َ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ به‌ منظور استدلال‌ بر كمال‌ قدرت‌ خويش، مثل‌ ديگري‌ مي‌زند و آن‌ استدلال‌ به‌ آفرينش‌ انسان‌ بر چندين‌طور و مرحله‌ مختلف‌ است: «خداوند ذاتي‌ است‌ كه‌ شما را ابتدا ضعيف‌ آفريد» معناي: (من‌ ضعف‌) اين‌ است‌ كه ‌شما را از نطفه‌ آفريد. به‌قولي: مراد حالت‌ طفوليت‌ و خردسالي‌ انسان‌ است ‌«آن‌گاه‌ بعد از آن‌ ناتواني، توانايي‌ پديد آورد» كه‌ آن‌ توانايي‌ و نيرومندي‌ جواني ‌است‌ زيرا به‌هنگام‌ جواني‌ است‌ كه‌ نيروي‌ انسان‌ استحكام‌ يافته‌ و خلقت‌ و ساختمان‌ وجود وي‌ استوار مي‌گردد تا به‌ كمال‌ رشد و نيرومندي‌ خويش‌ مي‌رسد «باز پس‌ از توانايي‌ ناتواني‌ و پيري‌ قرار داد» در هنگام‌ بزرگسالي‌. شيبه: نهايت ‌ناتواني‌ و شيب: سپيد شدن‌ موي‌ است‌ «هر چه‌ بخواهد مي‌آفريند» از تمام‌ اشياء و از آن‌ جمله‌ است‌ آفرينش‌ قوت‌ و ضعف‌ در فرزندان‌ آدم÷ «و اوست‌ دانا» به‌تدبير خويش‌ و «توانا» بر آفرينش‌ آنچه‌ كه‌ اراده‌ كند. كه‌ اين‌ دگرگون‌ كردن ‌احوال، آشكارترين‌ دليل‌ بر وجود آن‌ آفريدگار داناي‌ تواناست‌.
	سوره روم آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ كَذَلِكَ كَانُوا يُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و روزي‌ كه‌ ساعت‌» يعني: قيامت‌ «برپا شود» به‌ قولي: قيامت‌ را از آن‌ روي ‌ساعت‌ ناميدند كه‌ در آخرين‌ ساعت‌ از ساعات‌ دنيا برپا ساخته‌ مي‌شود. آري‌! آن‌گاه‌ «مجرمان‌ سوگند مي‌خورند كه‌ جز ساعتي‌ درنگ‌ نكرده‌اند» در دنيا يا درگورهايشان‌ پس‌ مدت‌ درنگشان‌ را در دنيا بسيار كم‌ مي‌پندارند و ـ به‌ سبب‌ هول‌ و هراس‌ سخت‌ روز قيامت‌ ـ اين‌ پندار در اذهانشان‌ چنان‌ محكم‌ و استوار مي‌شود كه‌ بر آن‌ سوگند هم‌ مي‌خورند. به‌قولي‌ ديگر: مراد اين‌ است‌ كه‌ در بيان‌ اين‌ وقت ‌هم‌ دروغ‌ گفتند چنان‌كه‌ قبل‌ از آن‌ در دنيا دروغ‌ مي‌گفتند «اين‌ گونه‌ برگردانيده‌ مي‌شدند» به‌وسيله‌ شياطين‌ در دنيا از راه‌ حق‌ و از راه‌ راستي‌ به‌ دروغگويي‌. وخود اين، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ سوگندشان‌ دروغ‌ بوده‌ است‌.
 
	سوره روم آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند كساني‌ كه‌ علم‌ و ايمان‌ داده‌ شده‌اند» به‌قولي: مراد از اينان‌ فرشتگانند. به‌قولي: پيامبرانند. به‌قولي: علماي‌ امتهاي‌ ديگر و مؤمنان‌ اين‌ امتند. نسفي‌ همه ‌اقوال‌ در اين‌ رابطه‌ را جمع‌ كرده‌ و مي‌گويد: «آنان‌ پيامبران‌ و فرشتگان‌ و مؤمنانند».
از تعبير به‌كار گرفته‌شده‌ در اين‌ آيه‌ چنين‌ مي‌فهميم‌ كه‌ علم‌ و ايمان‌ با هم، پديدآورنده‌ كمال‌ است‌ پس‌ علم‌ بدون‌ ايمان‌ هيچ‌ ارزشي‌ نداشته‌ و ايمان‌ بدون‌ علم‌ هم ‌راه‌ را بر گمراهي‌ نفس‌ نمي‌بندد و مربيان‌ بايد اين‌ درس‌ را مد نظر داشته‌ باشند.آري‌! كساني‌ كه‌ علم‌ و ايمان‌ داده‌ شده‌اند، مي‌گويند: «قطعا شما درنگ‌ كرده‌ايد» در زندگي‌تان‌ و در گورهايتان‌ «در كتاب‌ خداوند» يعني: به‌ موجب‌ علم ‌خداوند(ج) كه‌ در لوح‌ محفوظ ثبت‌ است‌ «تا روز رستاخيز» نه‌ چنان‌ كه ‌مي‌پنداريد؛ مدت‌ درنگ‌تان‌ در دنيا اندك‌ بوده‌ است‌ «پس‌ اين‌» وقتي‌ كه‌ اكنون ‌در آن‌ قرار گرفته‌ايد، همانا «روز رستاخيز است‌ ولي‌ شما نمي‌دانستيد» كه‌ اين‌ روز حق‌ است‌ بلكه‌ آن‌ را از روي‌ تكذيب‌ و تمسخر، در دنيا به‌ شتاب‌ مي‌طلبيديد.
 
