 تو نازل‌ كرد و عمل‌ كردن‌ به‌ احكام‌ آن‌ را بر تو فرض‌ گردانيد «يقينا تو را به‌سوي‌ معاد» يعني: به‌سوي‌ بازگشتگاه‌ مكه‌ «باز مي‌گرداند» فاتح‌ و ظفرمند وپيروز.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ چون‌ رسول‌ خداص از غار ثور بيرون ‌آمده‌ و راه‌ هجرت‌ به‌سوي‌ مدينه‌ را در پيش‌ گرفتند و به‌ جحفه‌ رسيدند، اشتياق ‌مكه‌ در جانشان‌ شعله‌ كشيد. آن‌گاه‌ خداوندأ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
به‌راستي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ به‌ اين‌ وعده‌ خود به‌ پيامبرش، وفا كرد و آن‌ حضرت‌ص را بعد از مدت‌ هشت‌ سال‌ درحالي‌ به‌ مكه‌ بازگردانيد كه‌ ايشان‌ را عزتمند، لشكريان‌ خويش‌ را پيروز و دين‌ اسلام‌ را غالب‌ گردانيده‌ بود. ولي‌ مجاهد در تفسير ( لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ...)  مي‌گويد: «خداوندأ بازگرداننده‌ تو به‌سوي‌ روز قيامت‌ است‌». «بگو: پروردگارم‌ بهتر مي‌داند چه‌ كسي‌ هدايت‌ پيش‌ آورده‌» كه‌ آن‌ كس‌ من‌ هستم‌ «وچه‌ كسي‌ در گمراهي‌ آشكاري‌ است‌» كه‌ آنان‌ شما مشركان‌ هستيد. پس‌ به‌ زودي‌ خواهيد دانست‌ كه‌ سرانجام‌ نيك‌ از آن‌ چه‌ كسي‌ خواهد بود. و اين‌ پاسخي‌ است ‌به‌ كفار مكه‌ آن‌گاه‌ كه‌ به‌ رسول‌ خداص گفتند: تو در گمراهي‌ قرار داري‌.
 
سوره قصص آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِّلْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تو اميدوار نبودي‌ كه‌ بر تو كتاب‌ القا شود» يعني: قبل‌ از آن‌كه‌ خداوندأ به ‌نبوت‌ و رسالتت‌ برگزيند، تو اميد و انتظار آن‌ را نداشتي‌ كه‌ به‌سوي‌ بندگان‌ به‌ رسالت‌ برانگيخته‌ شوي‌ و بر تو قرآن‌ نازل‌ شود «بلكه‌ اين‌ رحمتي‌ از جانب ‌پروردگارت‌ بود» يعني: ليكن‌ فرودآوردن‌ قرآن‌ بر تو، رحمت‌ و فضلي‌ از سوي ‌پروردگارت‌ بود، نه‌ به‌خاطر عملت‌ و نه‌ به‌خاطر استحقاقي‌ كه‌ داشتي‌ بدين‌ جهت، خداوند متعال‌ پيامبرش‌ را به‌ پنج‌ دستور ذيل‌ مكلف‌ گردانيد:
1 ـ «پس‌ هرگز پشتيبان‌ كافران‌ مباش‌» يعني: مبادا با مجامله، برقراركردن‌ پيوند دوستي‌ و مدارا كردن‌ با آنان‌ ـ به‌ حساب‌ تبليغ‌ دعوت‌ و اعلام‌ قاطعانه‌ آن‌ ـ كمك‌ آنان‌ باشي‌ بلكه‌ كافران‌ را طرد كن‌ و صراحتا با آنان‌ به‌ مخالفت‌ برخيز.
 
سوره قصص آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
2 ـ «و البته‌ نبايد تو را از آيات‌ الهي‌» يعني: از عمل‌ به‌ قرآن‌ «پس‌ از آن‌كه‌ بر تو نازل‌ شده ‌است، بازدارند» و نبايد سخنان‌ دروغ‌ و آزارهاي‌ كافران، مانع‌ تلاوت ‌كتاب‌ خداأ و عمل‌ به‌ آن‌ از سوي‌ تو شود.
3 ـ «و به‌سوي‌ پروردگارت‌ دعوت‌ كن‌» يعني: مردم‌ را به‌سوي‌ خداوندأ، يگانگي ‌وي، عمل‌ به‌ فرايض‌ و پرهيز از معاصي‌ فراخوان‌.
4 ـ «و زنهار! از مشركان‌ مباش‌» در عمل، يا در اعتقاد. اين‌ دستور كنايه‌گويي‌ به ‌ديگران‌ ـ بجز پيامبر ص است‌ ـ همچنين‌ اين‌ خطاب:
 
