما قبل‌ از بعثتت‌ آنان‌ را عذاب‌ مي‌كرديم، يقينا مي‌گفتند: فاصله ‌زماني‌ ما با پيامبران‌ مرسل‌ به‌درازا كشيد و در اين‌ ميان‌ خداوندأ به‌سوي‌ ما رسولي‌ را نفرستاد لذا ما در شرك‌ خويش‌ معذور بوده‌ايم‌. بدين‌گونه‌ آنها اين‌ فترت‌ رسالت‌ را براي‌ خود عذري‌ مي‌پنداشتند. ولي‌ ما حجت‌ را بر آنان‌ تمام‌ كرده‌ و علت‌ را برطرف‌ ساختيم‌ و با فرستادنت‌ به‌سوي‌ آنان، بيان‌ حق‌ و حقيقت‌ را به ‌اتمام‌ رسانيديم‌ تا ديگر آنان‌ مجال‌ طرح‌ هيچ‌ گونه‌ عذري‌ را نداشته‌ باشند.
 
[3] مترجمان‌ اكثرا اين‌ آيه‌ را اشتباه‌ ترجمه‌ كرده‌اند. مثلا ترجمه‌ آقاي‌ بهاءالدين‌ خرمشاهي‌ اين‌ است: «و اگر به‌خاطر كار و كردار پيشينشان‌ مصيبتي‌ به‌ آنان‌ نمي‌رسيد (و عذابي‌ برايشان‌ نمي‌فرستاديم‌) مي‌گفتند پروردگارا چرا پيامبري‌ به‌سوي‌ ما نفرستادي‌ كه‌ از آيات‌ تو پيروي‌ كنيم‌ و از مؤمنان‌ باشيم‌».
سوره قصص آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ حق‌ از جانب‌ ما به‌سويشان‌آمد، گفتند: چرا نظير آنچه‌ به‌ موسي‌ داده ‌شد، به‌ او داده‌ نشده‌ است‌؟» يعني: چون‌ از جانب‌ خداوند(ج) به‌ مردم‌ مكه، حق‌ ـ يعني‌ محمدص و قرآني‌ كه‌ بر وي‌ نازل‌ شده‌ است‌ ـ آمد، از روي‌ سرسختي‌ و عناد و جهل‌ گفتند: چرا به‌ اين‌ پيامبر نظير آنچه‌ كه‌ به‌ موسي‌ از آيات‌ و معجزات‌ ـ از جمله‌ نزول‌ يكباره‌ تورات‌ ـ داده‌ شد، داده‌ نشده‌ است‌؟ خداوند(ج) سؤالشان‌ را چنين‌ پاسخ‌ مي‌دهد: «آيا به‌ آنچه‌  پيش‌ از اين‌ به‌ موسي‌ داده‌ شد، كفر نورزيدند؟ » يعني: كفار قريش‌ به‌ آيات‌ موسي‌(ع) نيز كفر ورزيدند چنان‌كه‌ به‌ آيات‌ محمدص كفر ورزيدند و «گفتند: اين‌دو» يعني: تورات‌ و قرآن، يا نبوت‌ محمدص و نبوت‌ موسي‌(ع) «دو جادويي‌ هستند كه‌ از يك‌ديگر پشتيباني‌ كرده‌اند» يعني: با يك‌ديگر بر دروغ‌ و ناروا همياري‌ كرده‌ يكي‌ از آنها به‌ نفع ‌ديگري‌ گواهي‌ داده‌اند «و گفتند: ما همه‌ را منكريم‌» يعني: موسي‌(ع) و محمدص يا تورات‌ و قرآن‌ هر دو را منكريم‌. مجاهد مي‌گويد: «يهوديان‌ به‌ قريش‌ مشورت ‌دادند كه‌ به‌ محمد ص چنين‌ بگويند».
پس‌ حاصل‌ معني‌ اين‌ است: سبب‌ كفر به‌ پيامبران‌ الهي(ع)، كم‌ بودن‌ معجزات ‌نبوده‌ و نيست‌ بلكه‌ سبب‌ حقيقي‌ تكبر و عنادشان‌ است‌.
 
سوره قصص آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
دومين‌ پاسخ‌ به‌ شبهه‌ مذكور اين‌ است: «بگو: پس‌ اگر راست‌ مي‌گوييد» در آنچه‌ كه‌ اين‌ دو كتاب، يا اين‌ دو پيامبر را به‌ آن‌ وصف‌ كرده‌ايد؛ «كتابي‌ از سوي ‌خداوند بياوريد كه‌ از اين‌ دو» يعني: از تورات‌ و قرآن‌ «هدايت‌كننده‌تر باشد تا از آن‌ پيروي‌ كنم‌» زيرا من‌ از پيروي‌ هدايت‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ تكبر نمي‌ورزم‌. يادآور مي‌شويم: انجيل‌ نيز كه‌ به‌عنوان‌ متمم‌ تورات‌ نازل‌ شد، نمي‌تواند جدا از شريعت ‌توراتي‌ ارزيابي‌ شود.
سوره آل عمران آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لَّأُوْلِي الأَبْصَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ يهوديان‌! «قطعا در برخورد ميان‌ آن‌ دو گروه» مسلمانان‌ و مشركان‌ كه‌ در روزبدر باهم‌ رودررو شدند؛ «براي‌ شما نشانه‌اي‌ است» بزرگ‌ كه‌ بر صدق‌ و راستي‌اين‌ امر دلالت‌ مي‌ كند كه‌ حق‌ تعالي‌ عزت‌دهنده‌ دين‌ و ياري‌دهنده‌ پيامبرش‌ وبرفرازنده‌ دعوت‌ و رسالت‌ وي‌ مي‌باشد، پس‌ اي‌ يهوديان‌! شما بايد از روزي‌ چون‌ روز بدر حذر كنيد تا خداوند(ج) آنچه‌ را بر سر مردم‌ مكه‌ آورد، بر سر شما نياورد، روزي‌ كه‌ در آن‌ «گروهي‌ در راه‌ خدا مي‌جنگيدند و ديگر» گروه‌ «كافر بودندكه‌ 