ز گردد بنابراين، ايمان‌ فقط كلمه‌اي‌ نيست‌ كه‌ به‌ زبان‌ گفته‌ شود بلكه‌ حقيقتي‌ است‌ داراي‌ تكاليف، امانتي‌ است‌ همراه‌ با دشواري‌ها و مسئوليت‌ها و جهادي‌ است‌ كه‌ به‌ صبر و تحمل‌ فراوان‌ نياز دارد و براي‌ كسي‌ سزاوار نيست‌ كه ‌خلاف‌ اين‌ بپندارد. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «سخت‌ترين‌ مردم‌ در ابتلا انبيا هستند، سپس‌ صالحان‌ و سپس‌ بهترين‌ها به‌حسب‌ مراتبشان‌ لذا انسان‌ بر حسب ‌دين‌ خويش‌ مورد آزمايش‌ قرار مي‌گيرد پس‌ اگر در دينش‌ صلابتي‌ بود، در ابتلايش‌ افزوده‌ مي‌شود».
ابن‌كثير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ از ابن‌ابي‌حاتم‌ نقل‌ مي‌كند: اين‌ آيه‌ درباره‌ جمعي ‌نازل‌ شد كه‌ در مكه‌ بودند و اسلام‌ آورده‌ بودند اما ياران‌ محمدص در مدينه‌ به‌ آنان‌ نوشتند كه‌ اسلامشان‌ پذيرفته‌ نمي‌شود تا هجرت‌ نكنند پس‌ ايشان‌ راه‌ هجرت ‌به‌سوي‌ مدينه‌ را در پيش‌ گرفتند ولي‌ مشركان‌ ايشان‌ را از راه‌ بازگردانيدند.
اما ابن‌سعد روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ عماربن‌ياسرt نازل‌ شد زيرا او در راه‌ خداأ مورد شكنجه‌ قرار مي‌گرفت‌.
 
سوره عنكبوت آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين، كساني‌ را كه‌ پيش‌ از اينان‌ بودند» نيز «آزموديم‌» يعني: اين‌ سنت‌ ما در ميان‌ بندگان‌ ماست‌ لذا ما مؤمنان‌ اين‌ امت‌ را نيز مي‌آزماييم‌ چنان‌كه‌ امتهاي ‌پيش‌ از آنان‌ را مورد آزمايش‌ قرار داديم‌ و از آنان‌ كساني‌ بودند كه‌ اره‌ بر فرق ‌سرشان‌ نهاده‌ مي‌شد و از ميان‌ دو نيم‌ مي‌شدند اما از دين‌ خويش‌ بر نمي‌گشتند چنان‌كه‌ قرآن‌ كريم‌ در داستانهاي‌ انبيا(ع) و آزمايشهايي‌ كه‌ ايشان‌ و پيروانشان ‌شدند، اين‌ حقيقت‌ را بيان‌ كرده‌ است‌ «البته‌ خداوند آنان‌ را كه‌ راست‌ گفته‌اند» در اين‌ سخنشان‌ كه: ايمان‌ آورده‌ايم‌ «معلوم‌ مي‌دارد و دروغگويان‌» مدعي‌ ايمان‌ را «نيز معلوم‌ مي‌دارد» و به‌ وسيله‌ امتحان‌ ميان‌ آنها تمييز ايجاد مي‌كند.
مراد از (ألا لنعلم‌) يعني‌ «معلوم‌ داشتن‌» از سوي‌ حق‌ تعالي، متمايز كردن ‌راستگويان‌ و دروغگويان‌ در عرصه‌ عينيت‌ است، نه‌ به‌دست‌ آوردن‌ معلومات ‌جديد چرا كه‌ خداوندأ آنچه‌ را كه‌ در گذشته‌ بوده‌ و آنچه‌ را كه‌ در آينده ‌خواهد بود و آنچه‌ را كه‌ وجود ندارد و اگر قرار باشد كه‌ به‌ عرصه‌ وجود آيد چگونه‌ به‌ وجود خواهد آمد، همه‌ را مي‌داند. و اين‌ امري‌ اجماعي‌ است‌ كه‌ در ميان‌ ائمه‌ اهل‌ سنت‌ مورد اتفاق‌ است‌.
بنابراين، حق‌ تعالي‌ مي‌خواهد تا به‌ وسيله‌ آزمايش، آنچه‌ را كه‌ در علم‌ وي ‌آشكار و از علم‌ بشر غايب‌ است، در عالم‌ واقع‌ نيز نمايان‌ سازد تا مردم‌ را در برابر عملشان‌ ـ و نه‌ فقط به‌ مجرد علم‌ خويش‌ ـ مورد محاسبه‌ قرار دهد و اين‌ آزمايش ‌اگر از يك‌ جهت‌ فضلي‌ از جانب‌ حق‌ تعالي‌ است، از جهتي‌ ديگر نمايانگر عدل ‌اوست‌ و از جهت‌ سوم، تربيت‌ و ويرايشي‌ براي‌ نهاد آنان‌ است‌. ازاين‌ روي ‌ابن‌عباس‌t و غير وي‌ از مفسران‌ سلف، در تفسير اين‌ فرموده‌ خداوند متعال: (الالنعلم‌) و نظاير آن‌ گفته‌اند: اين‌ جمله‌ و نظاير آن‌ در قرآن‌ كريم‌ به‌ اين‌ معني‌ است: (مگر براي‌ اين‌ كه‌ ببينيم‌). زيرا رؤيت‌ به‌ موجود تعلق‌ مي‌گيرد در حالي‌ كه‌ علم‌ از رؤيت‌ عام‌تر بوده‌ به‌ موجود و معدوم‌ هر دو تعلق‌ مي‌گيرد.
 
