ين‌ نهفته‌ است‌ كه‌ محبت‌ اين‌ اشيا در طبيعت‌ انسان ‌ايجاد شود تا او خود درصدد تهيه‌ و جمع‌آوري‌ آنها برآيد، كارگر صبح‌ هنگام‌ با اين‌ فكر از خانه‌ بيرون‌ مي‌آيد كه‌ مقداري‌ پول‌ به‌دست‌ آورد، ثروتمند با اين ‌انديشه‌ خانه‌ را ترك‌ مي‌كند كه‌ قدري‌ پول‌ صرف‌ كرده‌ كارگري‌ بياورد تا از او كاربگيرد، تاجر، وسايل‌ لوكس‌ تهيه‌ كرده‌ در انتظار مشتري‌ مي‌نشيند تا سرمايه‌اي‌بيندوزد، مشتري‌ نهايت‌ سعي‌ خود را به‌كار مي‌برد تا با پولي‌ كه‌ دارد، اسباب‌ ووسايل‌ مورد نياز خود را خريداري‌ كند، اگر اندكي‌ تأمل‌ شود، همين‌ علايق ‌دنيوي‌ است‌ كه‌ همه‌ را از خانه‌هايشان‌ بيرون‌ آورده‌است‌ و نظام‌ تمدن‌ جهان‌ را براساس‌ اصولي‌ منظم‌ و مستحكم‌ قرار داده ‌است‌.
حكمت‌ ديگر اين‌ است‌ كه‌ اگر ميل‌ و محبت‌ نعمتهاي‌ دنيوي‌ در قلب‌ انسان‌ قرارنداشته‌ باشد، نمي‌تواند طعم‌ نعمت‌هاي‌ اخروي‌ را درك‌ كند و نه‌ به‌ آنها تمايل‌داشته‌ باشد، پس‌ چه‌ نيازي‌ دارد كه‌ درصدد انجام‌ اعمال‌ نيك‌ باشد تا بهشت‌ راكسب‌ نمايد و از اعمال‌ بد پرهيز كند تا از دوزخ‌ نجات‌ يابد.
حكمت‌ سوم‌ كه‌ در اينجا بيشتر مورد توجه‌ است، اين‌ است‌ كه‌ محبت‌ اين‌ اشياطبعا در دل‌ انسان‌ ايجاد شده‌ تا از او امتحان‌ گرفته‌ شود كه‌ چه‌ كسي‌ در محبت‌ آنهاغرق‌ شده‌ و آخرت‌ را فراموش‌ مي‌كند و چه‌ كسي‌ بر حقيقت‌ گذرا بودن‌ و فاني‌بودن‌ آن‌ وقوف‌ يافته‌ و فقط به‌ حد ضرورت‌ و معقول‌ به‌ فكر آنها مي‌باشد و آنهارا در مسير سعادت‌ اخروي‌ به‌كار مي‌برد. چنان‌كه‌ در آيه‌ (7) از سوره‌ «كهف» حكمت‌ اين‌ تزيين‌ به‌ همين‌ صورت‌ بيان‌ شده‌است‌: ﴿ ‏ إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ‏ ﴾  (ما آنچه‌ را كه‌ بر روي‌ زمين‌ است‌ براي‌ زمين‌ زينتي‌ قرارداديم‌ تا مردم‌ را مورد آزمايش‌ قرار دهيم‌ كه‌ چه‌ كسي‌ عمل‌ نيك‌ انجام‌ مي‌دهد). 
ولي‌ در بعضي‌ از آيات، اين‌ نوع‌ تزيين‌ به‌ شيطان‌ نسبت‌ داده‌ شده‌؛ مانند آيه‌(48) سوره‌ «انفال»: ﴿زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ﴾ مراد از آن، تزيين‌ چيزهايي‌ است‌كه‌ شرعا و عقلا بد باشند، يا مراد آن‌ درجه‌ تزيين‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ گذشتن‌ از حدبد باشد وگرنه‌ تزيين‌ مباحات‌ نه‌ تنها بد نيست‌ بلكه‌ در آنها فوايد بسياري‌ نيز وجوددارد، بنابراين، در بعضي‌ آيات‌ اين‌ تزيين‌ صراحتا به‌ خداوند(ج) نسبت‌ داده‌ شده، همان‌طور كه‌ ذكر آن‌ گذشت‌.
شكي‌ نيست‌ كه‌ دائما به‌ فكر مسايل‌ مادي‌ بودن، روح‌ و جان‌ انسان‌ را خسته‌ مي‌سازد و مهلت‌ استفاده‌ از دنيا را نيز از انسان‌ سلب‌ مي‌كند و خود اين، نوعي ‌عذاب‌ براي‌ انسان‌ است‌. بنابراين، تلاش‌ در ميدان‌ امور دنيوي‌ بايد رعايت‌ احكام‌ الهي‌ را همراه‌ با اعتدال‌ در نصب‌ العين‌ خود داشته‌ و رستگاري‌ دو جهان‌ را مدنظر داشته‌ باشد؛ لذا به‌كار بردن‌ آن‌ در راه‌هاي‌ نادرست‌ و يا زياده‌ روي‌ در راه‌ صحيح‌ كه‌ به‌سبب‌ آن‌ انسان‌ از آخرت‌ غفلت‌ ورزد، مايه‌ هلاك‌ است‌.
