اعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا داستانشان‌ چون‌» داستان‌ كساني‌ است‌ كه‌ در معرض‌ «باراني‌ سخت‌ از آسمان‌ قرار گرفته‌ اند» خداوند(ج) در اينجا باران‌ را براي‌ قرآن‌ مثل‌ زده‌است‌ زيرادر قرآن‌ آياتي‌ نازل‌ شده‌ كه‌ منافقان‌ را مرعوب‌ و بيمناك‌ مي‌گرداند «در آن‌ باران ‌تاريكي‌ها و رعدوبرقي‌ است‌» تاريكي‌ ها، عبارت‌ است‌ از: تاريكي‌ شب‌ تاريكي‌ ابرو تاريكي‌ خود باران‌. مراد از رعد: نداها و بانگ‌هاي‌ تكان‌دهنده‌ قرآن‌ است‌ «از بيم‌ مرگ‌ ناشي‌ از صاعقه‌ها، انگشتانشان‌ را در گوشهايشان‌ مي‌كنند» يعني: از خطر به ‌وسيله‌اي‌ مي‌پرهيزند كه‌ هرگز پناهشان‌ در آن‌ نيست‌. و اين‌ گونه‌ اند منافقان‌ كه‌ هيچ‌ راه‌ ديگري‌ جز اين‌ نيافتند كه‌ گوشهايشان‌ را از شنيدن‌ آيات‌ قرآن‌ ببندند «ولي ‌خداوند بر كافران‌ احاطه‌ دارد» احاطه: فروگرفتن‌ از تمامي‌ جهات‌ و جوانب‌ است ‌بدان‌سان‌ كه‌ فرد احاطه‌ شده‌ به‌ هيچ‌ وجهي‌ از وجوه، راه‌ گريزي‌ نداشته‌ باشد.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: دو تن‌ از منافقان‌مدينه‌ از نزد رسول‌ اكرم‌ص گريخته‌ جهت‌ پيوستن‌ به‌ مشركان‌ به‌ سوي‌ مكه‌مي‌شتافتند، در ميان‌ راه‌، باراني‌ سخت‌ كه‌ خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ از آن‌ يادكرده‌ است، آنان‌ را فراگرفت، پس‌ هرگاه‌ صاعقه‌ فرود مي‌آمد، آنان‌ از بيم‌ آن‌ كه‌مبادا هلاكشان‌ گرداند، انگشتان‌ خود را به‌ گوشهاي‌ خويش‌ فرو مي‌بردند و چون‌برق‌ مي‌درخشيد، در روشني‌ آن‌ اندك‌ راهي‌ مي‌رفتند، در غير آن‌ در جاي‌ خودميخكوب‌ باقي‌ مي‌ماندند. و چون‌ در اين‌ ظلمات‌ سخت‌ گرفتار شدند، گفتند: اي‌كاش‌ اين‌ ظلمت‌ شب‌ به‌ پايان‌ رسد كه‌ يك‌بار ديگر نزد محمدص رفته‌ دستهايمان‌را در دستان‌ ايشان‌ بگذاريم‌ و با ايشان‌ صادقانه‌ بيعت‌ نماييم‌! و اين‌ چنين‌ نيز شد زيرا آن‌ دو، از آن‌ شب‌ پرحادثه‌ رهيده‌ به‌ مدينه‌ برگشتند و اسلامي‌ راستين‌آوردند. پس‌ خداوند (ج)آن‌ دو تن‌ را براي‌ منافقاني‌ كه‌ در مدينه‌ بودند، مثلي‌گردانيد.