سوره آل عمران آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ صابران» اند كه‌ بر طاعت‌ خدا و از محرمات‌ وي‌ شكيبايي‌ و پرهيزمي‌كنند «و صادقان» اند كه‌ نيتها و دلها و زبانهايشان‌ در آشكار و نهان‌ راست‌ ومستقيم‌ است‌ «و فرمانبرداران» خدايند كه‌ دلهايشان‌ براي‌ او خاشع‌ و تپنده‌ است‌ «و آمرزش‌ خواهان‌ در سحرگاهان‌ اند» و در فضيلت‌ استغفار در اوقات‌ سحر، احاديث‌ بسياري‌ آمده‌ است‌. بعضي‌ مي‌گويند: مراد از آن، نمازگزاران‌ نماز بامداد يا نماز آخر شب‌اند. البته‌ شروع‌ اوقات‌ سحر از هنگامي‌ است‌ كه‌ شب‌ پشت‌ مي‌كند تا آن‌گاه‌ كه‌ بامداد طلوع‌ مي‌نمايد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ينزل الله تبارك وتعالى في كل لیلة إلى سماء الدنيا حين يبقى ثلث الليل الأخير، فيقول: هل منسائل فأعطيه؟ هل من داع فأستجيب له؟ هل من مستغفر فأغفر له؟: خداوند متعال‌ هرشب‌ ـ آن‌گاه‌ كه‌ يك‌ سوم‌ آخر شب‌ باقي‌ مي‌ماند ـ به‌ آسمان‌ دنيا فرود مي‌آيد، پس‌ مي‌فرمايد: آيا درخواست‌كننده‌اي‌ هست‌ كه‌ به‌ او ببخشم‌؟ آيا دعاكننده‌اي ‌هست‌ كه‌ دعايش‌ را اجابت‌ كنم‌؟ آيا آمرزش‌ خواهي‌ هست‌ كه‌ او را بيامرزم‌؟». استغفار: طلب‌ آمرزش‌ به‌ زبان‌ همراه‌ با حضور قلب‌ است‌ زيرا خداوند متعال‌ دعاي ‌كسي‌ را كه‌ قلبش‌ غافل‌ است، نمي‌پذيرد. گفتني‌ است‌ كه‌ نزد علماي‌ سلف‌ مراد ازفرود آمدن‌ حق‌ تعالي‌ فرود آمدني‌ است‌ كه‌ سزاوار ذات‌ وي‌ است، بدون‌ تعيين ‌كيفيت‌ و مكان‌. و هر چند قرطبي‌ آن‌ را به‌ فرود آمدن‌ فرشتگان‌ حق‌ تعالي‌ تأويل‌كرده، ولي‌ رأي‌ اول‌ راجح‌ است‌.
 
سوره عنكبوت آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاء مَا يَحْكُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كساني‌ كه‌ مرتكب‌ بديها مي‌شوند» و از ارتكاب‌ معصيت‌ و نافرماني‌ خداوندأ باكي‌ ندارند؛ «مي‌پندارند كه‌ بر ما پيشي‌ مي‌گيرند» يعني: از نزد ما مي‌گريزند و ما را ـ قبل‌ از آن‌كه‌ آنان‌ را در برابر اعمالشان‌ مورد مؤاخذه‌ قرار دهيم‌ ـ عاجز مي‌گردانند؟ «چه‌ بد داوري‌ مي‌كنند» يعني: چه‌ بد است‌ اين‌ انديشه‌ و پندار آنها كه‌ از حيطه‌ قدرت‌ ما مي‌توانند بيرون‌ روند! نه، هرگز! مجازات‌ ماخواه‌ناخواه‌ به‌سراغ‌ آنان‌ مي‌آيد.
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: مراد الهي‌ از مرتكبان‌ بدي‌ها در اين ‌آيه‌؛ وليد بن‌ مغيره، ابوجهل، أسود، عاصي‌بن‌هشام، شيبه، عقبه، وليدبن‌عقبه، عقبه‌بن‌ابي‌معيط، حنظله‌ بن‌ وائل‌ و همانندانشان‌ از سردمداران‌ قريش‌اند ولي‌ آيه‌ كريمه‌ عام‌ است‌ و هر كسي‌ را كه‌ به‌ اين‌ وصف‌ باشد ـ اعم‌ از مسلمان‌ و كافر ـ دربر مي‌گيرد.
 
سوره عنكبوت آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كسي‌ كه‌ به‌ لقاي‌ خدا اميد دارد» بايد بداند كه‌