مولاناي‌ رومي‌ چه‌قدر اين‌ مضمون‌ را به‌طور عالي‌ به‌ نظم‌ كشيده‌ آنجا كه‌مي‌گويد:
آب‌اندر زيركشتي‌ پشتي‌است‌      آب‌در كشتي‌ هلاك‌ كشتي‌است‌
متاع‌ دنيا براي‌ وجود انسان‌ مانند كشتي‌اي‌ است‌ كه‌ اگر آب‌ زير آن‌ باشد برايش‌ مفيد و ياريگر است، ولي‌ اگر آب‌ به‌ درون‌ كشتي‌ راه‌ يابد، غرق‌ شدن‌ و نابودي‌ آن‌ را به‌ دنبال‌ خواهد داشت»[2].
آيه‌ بعدي‌ به‌همين‌ حقيقت‌ ناظر است‌:
[2] تفسير «معارف‌ القرآن‌»، ترجمه‌ فارسي‌ از علامه‌ محمديوسف‌ حسين‌پور ـ با تلخيص‌.سوره قصص آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پروردگار تو هرگز نابودكننده‌ شهرها نبوده‌ است‌ مگر اين‌ كه‌ در ام‌ آنها» يعني: در مركز و پايتخت‌ و كانون‌ بزرگترين‌ شهرهاي‌ آنها «رسولي‌ برانگيزد» براي‌ الزام‌ حجت‌ و قطع‌ معذرت‌ «كه‌ آيات‌ ما را بر آنان‌ بخواند» آياتي‌ كه‌ بيانگر تكاليف‌ و پاداش‌هاي‌ ما براي‌ فرمانبرداران‌ و مجازات‌هاي‌ ما براي‌ نافرمانان‌ است‌. به‌ قولي: مراد از ام‌القري‌ در اينجا مكه‌ است‌ «و ما هرگز نابودكننده‌ شهرها نبوده‌ايم‌» بعد از آن‌كه‌ به‌سوي‌ مركز آنها پيامبري‌ را فرستاده‌ايم‌ «مگر اين‌ كه‌ اهالي‌ آنها ستمگر باشند» و با ظلم‌ و كفرشان‌ به‌ خداأ و رسولش، سزاوار نابودي‌ گردند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3722.txt">آيه  60</a><a class="text" href="w:text:3723.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:3724.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:3725.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:3726.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:3727.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:3728.txt"> آيه  66</a><a class="text" href="w:text:3729.txt"> آيه  67</a><a class="text" href="w:text:3730.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:3731.txt"> آيه  69</a><a class="text" href="w:text:3732.txt"> آيه  70</a></body></html>سوره قصص آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر آنچه‌ شما داده‌ شده‌ايد، بهره‌ زندگاني‌ دنيا و تجمل‌ آن‌ است‌» كه‌ به‌ آن‌ در مدت‌ زندگاني‌ دنيايتان‌ بهره‌مند مي‌شويد، سپس‌ يا شما از بستر بهره‌منديها به‌سراشيب‌ زوال‌ و نابودي‌ مي‌گراييد، يا اين‌ بهره‌ها از نزد شما رخت‌ برمي‌بندد «ولي‌ آنچه‌ نزد خداوند است‌» از ثواب‌ و پاداش‌؛ «بهتر» است‌ از اين‌ بهره‌هاي‌ زوال‌پذير فاني‌ زيرا پاداش‌ الهي‌ لذتي‌ است‌ بي‌پيرايه‌ و از شايبه‌ آلودگي‌ها خالص‌ شده‌ «و» آنچه‌ نزد خداأ است‌ «پاينده‌تر است‌» زيرا براي‌ ابد باقي‌ مي‌ماند وماندگار است، در حالي‌ كه‌ اين‌ بهره‌هاي‌ دنيوي، به‌ سرعت‌ رهنورد راه‌ نابودي‌ و فناست‌ «آيا تعقل‌ نمي‌كنيد» در اين‌ كه‌ چيزهاي‌ باقي‌ و ماندگار بهتر از چيزهاي‌ فاني‌است‌؟.
 
سوره قصص آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كسي‌ كه‌ او را به‌ وعده‌ نيك‌ وعده‌ داده‌ايم‌» يعني: او را به‌ بهشت‌ و آنچه‌ كه ‌در آن‌ از نعمتهاي‌ بي‌شمار است، وعده‌ داده‌ايم‌؛ «و او دريابنده‌ آن ‌است‌» خواه‌ناخواه‌ و بدون‌ هيچ‌ گونه‌ شك‌ و تر