‏‏سوره قصص آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
5 ـ «و با خدا معبود ديگري‌ را نخوان، خدايي‌ جز او نيست‌» يعني: فقط حق‌ تعالي‌خداي‌ يگانه‌اي‌ است‌ كه‌ بر همه‌چيز تواناست‌ و غير وي‌ نه‌ مي‌توانند به‌ تو زياني ‌برسانند و نه‌ منفعتي‌. مراد از اين‌ دو خطاب‌ اخير ـ چنان‌كه‌ گفتيم‌ ـ مخاطبان‌ ديگر جز پيامبر ص هستند «همه‌چيز» هر چه‌ كه‌ باشد «هلاك‌ شونده‌ است، جز وجه ‌او» يعني: جز ذات‌ او پس‌ اين‌ فقط حق‌ تعالي‌ است‌ كه‌ زنده‌ پاينده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «راست‌ترين‌ سخني‌ را كه‌ لبيد شاعر گفته‌ اين‌ سخن‌ است: الا كل‌ شي‌ء ما خلا الله‌ باطل: آگاه‌ باشيد كه‌ همه‌چيز جز خداوند، فاني‌ و نابود است‌».
«حكم‌ از آن‌ اوست‌» يعني: فقط فرمان‌ و قضاي‌ حق‌ تعالي‌ است‌ كه‌ نافذ است، به‌ هر چه‌ بخواهد حكم‌ مي‌كند و فرمان‌ مي‌راند «و به‌سوي‌ او بازگردانيده ‌مي‌شويد» در هنگام‌ رستاخيز و حشر و نشر، نه‌ به‌سوي‌ غير وي‌ تا نيكوكار را در قبال‌ نيكوكاريش‌ و بدكار را در برابر بدكاري‌اش‌ جزا دهد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:3755.xml">صفحة (396) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:3763.xml">صفحة (397) (آیه 7)</a><a class="folder" href="w:html:3772.xml">صفحة (398) (آیه 15)</a><a class="folder" href="w:html:3782.xml">صفحة (399) (آیه 24) </a><a class="folder" href="w:html:3790.xml">صفحة (400) (آیه 31)</a><a class="folder" href="w:html:3799.xml">صفحة (401) (آیه 39)</a><a class="folder" href="w:html:3807.xml">صفحة (402) (آیه 46) </a><a class="folder" href="w:html:3815.xml">صفحة (403) (آیه 53)</a><a class="folder" href="w:html:3827.xml">صفحة (404) (آیه 64)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3756.txt">وجه‌ تسميه ﴿ سوره‌ عنکبوت ﴾</a><a class="text" href="w:text:3757.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3758.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:3759.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3760.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3761.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3762.txt">آيه  6</a></body></html>﴿ سوره‌ عنکبوت ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (69) آيه‌ است‌.
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «عنكبوت‌» ناميده‌ شد كه‌ خداوند(ج) بت‌پرستان‌ را در آن‌ به‌ عنكبوتي‌ تشبيه‌ كرده‌ است‌ كه‌ براي‌ خود خانه‌ سست‌ و بي‌بنياد بنا مي‌كنند.
محور اساسي‌ سوره‌ عنكبوت، بيان‌ تكاليف‌ ايمان‌ راستين‌ است‌ و داستانهاي ‌نوح، ابراهيم، لوط و شعيب (ع) نيز در همين‌ سياق‌ مطرح‌ مي‌شود. و همان‌طوري‌ كه‌ سوره‌ بقره‌ با «الم‌» آغاز شده‌ است‌ و در مقدمه‌ آن‌ از متقيان، كافران‌ و منافقان‌ بحث‌ مي‌شود، سوره‌ عنكبوت‌ نيز با «الم‌» آغاز شده‌ و از مؤمنان، كافران‌ و منافقان‌ سخن‌ مي‌گويد؛ گويي‌ اين‌ سوره‌ تفصيل‌ مقدمه‌ سوره‌ «بقره‌» است‌.
 
سوره عنكبوت آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الم ‏
 ‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف، لام، ميم‌» و سخن‌ درباره‌ حروف‌ مقطعه، در آغاز سوره‌ «بقره‌» گذشت‌.
سوره عنكبوت آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا مردم‌ پنداشته‌اند كه‌ تا گفتند ايمان‌ آورديم، رها مي‌شوند و مورد آزمايش‌ قرار نمي‌گيرند» در اموال‌ و جانهايشان‌؟ نه‌! قضيه‌ چنان‌كه‌ آنان‌ پنداشته‌اند نيست‌ بلكه ‌لابد آنان‌ را به‌ وسيله‌ جهاد، يا فقر، يا آفت‌ و زيان‌ جاني، يا غير اين‌ از انواع ‌مصايب‌ مي‌آزماييم‌ تا انسان‌ وارسته‌ و مخلص‌ از انسان‌ منافق‌ و انسان‌ صادق‌ از انسان‌ كاذب‌ متماي