سوره روم آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ فَيَوْمَئِذٍ لَّا يَنفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آن‌ روز» روزي‌ است‌ «كه‌ به‌ ستمكاران‌ عذرخواهي‌شان‌ سود نمي‌بخشد» يعني: علم‌شان‌ به‌ اين‌ كه‌ قيامت‌ برپا شده‌ است، هيچ‌ فايده‌اي‌ به‌ حالشان‌ ندارد «و نه‌ از آنان، بازگشت‌ به‌سوي‌ كسب‌ خشنودي‌ خداوند خواسته ‌مي‌شود» يعني: آنان‌ به‌سوي‌ دوركردن‌ اين‌ وضع‌ از خودشان‌ به‌ وسيله‌ توبه‌ واطاعت، فراخوانده‌ نمي‌شوند چنان‌كه‌ در دنيا به‌سوي‌ اين‌ امر فراخوانده‌ مي‌شدند. استعتاب: استرضا و طلب‌ خشنودي‌ است‌. و درصورتي‌ كه‌ عليه‌ كسي‌ مرتكب‌ جنايتي‌ شده‌ باشي، مي‌گويي: «استعتبته‌ فاعتبني‌: از او رضايت‌ طلبيدم‌ پس، از من‌ راضي‌ شد».
 
	سوره روم آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌راستي‌ در اين‌ قرآن‌ براي‌ مردم‌ از هرگونه‌ مثلي‌ زده‌ايم‌» از امثالي‌ كه‌ آنان‌ را به‌ سوي‌ توحيد و يگانگي‌ ما و راستگويي‌ پيامبرانمان‌ راهنمايي‌ مي‌كند و هرگونه ‌حجتي‌ را كه‌ بر بطلان‌ و ناروا بودن‌ شرك‌ دلالت‌ مي‌كند، برايشان‌ آورده‌ايم‌ چنان‌كه‌ اين‌ حجت‌ها را در اين‌ سوره‌ كريمه‌ به‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ و با ادله‌ و امثال ‌گوناگون‌ و به‌ اشكال‌ متعدد ارائه‌ كرده‌ايم‌ «واگر براي‌ آنان‌ آيتي‌ بياوري‌» از آيات ‌قرآن‌ كه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ها ناطق‌ است‌ «قطعا كافران‌ مي‌گويند: شما جز باطل‌انديش ‌نيستيد» يعني: اي‌ محمد! تو و يارانت‌ جز باطل‌انديشان‌ بيهوده‌گويي‌ نيستيد كه‌ از سحر و چيزهاي‌ ديگري‌ كه‌ در بطلان‌ شبيه‌ آن‌ هستند، پيروي‌ مي‌كنيد.
 
	سوره روم آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ گونه، خداوند بر دلهاي‌ كساني‌ كه‌ نمي‌دانند» به‌ علم‌ سودمندي‌ كه‌ به‌وسيله ‌آن‌ به‌سوي‌ حق‌ رهياب‌ گرديده‌ و از باطل‌ نجات‌ يابند؛ «مهر مي‌نهد» همانان‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ علم‌ ازلي‌ خويش‌ دانسته‌ است‌ كه‌ گمراهي‌ را انتخاب‌ مي‌كنند. يعني: اين‌ ادعايشان‌ كه‌ سخنت‌ و آنچه‌ از آيات‌ را كه‌ برايشان‌ آورده‌اي، باطل‌ مي‌پندارند، در حقيقت‌ تكذيبي‌ است‌ كه‌ منشأ آن‌ مهر زدن‌ خداوند(ج) بر دلهايشان ‌به‌ چنان‌ مهر زدني‌ است‌ كه‌ بر اثر آن‌ با حق‌ معارضه‌ كرده‌ و با آن‌ عناد مي‌ورزند و در برابر آن‌ گردن‌ نمي‌نهند.
 
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّو