‌ و چرخه‌ زندگاني‌تان‌ نظر به‌ دشواري‌ به‌دست ‌آوردن ‌ضروريات‌ حيات‌ ـ مانند غذا، نوشيدني، پوشيدني‌... ـ معطل‌ مي‌ماند، در آن ‌صورت: «كدامين‌ معبود جز خداوند برايتان‌ روشني‌اي‌ به‌ ميان‌ مي‌آورد؟» يعني: آيا معبودي‌ از معبوداني‌ كه‌ آنها را مي‌پرستيد، قادر است‌ تا اين‌ تاريكي‌ هميشگي‌ را از شما برداشته‌ و نوري‌ را جانشين‌ آن‌ گرداند كه‌ در پرتو آن، به‌ تكاپوي‌ كار و بار خويش‌ بپردازيد و در روشنايي‌ آن، اشياي‌ مورد نياز خود را ببينيد، نور و انرژي‌اي‌ كه‌ ميوه‌هايتان‌ با آن‌ به‌صلاح‌ آمده‌ و كشتزارهايتان‌ در آن‌ رشد كند و چهارپايانتان‌ در آن‌ بخرامند؟ «آيا نمي‌شنويد» به‌ شنيدن‌ فهم‌ و قبول‌ و تدبر وتفكر تا دست‌ از لجاجت‌ برداريد؟.
 
 سوره قصص آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: آيا نگريسته‌ايد» يعني: به‌ من‌ خبر دهيد «اگر خداوند روز را بر شما تا روز قيامت‌ پاينده‌ گرداند» يعني: اگر تمام‌ زماني‌ را كه‌ شما در آن‌ زندگي‌ مي‌كنيد، به‌طور هميشگي‌ و مستمر تا روز قيامت‌ روز گرداند «جز خداوند كدامين‌ معبود براي ‌شما شبي‌ در ميان‌ آورد كه‌ در آن‌ آرام‌ گيريد» از رنج‌ و خستگي‌ كار روزانه‌ بياساييد و از تكاپوي‌ كسب‌وكار راحت‌ و فارغ‌بال‌ شويد؟ «آيا نمي‌بينيد» اين‌ منفعت‌ بزرگ‌ را به‌ ديده‌ پندآموزانه‌ و هشيارانه‌ تا از پرستش‌ غيرخدا(ج) بازگرديد و بازايستيد؟
در اين‌ آيه‌ ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ خداوند(ج)  (افلا تسمعون‌) را به‌سبب‌ مناسبتي‌ كه ‌با شب‌ دارد، به‌ آن‌ پيوسته‌ ساخت‌ زيرا در آرامش‌ و تاريكي‌ شب، به‌كار گرفتن‌ شنوايي‌ كاراتر و مفيدتر است‌ و (افلا تبصرون‌) را به‌سبب‌ مناسبتي‌ كه‌ با روز دارد، به‌ آن‌ پيوسته‌ ساخت‌ زيرا در روشنايي‌ روز به‌كارگرفتن‌ بينايي‌ مؤثرتر و كاراتر است‌.
سوره قصص آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از رحمتش‌» به‌ شماست‌ كه‌ «شب‌ و روز را برايتان‌ آفريد تا در آن‌» يعني: در شب‌ «بياراميد و تا از فضل‌ او روزي‌ خويش‌ بجوييد» در روز. يعني: آفرينش‌ دو پديده‌ عظيم‌ شب‌ و روز را براي‌ شما جمع‌ كرد تا جمع‌ كردن‌ ميان‌ كار و تلاش‌ و ميان‌ استراحت‌ و آرامش‌ را برايتان‌ ممكن‌ گرداند و به‌ اين‌ ترتيب‌ زندگيتان ‌سروسامان‌ گيرد «و تا باشد كه‌ سپاس‌ بگزاريد» نعمت‌هاي‌ خداوندأ را بر خود، با انجام‌دادن‌ انواع‌ عبادت‌ها در شب‌ و روز.
 
سوره قصص آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و روزي‌ كه‌ به‌ آنان‌ ندا دردهد و بگويد: آن‌ شريكان‌ من‌ كه‌ شما مي‌پنداشتيد، كجايند» تا شما را از اين‌ مخمصه‌ برهانند؟ هدف‌ از تأكيد و تكرار اين‌ ندا براي‌ بار دوم، آگاه‌ نمودن ‌بندگان‌ بر اين‌ امر است‌ كه‌ هيچ‌ چيز مانند شرك‌ جلب‌كننده‌ خشم ‌خداي‌ سبحان‌ نيست‌ چنان‌كه‌ هيچ‌ چيز مانند توحيد، جلب‌ كننده‌ رضاي‌ وي ‌نمي‌باشد.
 
