اد و درختان‌ و چهارپايان‌ همه‌ از شر وي‌ احساس‌ راحتي‌ مي‌كنند». آري‌! شرك‌ و معاصي‌ سبب‌ ظهور فساد در عالم‌ است‌ و فلسفه‌ وابسته‌ كردن‌ ظهور فساد به بروز شرك‌ و معاصي‌ اين‌ است: «تا خداوند برخي‌ از آنچه‌ را كه‌ كرده‌اند، به‌ آنان‌ بچشاند» يعني: تا سزاي‌ بخشي‌ از كار و كردارشان‌ را در دنيا به‌ آنان‌ بچشاند، قبل‌از آن‌كه‌ در برابر تمام‌ كار و كردارشان‌ در آخرت‌ مجازات‌ شوند «باشد كه‌ آنان ‌بازگردند» از گناهاني‌ كه‌ در آن‌ قرار دارند و به‌سوي‌ خداوند(ج) توبه‌ كنند.
پس، از آيه‌ كريمه‌ چنين‌ مي‌فهميم‌ كه‌ هر فسادي‌ در روي‌ زمين‌ روي‌ مي‌دهد، سبب‌ آن، انحراف‌ از امر خدا(ج) و شرك‌ و كفر است‌ و فساد عذابي‌ است‌ كه ‌خداوند متعال‌ آن‌ را نازل‌ مي‌كند تا انسان‌ به‌ اشتباه‌ خويش‌ در خط سير زندگيش ‌متوجه‌ شده‌ و به‌ راه‌ صلاح‌ بازآيد. پس‌ هر كس‌ دنياي‌ فسادبار امروز را به‌ درستي ‌بشناسد، به‌ نياز انسان‌ عصر حاضر به‌ اسلام‌ و رحمت‌ آن، بيشتر پي‌ مي‌برد.
 
	سوره آل عمران آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌جرير طبري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌كه‌ فرمود: گروهي‌ از يهوديان‌ با جمعي‌ از انصار مدينه‌ رابطه‌ دوستي‌ برقرار كرده‌بودند تا از اين‌ طريق، ايشان‌ را از دينشان‌ بر گردانند، در اين‌ ميان‌ جمعي‌ ازمسلمانان‌ دلسوزانه‌ به‌ آن‌ انصاريان‌ گفتند: از اين‌ يهوديان‌ مكار حذر كنيد و از اين ‌پيوند دوستي‌ بپرهيزيد، مبادا شما را در دينتان‌ به‌ فتنه‌ در افگنند. اما آن‌ انصاريان، نصيحت‌ برادران‌ ديني‌ خويش‌ را نپذيرفتند، همان‌ بود كه‌ نازل‌ شد: «مؤمنان‌ نبايد كافران‌ را ـ به‌جاي‌ مؤمنان‌ ـ به‌ دوستي‌ بگيرند» و با آنها مهر و محبت‌ بورزند و قلبا به‌ همياري‌ با آنان‌ متمايل‌ باشند «و هركه‌ چنين‌ كند» يعني‌: هركه‌ كافران‌ را به‌جاي‌مؤمنان‌ به‌ ولايت‌ و دوستي‌ بگيرد «در هيچ‌ چيز از الله نيست‌» يعني‌: او را ازدوستي‌ خداوند(ج) هيچ‌ بهره‌اي‌ نيست، بلكه‌ او در همه‌ احوال‌ خويش‌ از حق‌ تعالي‌ بريده‌ و او نيز از وي‌ بيزاري‌ جسته‌ است‌ «مگر آن‌ كه‌ به‌نوعي‌ از حذر كردن‌ شر آنان‌ رادفع‌ كنيد» يعني‌: مگر آن‌ كه‌ ظاهرا با زبانهايتان‌ با آنان‌ اظهار دوستي‌ كنيد، درحالي‌ كه‌ دلهايتان‌ از آنان‌ ناراحت‌ است، و اين‌ كار هم‌ در صورتي‌ مباح‌ است ‌كه‌ شما در ميان‌ كفار به‌ حال‌ استضعاف‌ به‌سر بريد و در برابر آنان‌ تاب‌وتواني ‌نداشته‌ باشيد.
ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «در اين‌ آيه، خداي‌ سبحان‌ مؤمنان‌ را از ملاطفت‌ با كفار و گرفتن‌ آنها به‌عنوان‌ محرم‌ اسرار به‌جاي‌ هم‌كيشان‌ مؤمنشان‌ نهي‌ كرده‌. مگر در صورتي‌كه‌ كفار بر مؤمنان‌ غالب‌ باشند، ايشان‌ از روي‌ ناچاري‌ مي‌توانند در ظاهر امر با آنان‌ اظهار لطف‌ و محبت‌ نموده‌ اما در كار دين‌ با آنها مخالفت‌ورزند». هم‌او مي‌گويد: «تقيه‌ به‌ زبان‌ عبارت‌ است‌ از اين‌ كه‌: كسي‌ به‌ گفتن‌ سخني‌ مجبور ساخته‌ شود كه‌ آن‌ سخن‌ معصيت‌ خدا(ج) است، لذا از ترس‌ مردم‌آن‌ سخن‌ را بر زبان‌ مي‌آورد، در حالي‌كه‌ قلبش‌ به‌ ايمان‌ مطمئن‌ است، چنين‌تقيه‌اي‌ به‌ وي‌ زياني‌ در دين‌ نمي‌رساند. ولي‌ بايد دانست‌ كه‌ تقيه‌ فقط به‌ زبان‌ است‌و چنين‌ نباشد كه‌ تحت‌ عنوان‌ «تقيه»، دست‌ به‌ كشتن‌ كسي‌ دراز كند، يا خود را به‌گناهي‌ بيالايد، كه‌ در اين‌ صورت‌ معذور شناخته نمي‌شود». ابودرداء(رض) مي‌فرمايد: «إنا لنكشر في وجوه أقوام وقلوبنا تلعنهم‌: ما بر روي‌ مردمي‌ مي‌خنديم، درحالي ‌كه‌ دلهايمان‌ آنان‌ را لعنت‌ مي‌كند». «و خداوند شما را از خود » يعني‌: از مجازات‌ خود «برحذر مي‌دارد» اگر كفار را در آشكار و نهان‌ به‌ دوستي‌ و ولايت ‌بگيريد «و بازگشت‌ به‌سوي‌ خداوند است» پس‌ شما را در برابر اعمالتان‌ جزا مي‌دهد.
صاحب‌ تفسير «معارف‌القرآن» مي‌گويد: «در بسياري‌ از آيات‌ قرآن، مسلمانان ‌به‌ طور مجمل‌ و مفصل‌ از دوستي‌ و موالات‌ با غير مسلمانان‌ به‌ شدت‌ منع‌ شده‌اند. مسلمانان‌ ناآگاه‌ از مطالعه‌ چنين‌ آيات‌ صريحي، در اين‌ شبهه‌ قرار گرفته‌اند كه‌ در دين‌ مقدس‌ اسلام‌ هيچ‌گونه‌ مجالي‌ براي‌ مدارا و حسن‌ اخلاق‌ با دگرانديشان‌ وجودندارد. از طرف‌ ديگر؛ از بسياري‌ آيات‌ قرآن، فرمانها و عملكرد پيامبرص، رفتارخلفاي‌ راشدين‌ و صحابه‌ كرام(رض) چنان‌ احسان‌ و سلوك‌ و اظهار همدردي‌ وغمخواري‌ با غير مسلمين‌ ثابت‌ مي‌شود كه‌ مانند آن‌ را در ميان‌ هيچ‌يك‌ از ملل‌جهان‌ نمي‌توان‌ يافت‌. پس‌ اگر مسلمانان‌ به‌ طور سطحي‌ قضاوت‌ كنند، ميان‌ احكام‌ و فرمانهاي‌ قرآن‌ و سنت‌ پيامبرص تعارض‌ خواهند يافت‌؛ اما اين‌ تصورات‌ نتيجه ‌برخورد سطحي‌ با تعاليم‌ حقيقي‌ قرآن‌ است‌. اگر آيات‌ قرآن‌ را كه‌ مربوط به‌ اين‌موضوع‌ است‌ از مواضع‌ مختلف‌ جمع‌كرده‌ و در آنها بينديشيم، در آن‌ صورت، نه‌ براي‌ غير مسلمانان‌ جاي‌ شكايتي‌ باقي‌ مي‌ماند و نه‌ در ميان‌ احاديث‌ و آيات‌تعارضي‌ مشاهده‌ خواهد شد و اين‌ موضوع‌ به‌ گونه‌اي‌ روشن‌ خواهد شد كه‌ در آن‌ فرق‌ بين‌ موالات، احسان، همدردي‌ و غمخواري‌ و حقيقت‌ هر يكي‌ معلوم‌ گردد، و اين‌كه‌ از آنها چه‌ اندازه‌ جايز و چه‌ مقدار ناجايز است‌ و آن ‌كه‌ ناجايز است، وجوه‌ و دلايل‌ عدم‌ جواز آن‌ چه‌ چيزهايي‌ است‌.
اصل‌ اين‌ است‌ كه‌ تعلق‌ و رابطه‌ بين‌ دو شخص‌ يا دو گروه، داراي‌ درجات ‌متفاوتي‌ است‌؛ يك‌ درجه‌ از تعلق، موالات‌ قلبي‌ يا محبت‌ و مودت‌ قلبي‌ است‌ كه ‌فقط مختص‌ مؤمنان‌ است‌ و اين‌ گونه‌ تعلق‌ مؤمن‌ با غير مؤمن‌ در هيچ‌ صورتي‌ جايزنيست‌.
درجه‌ دوم‌ مواسات‌ است‌ كه‌ به‌ معني‌ همدردي‌ و خير خواهي‌ و نفع‌ رساني‌است‌. البته‌ اين‌ كار به‌ غير از كفار حربي‌اي‌ كه‌ با مسلمانان‌ بر سر پيكارند با سايرين ‌جايز است‌. در آيه‌ هشتم‌ از سوره‌ «ممتحنه» تفصيل‌ آن‌ چنين‌ بيان‌ شده‌ است‌: ﴿‏ لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ﴾  (خداي‌ تعالي‌ شما را منع‌ نمي‌كند از كساني‌ كه‌ با شما نمي‌جنگند در دين‌ وبيرون‌ نكرده‌اند شما را از