يف‌ ـ و در عصر حاضر از سرزمينهاي‌ مختلف‌ جهان‌ ـ به‌سوي‌ آن‌ گرد مي‌آيد و حمل‌ مي‌شود «ولي‌ بيشترشان‌ نمي‌دانند» و اقرار ندارند به‌ اين‌ كه‌ اينها همه‌ از رزق‌ خدا(ج) است‌ و نمي‌دانند كه‌ امنيت‌ در سايه‌ چه‌ نظامي‌ متصور است‌ و بيم‌ و نگراني‌ در كجا منزل ‌افگنده‌ است‌. آري‌! آنها از فرط جهل‌ و غفلت‌ و عدم‌ تفكر در مال‌ و معاد، صلاح‌ و هدايت‌ خويش‌ را نمي‌دانند.
 
سوره قصص آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلاً وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌بسيار شهرهايي‌ را نابود ساختيم‌ كه‌ زندگي‌ خوش، آنها را سرمست‌ كرده ‌بود» يعني: در رفاه، فراواني، راحتي‌ و سرخوشي‌ قرار داشتند پس‌ از آنجا كه ‌نعمت‌ها را ناسپاسي‌ كردند، نابود ساخته‌ شدند. عطاء در معناي‌ آن‌ مي‌گويد: «آنان‌ در سرخوشي، رفاه‌ و گردنكشي‌ زندگي‌ مي‌كردند و رزق‌ خداي‌ عزوجل‌ را خورده‌ اما بتان‌ را مي‌پرستيدند» «پس‌ اين‌ مسكنهايشان‌ است‌ كه‌ بعد از آنان‌ جز اندكي‌ مسكون‌ نبوده‌ است‌» يعني: بعد از آنان‌ احدي‌ در آن‌ مسكنها ـ جز كوتاه‌زماني‌ ـ سكني‌ نيافته‌ اند و اين‌ تعداد هم‌ كساني‌اند كه‌ در حال‌ سفر از برابر خانه‌هايشان‌ مي‌گذرند و اجبارا روز يا نيم‌روزي‌ در آن‌ درنگ‌ مي‌كنند در حالي‌كه‌ بيشتر آن‌ ويران‌ است‌ «و ما خود ميراث‌بر» آنان‌ «بوده‌ايم‌» زيرا كسي‌ از آنان ‌باقي‌ نماند تا منازل‌ و اموالشان‌ را ميراث‌ ببرد. البته براي‌ چيزي‌ كه‌ بدون‌ مالك‌ باقي ‌بماند، مي‌گويند: آن‌ چيز ميراث‌ خداأ است‌ زيرا حق‌ تعالي‌ است‌ كه‌ مالك ‌حقيقي‌ كائنات‌ مي‌باشد و اوست‌ كه‌ بعد از فناي‌ خلقش‌ باقي‌ است‌.
بنابراين، عذرآوران‌ اهل‌ مكه‌ كه‌ از بيم‌ از دست‌ رفتن‌ نعمتهايشان‌ خود را در ايمان‌ نياوردن‌ معذور مي‌پندارند، بايد بدانند كه‌ اين‌ عدم‌ ايمان‌ است‌ كه‌ سبب ‌زوال‌ نعمتها مي‌گردد، نه‌ ايمان‌ آوردن‌ به‌ حق‌.
 
سوره آل عمران آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«دوستي‌ شهوات‌ براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده» يعني‌: خداوند متعال، شهوات‌ را درچشم‌ مردم‌ ـ به‌ منظور آزمايش‌ و امتحانشان‌ ـ آراسته‌ است‌. يا آرايش‌دهنده ‌شيطان‌ است‌ كه‌ با برانگيختن‌ مردم‌ به‌ سوي‌ شهوات، آنان‌ را از واجبات‌ وتكاليفشان‌ غافل‌ مي‌گرداند. اين‌ شهوات‌ عبارت‌اند از: تمام‌ خواستني‌ها وآرزوهاي‌ نفسي‌اي‌ كه‌ مفرح‌ قلب‌اند و قلب‌ از آنها احساس‌ لذت‌ و خوشي‌مي‌نمايد. «از جمله» آراسته‌ شده‌ براي‌ شما دوستي‌ «زنان‌ و پسران» زنان‌ را در رأس‌ اين‌ خواستني‌ها ذكر فرمود، به‌ سبب‌ كثرت‌ اشتياق‌ و تمايل‌ نفسهاي‌ مردان‌ به‌سوي‌ آنان‌. و پسران‌ را به‌ياد آوري‌ مخصوص‌ گردانيد نه‌ دختران‌ را زيرا محبت ‌دختران‌ عام‌ و فراگير نيست‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ما تركت‌ بعدي‌ فتنه‌ اضرعلي‌ الرجال‌ من‌ النساء: بعد از خود، فتنه‌اي‌ زيانبارتر از زنان‌ را بر مردان‌ سراغ‌ ندارم». اما اگر هدف‌ از محبت‌ به‌ زنان، پاكدامني‌ و توالد و تناسل‌ فرزندان‌ شايسته ‌باشد؛ اين‌ امر مطلوب، بلكه‌ مستحب‌ است، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «الدنيا