عذيب‌ آنان‌ فرستاد و به ‌ايشان‌ فرمان‌ داد كه‌ قبل‌ از نازل‌ كردن‌ عذاب‌ بر قوم‌ لوط(ع)، نزد ابراهيم‌(ع) بروند و او را به‌ تولد فرزندي‌ برايش‌ مژده‌ دهند بدين‌ جهت‌ فرمود:سوره آل عمران آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس» اي‌ محمدص! «اگر با تو» درباره‌ توحيد باري‌ تعالي‌ «محاجه‌ كردند» يعني‌: جدال‌ و مناظره‌ كردند؛ با شبهات‌ باطل‌ و سخنان‌ تحريف‌ شده‌ خويش‌ «بگو: من‌ روي‌ خود را تسليم‌ خدا نموده‌ام» يعني‌: دين‌ و عبادت‌ خويش‌ را براي‌ او خالص ‌گردانيده‌ و رو به‌سوي‌ او نموده‌ام‌. ذكر «وجه» به‌جهت‌ شرف‌ آن‌ است، و وقتي‌چهره‌ براي‌ حق‌ تعالي‌ تسليم‌ بود، غير آن‌ به‌طريق‌ اولي‌ به‌ او تسليم‌ است‌ «و هر كه ‌مرا پيروي‌ كرده» از مسلمانان، او نيز خود را تسليم‌ خداوند نموده‌ و نيت‌ خويش ‌را براي‌ او خالص‌ گردانيده‌.
«و به‌ اهل‌ كتاب‌ و اميين‌ بگو» اميين‌: يعني‌ قوم‌ بي‌كتاب، كه‌ در اينجا مراد مشركان‌ عرب‌ اند زيرا آنها كتاب‌ آسماني‌اي‌ نداشتند كه‌ آن‌ را بخوانند. آري‌! به‌آنان‌ بگو: «آيا اسلام‌ آورده‌ايد؟» يعني‌: براي‌ شما برهانهاي‌ قاطع‌ بسياري‌ آمده ‌است‌ كه‌ شما را به‌ قبول‌ اسلام‌ وامي‌دارد، اينك‌ آيا اسلام‌ را پذيرفته‌ و به‌ موجبات ‌آن‌ عمل‌ كرده‌ايد، يا خير؟ «پس‌ اگر اسلام‌ آورده‌اند، قطعا هدايت‌ شده‌اند» يعني‌: به‌ هدايتي‌ كه‌ بي‌شك‌ بهره‌اي‌ بزرگ‌ است، نايل‌ گرديده‌ و به‌ رستگاري‌ دنيا وآخرت‌ رسيده‌اند «و اگر روي‌ برتافتند» از قبول‌ حجت‌ «فقط رساندن‌ پيام‌ برعهده‌توست» يعني‌: مسئوليت‌ تو فقط رساندن‌ پيام‌ الهي‌ به‌ آنهاست‌ و تو بر آنان‌ مسلط نيستي، پس‌ مبادا جانت‌ را از حسرت‌خوردن‌ بر عدم‌ ايمانشان‌ بفرسايي‌ «و خداوند به» امور و احوال‌ «بندگانش‌ بيناست» لذا مطمئن‌ باش‌ كه‌ آنان‌ را در برابر اعمالشان‌ جزا مي‌دهد.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ و امثال‌ آن‌ از آيات، از آشكارترين‌ دلايل‌ بر عام‌ بودن‌ بعثت‌ آن‌ حضرت‌ص به‌سوي‌ تمام‌ خلق‌ است، چنان‌كه‌ كتاب‌ و سنت‌ در بيشتر از يك‌ آيه‌ وحديث‌ بر آن‌ دلالت‌ دارند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «بعثت إلى الأحمر والأسود: به‌سوي‌ سرخ‌ و سياه‌ [يعني‌ كافه‌ خلق] مبعوث‌ گرديده‌ام». همچنين‌ درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «پيامبران‌ همه، مخصوصا به‌سوي‌ قوم‌ خودشان‌ فرستاده‌مي‌شدند، اما من‌ به‌ سوي‌ عموم‌ مردم‌ مبعوث‌ گرديده‌ام».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3791.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:3792.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:3793.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:3794.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:3795.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:3796.txt"> آيه  36</a><a class="text" href="w:text:3797.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:3798.txt">آيه  38</a></body></html>سوره عنكبوت آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُو أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَهَا كَانُوا ظَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ فرستادگان‌ ما براي‌ ابراهيم‌ مژده‌ آوردند» يعني: مژده‌ به‌ دنيا آمدن‌ فرزند وي‌ اسحاق‌(ع) و فرزند فرزند وي‌ يعقوب‌(ع) را «گفتند: ما اهل‌ اين‌ قريه‌ را هلاك‌كننده‌ هستيم‌» يعني: اين‌ سخن‌ را به‌ ابراهيم‌(ع) گفتند. مراد از قريه: شهر سدوم‌ است‌ كه‌ قوم‌ لوط در آن‌ زندگي‌ مي‌كردند «زيرا اهل‌ آن‌ ستمگر بودند» به‌ سبب ‌كفر و ارتكاب‌ انواع‌ معاصي‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اين‌ داستان‌ به‌طور مفصل‌ در سوره‌هاي‌ «هود» و «حجر» گذشت‌.
