 و هرچند در شرك‌ هيچ‌ خيري‌ نيست‌ ولي‌ حق‌ تعالي‌ آنان‌ را برحسب ‌اعتقادشان‌ مورد خطاب‌ قرار داد و فرمود: «اين‌ براي‌ شما بهتر است‌» «اگر مي‌دانيد» چيزي‌ از علم‌ را. يا مي‌دانيد به‌ چنان‌ دانستني‌ كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ ميان‌ خير وشر تمييز دهيد.
 
سوره عنكبوت آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَاناً وَتَخْلُقُونَ إِفْكاً إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابراهيم‌(ع) خطاب‌ به‌ قومش‌ افزود: «جز اين‌ نيست‌ كه‌ شما به‌جاي‌ خداوند اوثاني‌ را مي‌پرستيد» كه‌ نه‌ سود ي‌ مي‌بخشند و نه‌ زياني‌ مي‌رسانند، نه‌ مي‌شنوند و نه ‌مي‌بينند. اوثان: عبارت‌ از بتان‌ است‌. به‌قولي: صنم، بتي‌ است‌ كه‌ از طلا يا نقره‌ يا سرب‌ ساخته‌ مي‌شود و وثن: بتي‌ است‌ كه‌ از گچ‌ يا سنگ‌ ساخته‌ مي‌شود «و بهتاني‌ برمي‌سازيد» يعني: جز اين‌ نيست‌ كه‌ شما بتاني‌ را مي‌پرستيد كه‌ آنها را خود برمي‌سازيد پس‌ در اين‌ سخن‌ خويش‌ كه‌ اينها خداياني‌ قابل ‌پرستش‌ هستند، دروغ ‌گوييد «بي‌گمان‌ كساني‌ را كه‌ به‌جاي‌ خداوند مي‌پرستيد، براي‌ شما مالك‌ روزي‌اي ‌نيستند» يعني: قادر نيستند بر اين‌ كه‌ چيزي‌ از روزي‌ را به‌ شما ببخشند «پس‌ روزي ‌را نزد خداوند بجوييد» يعني: طلب‌ و تمايل‌ خويش‌ در ارزاق‌ را فقط نزد خداي‌ عزوجل‌ مطرح‌ كنيد زيرا فقط اوست‌ كه‌ رزق‌ همه‌ نزد او مي‌باشد پس، ازفضلش‌ از او درخواست‌ كنيد و فقط او را به‌ يگانگي‌ بخوانيد «و او را بپرستيد» به‌يگانگي‌ «و او را شكر گزاريد» بر آنچه‌ كه‌ به‌ شما انعام‌ نموده‌ است‌ «كه‌ به‌ سوي‌ او بازگردانيده‌ مي‌شويد» در روز قيامت‌ لذا شما را در برابر اعمالتان‌ جزا مي‌دهد.
 
سوره عنكبوت آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر دروغ‌ مي‌انگاريد» رسالت‌ من‌ را «قطعا امتهاي‌ پيش‌ از شما هم‌ تكذيب ‌كردند» پيامبراني‌ مانند نوح‌ و ادريس‌ (علیهماالسلام) را. به‌ قولي: اين‌ از سخن‌ ابراهيم‌(ع) وبه‌قولي‌ ديگر: از كلام‌ خداي‌ سبحان‌ است‌ كه‌ در اين‌ صورت‌ معني‌ چنين‌ مي‌شود: اگر محمد ص را تكذيب‌ كنيد، عجيب‌ نيست‌ زيرا شيوه‌ كفار با پيامبران‌ پيشين‌ نيز اين‌چنين‌ بوده‌ است‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «از سياق‌ آيات‌ چنين‌ پيداست‌ كه‌ همه‌ اينهاحكايت‌ سخنان‌ ابراهيم‌÷ است‌ كه‌ با بيان‌ آنها براي‌ قومش، بر اثبات‌ معاد حجت ‌اقامه‌ كرد زيرا خداوند(ج) بعد از همه‌ اين‌ آيات‌ در (آيه‌ 24) مي‌فرمايد:(‏ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ ): «پس‌ نبود جواب‌ قوم‌ وي‌...». «و بر عهده‌ پيامبر جز ابلاغ‌ آشكار وظيفه‌اي‌ نيست‌» يعني: مأموريت‌ پيامبر فقط اين‌ است‌ كه‌ مردم‌ را به‌سوي‌ حق‌ دعوت‌ كند پس‌ هدايت‌ آنان‌ بر عهده او نيست‌ زيرا اين‌ كار در گستره‌ توان‌ او نمي‌باشد لذا بدانيد كه‌ با اين‌ تكذيب‌ هيچ‌ زياني‌ به‌ او نمي‌رسانيد بلكه‌ به‌ خودتان ‌زيان‌ مي‌رسانيد.
 
سوره عنكبوت آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نديده‌اند كه‌ خداوند چگونه‌ آفرينش‌ را آغاز مي‌كند سپس‌ آن‌ را اعاده ‌مي‌كند؟» يعني: آيا نينديشيده‌ و ندانسته‌اند كه‌ چگونه‌ خداوندأ آنان‌ را ابتدائا به‌شكل‌ نطفه‌اي‌ مي‌آفريند، سپس‌ از رحم‌ مادر به‌سوي‌ دنيا بيرونشان‌ مي‌آورد آن‌گاه‌ بعد از اين‌ آنان‌ را مي‌ميراند. همچنين‌ آيا نديده‌اند كه‌ ساير حيوانات‌ و ساير نباتات، در آفرينش‌ و مرگ‌ خود چرخه‌ معيني‌ از عمليه‌ پيچيده‌ و نهايت‌ دقيقي‌ را طي‌ مي‌كنند؟ پس‌ چون‌ قدرت‌ خداي‌ سبحان‌ را بر آغازگري‌ و ايجاد ديدند و دانستند، بايد بدانند كه‌ او بر تكرار و اعاده‌ خلقت‌ آنها نيز قادر است‌ و هر دو امر در پيشگاه‌ قدرت‌ وي‌ يكسان‌ مي‌باشد. «يرو: نديده‌اند» در اينجا به‌ معني ‌«يعلموا: ندانسته‌‌اند» است، يعني: «آيا ندانسته‌اند؟». همزه‌ استفهام‌ براي‌ انكار و نفي‌ است‌ و چون‌ نفي‌ برآمده‌ از «لم‌» به‌ آن‌ پيوست‌ شود، مفيد اثبات‌ مي‌گردد، يعني: قطعا آنان‌ دانسته‌اند. و مانند آن‌ است: (الم‌ نشرح‌...: آيا سينه‌ات‌ را باز و منشرح‌ نكرديم‌؟) «1/94» يعني: كرديم‌. «بي‌گمان‌ اين‌» اعاده‌ خلقت‌ «بر خداوند آسان‌ است‌» زيرا او چون‌ امري‌ را اراده‌ كند، به‌ او مي‌گويد: «كن‌ : موجود شو». پس‌ بي‌درنگ‌ موجود مي‌شود.
 
سوره عنكبوت آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر به‌ تكذيب‌كنندگان‌ رسالت‌. ولي‌ اگر اين‌ آيه‌ نيز در سياق ‌حكايت‌ از سخنان‌ ابراهيم‌(ع) باشد، معني‌ اين‌ است: و به‌ ابراهيم‌÷ وحي‌ كرديم ‌كه‌ به‌ قومت‌ بگو: «در زمين‌ سفر كنيد و بنگريد: خداوند چگونه‌ آفرينش‌» پيشينيان ‌شما را «آغاز كرده‌ است‌» با وجود كثرت‌ و اختلاف‌ رنگها، طبايع‌ و زبانهاي‌ آنها؟ و آثار پيشينيان‌ بر وجود آنها دلالت‌ مي‌كند پس‌ از مطالعه‌ در اين‌ آثار به‌ قدرت‌ پرگستره‌ و بي‌نهايت‌ اللهأ پي‌ مي‌بريد.
شيخ‌ سعيد حوي‌ در تفسير «الأساس‌» مي‌گويد: «اين‌ فرموده‌ خداوند متعال ‌معجزه‌اي‌ از معجزات‌ قرآن‌ كريم‌ مي‌باشد و دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ اين‌ قرآن‌ همه ‌زمانها و مكانها را مي‌گنجد. چنان‌كه‌ دستور سير و سفر در زمين‌ و نگرش‌ در كيفيت‌ آغاز آفرينش، به‌ ضرورت‌ پژوهش‌ در علم‌ زيست‌شناسي‌ و كاوش‌ در طبقات‌ زمين‌ و علم‌ باستان‌شناسي‌ اشاره‌ دارد و خود اين‌ مستلزم‌ ايجاد موزه‌هايي‌ در اين‌ رابطه‌ است‌ تا كسي‌ كه‌ در زمين‌ به‌ قصد عبرت‌ گرفتن‌ گردش‌ مي‌كند، از ديدن‌ آنها درس‌ و اندرز بگيرد».
«سپس‌ خداوند آن‌ نشأت‌ آخرت‌ را پديد مي‌آورد» براي‌ بار دوم‌ در هنگام ‌رستاخيز. نشأت‌ آخرت: زنده ‌كردن‌ خلق‌ در روز قيامت‌ است‌. اين‌ تعبير، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ آغاز و اعاده‌ آفرينش، دو نشأت‌ است‌ و هر يك‌ از آنها ايجاد و اختراعي‌ نو و بيرون ‌آوردن‌ از عدم‌ به‌ سوي‌ وجود مي‌باشد، تفاوتي‌ كه‌ هست، در اين‌ است‌ كه‌ آخرت‌ ايجادي‌ است‌ بعد از ايجادي‌ كه‌ مانند دارد در حالي‌ كه‌ ايجاد اوليه‌ در دنيا چنين‌ نيست‌. «بي