متاع وخير متاعها المرأة الصالحة: دنيا همه‌ متاع‌ است‌ و بهترين‌ متاع‌ آن، زن‌ شايسته‌ مي‌باشد». «و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده، محبت‌ «قناطير مقنطره‌ از زر وسيم» قناطير: جمع‌ قنطار و هر قنطار صد رطل‌ است، و مراد از آن‌ مال‌ هنگفت‌ وبسيار مي‌باشد. مقنطره‌: يعني‌ به‌ مقادير زياد مضاعف‌ گردانيده‌شده‌. از سعيدبن‌جبير(رض) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ مراد از آن، صدهزار دينار مي‌باشد. يادآور مي‌شويم ‌كه‌ به‌ هنگام‌ ظهور اسلام، صد مرد سرمايه‌دار از مقنطرها در مكه‌ وجود داشتند.«و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده‌ «اسبان‌ مسومه» يعني‌: اسباني‌ كه‌ در چراگاهها ومراتع رها شده‌اند. يا مسومه‌: يعني‌ نشانه‌گذاري ‌شده‌ با نشانه‌اي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ از ديگر اسبان‌ تمييز داده‌ مي‌شوند «و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده‌ «محبت‌ چهارپايان» كه‌ عبارت‌اند از: شتر و گاو و گوسفند «و محبت‌ زراعت» يعني‌: مزارع، كه‌ شامل‌خود زمين‌ و كشت‌ آن‌ مي‌شود. «اين‌ همه‌ بهره‌ زندگاني‌ دنياست» يعني‌: آنچه‌ ذكرشد، تماما بهره‌هاي‌ گذراي‌ زندگاني‌ دنياست‌ كه‌ فنا مي‌شود و باقي‌ نمي‌ماند «و» حال‌ آن‌ كه‌ «فرجام‌ نيكو» كه‌ مي‌ماند و جاودانه‌ است‌ «نزد خداست».
بايد دانست‌ كه‌ هدف‌ آيه‌ كريمه‌ قطعا اين‌ نيست‌ كه‌ انسان‌ را از محبت‌ معتدل‌ شهوات‌ كه‌ امري‌ فطري‌ است‌ باز دارد، به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در آيه‌ ديگري‌مي‌فرمايد:( ‏ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ )اي محمد! بگو: چه‌ كسي‌ زينت‌ خدا را كه‌ براي‌ بندگانش‌ بيرون‌ آورده‌ و روزي‌هاي‌ پاكيزه‌ را حرام‌ گردانيده‌؟) «اعراف‌ / 32». پس‌ آنچه‌ منع‌ شده‌؛ افراط و زياده‌روي‌ در محبت ‌شهوات‌ و گرفتارشدن‌ در گردونه‌ آن‌ است، به‌گونه‌اي‌ كه‌ با طغيان‌ شهوات، دين‌ و وظايف‌ دنيوي‌ و آخرتي‌ انسان‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ شود. عبارت‌: ﴿‏ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ﴾ نيز مستدعي‌ پليدي‌ و منفوربودن‌ شهوات‌ نيست، بلكه‌ اين‌ تعبير، بيانگر طبيعت‌ اين‌ شهوات‌ است، پس‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ بندگان‌ خدا(ج) شهوات ‌را در جايگاه‌ طبيعي‌ آن‌ قرار دهند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ دلبستگي‌ به‌ آن‌ سبب‌ طغيان‌ عليه ‌ارزشهايي‌ نشود كه‌ در عرصه‌ وجود از شهوات‌ گرامي‌تر و برترند. بنابراين، اسلام‌نيازهاي‌ فطري‌ را به‌ رسميت‌ مي‌شناسد و در صدد سركوب‌ غرايز نيست‌.
صاحب‌ تفسير «معارف‌ القرآن» مي‌گويد: «خداي‌ متعال‌ طبعا محبت‌ اين‌ چيزهارا در دل‌ انسان‌ قرار داده‌ و در اين‌ امر هزاران‌ حكمت‌ وجود دارد؛ از آن‌ جمله‌اين‌كه‌: اگر طبيعت‌ انسان‌ به‌ طرف‌ اين‌ چيزها مايل‌ نبود، نظام‌ جهان‌ به‌هم‌ مي‌خوردزيرا در آن‌ صورت‌ چه‌ كسي‌ نياز داشت‌ كه‌ زحمت‌ كشاورزي‌ و كارگري‌ وصنعت‌گري‌ را متحمل‌ شود، يا تمام‌ مساعي‌ خويش‌ را در تجارت‌ مبذول‌ دارد.
آبادي‌ و بقاي‌ جهان‌ در 