سوره عنكبوت آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» ابراهيم‌(ع) «آخر لوط نيز در آنجاست‌» پس‌ با وجود آن‌ بي‌گناه، چگونه ‌آن‌ شهر را نابود مي‌كنيد؟ «گفتند : ما به‌ كساني‌ كه‌ در آنجا هستند» از خوبان‌ و بدان‌ «داناتريم‌» نسبت‌ به‌ تو پس‌ مي‌دانيم‌ كه‌ لوط هم‌ در آنجاست‌ «بي‌گمان‌ او و خانواده‌اش‌ را نجات‌ مي‌دهيم‌» از عذاب‌ «جز زنش‌ را كه‌ از باقي‌ماندگان‌ است‌» در عذاب‌ پس‌ با عذاب‌شوندگان‌ باقي‌ مي‌ماند و جزء نجات‌يافتگان‌ نيست‌.
دليل‌ اين‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ باقي‌ماندن‌ زن‌ لوط در عذاب‌ حكم‌ كرد، اين‌ بود كه‌ او قومش‌ را بر ستمگري‌ و گمراهي‌ و گناه‌ ياري‌ مي‌كرد لذا سزاوار جزايي‌ همچون‌ جزاي‌ آنان‌ شد.
 
سوره عنكبوت آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌ كه‌ فرستادگان‌ ما» يعني: فرشتگان‌ ما «به‌نزد لوط آمدند، به‌ علت ‌حضور ايشان‌ ناراحت‌ شد» لوط÷ چون‌ آنان‌ را ديد، از ديدنشان‌ نگران‌ و پريشان ‌شد؛ زيرا ايشان‌ را از بشر پنداشت‌ و از آنجا كه‌ آنها به‌ صورت‌ پسراني‌ زيباروي‌ و نيك‌صورت‌ آمده‌ بودند، از تعرض‌ قوم‌ بدكارش‌ بر ايشان‌ ترسيد «و براي‌ آنان‌ دلتنگ‌ شد» يعني: از كمك‌ به‌ آنان‌ و حمايتشان‌ احساس‌ ناتواني‌ كرد، از اين‌روي ‌محزون‌ و دلتنگ‌ شد «گفتند: نترس‌ و اندوهگين‌ نباش‌» يعني: بر ما از آزار قومت ‌نترس‌ و نگران‌ و پريشان‌ نباش‌ زيرا آنان‌ نمي‌توانند بر ما دست‌ يابند «ما نجات‌دهنده ‌تو و خانواده‌ات‌ هستيم‌» از عذابي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ ما را به‌ فرود آوردن‌ آن‌ بر آنان ‌فرمان‌ داده ‌است‌ «جز زنت‌ كه‌ از باقي‌ماندگان‌ است‌» در آتش‌ عذاب‌. چنين‌ بود كه‌ فرشتگان‌ به‌ لوط(ع) خبر دادند كه‌ آنان‌ پيك‌ هلاك‌ قومش‌ و نجات‌ وي‌ و خانواده‌اش‌ ـ بجز زنش‌ ـ هستند چنان‌كه‌ به‌ ابراهيم‌(ع) نيز اين‌ خبر را دادند.
 
سوره عنكبوت آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرشتگان‌ افزودند: «ما بر اهل‌ اين‌ شهر رجزي‌ را» يعني: عذاب‌ سختي‌ را «از آسمان‌ فرود آورنده‌ هستيم‌» و آن‌ سنگ‌باران‌ كردنشان‌ است‌. به‌قولي: مراد سوزاندنشان‌ با آتشي‌ است‌ كه‌ از آسمان‌ فرود مي‌آيد. به‌قولي ‌ديگر: زلزله‌ و سنگ‌باران‌ اس