آري‌! قرآن‌ لبريز از خير است‌ و آياتي‌ كه‌ بر نزول‌ آن‌ از جانب‌ پروردگارسبحان‌ دلالت‌ دارد همانند باران، آيات‌ مشتمل‌ بر بيم‌ و وعيد و عذاب‌ همانندرعد و صاعقه‌ و آيات‌ در بردارنده‌ حجتها و برهانهاي‌ روشنگر، همانند برق‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:391.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:392.txt"> آيه  31</a><a class="text" href="w:text:393.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:394.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:395.txt"> آيه  34</a><a class="text" href="w:text:396.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:397.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:398.txt"> آيه  37</a></body></html>سوره روم آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ شكيبايي‌ پيشه‌ كن‌» بر سخنان‌ آزاردهنده‌اي‌ كه‌ از آنان‌ مي‌شنوي‌ و در برابر افعال‌ كفرآميزي‌ كه‌ از آنان‌ مي‌بيني‌ «بي‌گمان‌ وعده‌ خداوند حق‌ است‌» يعني: بدان‌ كه‌ خداوند(ج) تو را به‌ پيروزي‌ بر آنان‌ و برتر ساختن‌ حجتت‌ و غالب ‌كردن ‌دعوتت‌ وعده‌ داده‌ است‌ و وعده‌ او حقي‌ است‌ كه‌ در آن‌ هيچ‌گونه‌ خلافي‌ نيست ‌پس‌ حتما وعده‌اش‌ تحقق‌ پيدا مي‌كند «و زنهار تا كساني‌ كه‌ يقين‌ ندارند» به‌ وعده‌هاي‌ خداوند(ج)، تصديق‌ نمي‌كنند كتاب‌ها و پيامبرانش‌ را و ايمان‌ نمي‌آورند به‌ آخرت‌ «تو را به‌ سبكي‌ وا ندارند» و تو را از راه‌ دينت‌ و حقي‌ كه‌ بر آن‌ قرار داري، به‌در نبرند. ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند: «علي‌ابن‌ابي‌طالب‌(رض) در حال‌خواندن‌ نماز بامداد بود كه‌ مردي‌ از خوارج‌ خطاب‌ به‌ وي‌ اين‌ آيه‌ را خواند: ( لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏): (اگر شرك‌ آوري، بي‌گمان‌ عملت هدر مي‌رود و از زيانكاران‌ خواهي‌بود) «زمر/65». علي‌(رض) درحالي‌كه‌ در نماز خويش‌ بود، به‌ او چنين‌ پاسخ‌ داد: (فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ ‏)  : (شكيبايي‌ پيشه‌ كن، بي‌گمان‌ وعده‌ خداوند حق‌ است‌ و كساني‌ كه‌ يقين ‌ندارند، تو را به‌ سبكي‌ وا ندارند).
اين‌ آيه‌ به‌ وجوب‌ مواظبت‌ و استمرار رسول‌اكرم‌ ص بر دعوت‌ به‌سوي‌ ايمان ‌اشاره‌ دارد.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:3902.xml">صفحة (411) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:3915.xml">صفحة (412) (آیه 12)</a><a class="folder" href="w:html:3924.xml">صفحة (413) (آیه 20) </a><a class="folder" href="w:html:3934.xml">صفحة (414) (آیه 29)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3903.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ لقمان ﴾</a><a class="text" href="w:text:3904.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3905.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:3906.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3907.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3908.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3909.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3910.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3911.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:3912.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:3913.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:3914.txt">آيه  11</a></body></html>﴿ سوره‌ لقمان ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (34) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ آن‌كه‌ دربرگيرنده‌ داستان‌ لقمان‌ حكيم‌ است، به‌نام‌ «لقمان‌» ناميده‌ شد، لقماني‌ كه‌ با شناخت‌ وحدانيت‌ خداوند(ج)، با عبادت‌ وي، امر به‌ فضايل‌ و نهي‌ از منكرات‌ و رذايل، جوهر حكمت‌ را دريافت‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است: قريش‌ از رسول‌ خدا ص در مورد داستان ‌لقمان‌ با فرزندش‌ سؤال‌ كردند پس‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ شد.
 
	سوره لقمان آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الم ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف، لام، ميم‌» به‌ قولي: افتتاح‌كردن‌ پاره‌اي‌ از سوره‌ها با حروف‌ هجاء، براي‌ توجه‌ دادن‌ به‌ اعجاز قرآن‌ كريم‌ است‌. يعني: بدانيد كه‌ اين ‌قرآن‌ مركب‌ از همان‌ حروفي‌ است‌ كه‌ اعراب‌ بدان‌ تكلم‌ مي‌كنند پس‌ آيا مي‌توانند آياتي‌ مانند آيات‌ آن‌ را بياورند؟.
 
	سوره لقمان آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ آيات‌ كتاب‌ حكيم‌ است‌» يعني: آيات‌ ذكرشده‌ در اين‌ سوره، آيات‌ قرآن‌ كتاب‌ حكمت‌ آموز است‌ و چگونه‌ قرآن‌ از حكمت‌ برخوردار نباشد درحالي‌كه ‌كتاب‌ خداوند حكيم‌ است‌. پس‌ قرآن‌ حكيم‌ است‌ در احكام‌ خود، حكيم‌ است‌ در راه‌حل‌هايي‌ كه‌ براي‌ درمان‌ بيماريهاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ جامعه‌ انساني‌ ارائه‌ مي‌كند، حكيم‌ است‌ در ترتيب‌ آيات‌ و سوره‌هاي‌ خود و حكيم‌ است‌ در الفا