سوره قصص آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از ميان‌ هر امتي‌ گواهي‌ بيرون‌ مي‌كشيم‌» كه‌ روز قيامت‌ در حق‌ آن‌ امت‌ گواهي‌ مي‌دهد. و اين‌ گواهان، پيامبران: اند. به‌قولي: اين‌ گواهان‌ عادلان‌ و دادگران‌ هر امت‌اند «آن‌گاه‌ مي‌گوييم: برهانتان‌ را در ميان‌ آوريد» يعني: حجت‌ و دليلتان‌ را بر اين‌ كه‌ با من‌ شريكاني‌ وجود داشته‌اند، در ميان‌ آوريد. در اين‌ هنگام ‌است‌ كه‌ آنها به‌ حقيقت‌ اعتراف‌ كرده‌ و از ارائه‌ حجت‌ و برهان، گنگ‌ و لال ‌مي‌شوند «آن‌گاه‌ دريابند كه‌ حق‌ از آن‌ خداوند است‌» در الوهيت‌ و او يگانه‌ لاشريك ‌مي‌باشد «و آنچه‌ برمي‌بستند» از شركاي‌ دروغين‌ به‌ ناروا «از آنان‌ گم ‌مي‌شود» يعني: از ديد آنان‌ غايب‌ و ناپديد مي‌گردد و هيچ‌ به‌ كارشان‌ نمي‌آيد.
 
سوره قصص آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قارون‌ از قوم‌ موسي‌ بود» نخعي‌ و قتاده‌ و غير آنها نقل‌ كرده‌اند: قارون‌ فرزند يصهر فرزند قاهث‌ فرزند لاوي‌ فرزند يعقوب‌(ع) است‌ و موسي‌(ع) فرزند عمران‌ فرزند قاهث‌ فرزند لاوي‌ فرزند يعقوب‌(ع). پس‌ آن‌ دو، پسرعموي‌ يك‌ديگر بودند. نقل‌ است‌ كه‌ قارون‌ تورات‌ را به‌ صدايي‌ خوش‌ مي‌خواند، از اين‌ جهت ‌منور ناميده‌ شد ولي‌ پس‌ از آن‌ نفاق‌ پيشه‌ كرد چنان‌كه‌ سامري‌ به‌ نفاق‌ گراييد «پس ‌برآنان‌ بغاوت‌ كرد» يعني: قارون‌ در گردنكشي‌ و تكبر بر قوم‌ خود از حد گذشت، از فرمان‌ موسي‌(ع) سرپيچيد و به‌ خداي‌ عزوجل‌ كافر شد «و ما به‌ او از گنجها» گنج: مال‌ ذخيره‌ شده‌ است‌ «به‌اندازه‌اي‌ بخشيديم‌ كه‌ كليدهاي‌ او» يعني:كليدهاي‌ گنجهاي‌ اموال‌ و صندوقهاي‌ قفل‌شده‌ او «بر گروهي‌ نيرومند سنگيني‌ مي‌كرد» يعني: پشت‌ مجموعه‌اي‌ از مردان‌ را خم‌ مي‌كرد؛ وقتي‌ مي‌خواستند آنها را حمل‌ كنند. پس‌ وقتي‌ كليدهاي‌ گنجهاي‌ اموال‌ او اين‌ مقدار بود، تصور كنيد كه ‌خود اين‌ گنجها چه‌ مقدار و چه‌ اندازه‌ بود؟ مراد از «عصبه‌» گروهي‌ اند كه‌ بعضي‌ پشتيبان‌ بعضي‌ ديگر بوده‌ و همديگر را ياري‌ مي‌كنند، گويي‌ آنان‌ يد واحده‌ هستند. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «كليدهاي‌ گنجهاي‌ او را چهل‌ مرد نيرومند حمل ‌مي‌كردند» «آن‌گاه‌ كه‌ قومش‌ به‌ او گفتند: شادي‌ نكن‌» يعني: به‌ سبب‌ بسياري‌ مال‌ دنيا؛ سرمستي، سبكسري، تكبر و گردنكشي‌ نكن‌ «بي‌گمان‌ خداوند شادي‌زدگان‌ را دوست‌ ندارد» يعني: متكبران‌ مغرور و گردنكش‌ و ناسپاسي‌ را دوست‌ ندارد كه‌ او را در برابر نعمت‌هايش‌ شكر نمي‌گزارند و سپاس‌ نمي‌گويند. پس‌ فقط كسي‌ به‌ دنيا شادمان‌ است‌ كه‌ بدان‌ قرار و آرام‌ يابد اما كسي‌ كه‌ قلبش‌ به‌ سوي‌ آخرت‌ و رويكردش‌ به‌ سوي‌ نعمت‌هاي‌ پايدار آن‌ است، به‌ دنيا شادمان‌ نمي‌شود زيرا مي‌داند كه‌ ب