ل‌ و الوان‌ بي‌شمار آنها را جز آفريننده‌ تواناي‌ آنها نمي‌داند «و ازآسمان‌ آبي‌ نازل‌ كرديم‌ آن‌گاه‌ در آن‌ از هر زوج‌ كريمي‌» يعني: از هرگونه‌ نوع‌ و صنفي ‌«رويانيديم‌» حق‌ تعالي‌ گياهان‌ و درختان‌ متنوع‌ را به‌سبب‌ زيبايي‌ رنگ‌ و بسياري‌ منافع‌ آنها كه‌ مظهري‌ از مظاهر حكمت‌ آنهاست، به‌ صفت‌ «كريم‌» وصف‌ كرد.
 
سوره لقمان آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين، آفرينش‌ خداوند است‌ پس‌ به‌ من‌ نشان‌ دهيد، كساني‌ كه‌ غير از اويند» از خدايان‌ و معبوداني‌ كه‌ شما پرستش‌ مي‌كنيد «چه‌ آفريده‌اند؟» آري‌! به‌ من‌ نشان ‌دهيد كه‌ اين‌ معبودان‌ ادعايي‌ شما چه‌ چيزي‌ آفريده‌اند كه‌ با آفرينش‌ خدا(ج) همطرازي‌ كند، يا حداقل‌ به‌ آن‌ نزديك‌ باشد، كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ نزد شما سزاوار پرستش‌ گشتند؟ «بلكه‌ ستمكاران‌» يعني: مشركان‌ «در گمراهي‌ آشكارند» پس‌ خداوند متعال‌ اولا ستمگري‌ آنان‌ را تثبيت‌ كرد و ثانيا گمراهي‌شان‌ را.
اينك‌ بعد از آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اعلام‌ كرد كه‌ قرآن‌ حكيم‌ از بارگاه‌ ذات‌ باحكمتي‌ است، داستان‌ لقمان‌ آغاز مي‌شود. آري‌! اين‌ داستان‌ مي‌آيد تا ادب ‌فراگيري‌ حكمت‌ از خداوند (ج) را به‌ ما بياموزد:
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3916.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:3917.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:3918.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:3919.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:3920.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:3921.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:3922.txt"> آيه  18</a><a class="text" href="w:text:3923.txt"> آيه  19</a></body></html>سوره لقمان آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ ما به‌ لقمان‌ حكمت‌ بخشيديم‌» بيضاوي‌ مي‌گويد: «لقمان‌ فرزند باعورا، خواهرزاده‌ ايوب‌(ع) يا پسرخاله‌ وي، از سياهان‌ نوبه‌ مصر بود كه‌ مدتي ‌طولاني‌ زندگي‌ كرد تا بدانجا كه‌ داوود(ع) را دريافت‌ و از وي‌ علم‌ آموخت‌ و اكثر اهل‌ علم‌ بر آنند كه‌ او پيامبر نيست‌. و حكمتي‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ او بخشيده ‌بود، عبارت‌ بود از: دانش، خرد، درست‌گويي‌ و سخنان‌ صواب‌». ابن‌كثير مي‌گويد: «لقمان‌ برده‌ حبشي‌ نجاري‌ بود، روزي‌ مولايش‌ به‌ وي‌ گفت: اين‌ گوسفند را براي ‌ما ذبح‌ كن‌. و چون‌ لقمان‌ آن‌ را ذبح‌ كرد، مولايش‌ گفت: اينك‌ پاكترين‌ دو پاره‌ گوشتش‌ را از تنش‌ بيرون‌ آور! لقمان‌ زبان‌ و قلب‌ آن‌ را بيرون‌ آورد. مدتي‌ گذشت‌ و باز مولايش‌ به‌ وي‌ امر كرد تا گوسفندي‌ را برايش‌ ذبح‌ كند و چون‌ آن‌ را ذبح‌ كرد، به‌ وي‌ گفت: اكنون‌ پليدترين‌ دو پاره‌ گوشت‌ را از آن‌ بيرون‌ آور! لقمان‌ باز هم‌ زبان‌ و دل‌ آن‌ را بيرون‌ آورد. مولايش‌ به‌ وي‌ گفت: وقتي‌ به‌ تو دستور دادم‌ كه‌ پاكترين‌ دو پاره‌ گوشت‌ را از آن‌ بيرون‌ آور، تو دل‌ و زبان‌ آن‌ را بيرون‌ آوردي‌ و اكنون‌ هم‌ كه‌ تو را به‌ بيرون ‌آوردن‌ پليدترين‌ دو پاره‌ گوشت‌ از بدن‌ آن‌ دستور دادم، باز هم‌ دل‌ و زبان‌ آن‌ را بيرون‌ آوردي، دليل‌ اين‌ كار چيست‌؟ لقمان‌ گفت: زيرا اگر اين‌ دو پاك‌ باشند، چيزي‌ از آنها پاكتر نيست‌ و اگر پليد گشتند، چيزي‌ از آنها پليدتر هم‌ نيست‌». البته‌ لقمان‌ به‌سبب‌ شكرگزاري‌ خويش، از حكمت‌ برخوردار شد.
«و هر كس‌ شكر گزارد، همانا به‌سود خويش‌ شكر گزارده ‌است‌» زيرا فايده‌ و حاصل‌ اين‌ شكرگزاري‌ به‌ خود وي‌ برمي‌گردد، چه‌ با شكر است‌ كه‌ انسان‌ هم ‌نعمت‌ را پاس‌ مي‌دارد و حفظ مي‌كند و هم‌ به‌ سبب‌ شكر است‌ كه‌ بنده‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ نعمتهاي‌ افزون‌تري‌ را به‌سوي‌ خويش‌ جلب‌ مي‌كند «و هر كس‌ كفران‌ ورزد» يعني: هر كس‌ كفران‌ و ناسپاسي‌ نعمتها و انكار فضل‌ و منت‌ بزرگ ‌خداي‌ سبحان‌ در بخشيدن‌ آنها را، جانشين‌ شكر گرداند؛ «در حقيقت‌ خداوند بي‌نياز است‌» از شكرگزاري‌ وي‌ «و حميد» است، يعني‌ سزاوار حمد و ستايش‌ از سوي ‌خلق‌ خويش‌ است، هرچند كسي‌ او را سپاس‌ و ستايش‌ نگويد.
	سوره لقمان آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» ياد كن‌ «هنگامي‌ را كه‌ لقمان‌ به‌ پسر خويش‌ ـ درحالي‌كه‌ او را پند مي‌داد ـ گفت‌» يعني: در حالي‌ كه‌ لقمان‌ فرزندش‌ را با نصايح‌ و اندرزهايي‌ مورد خطاب ‌قرار مي‌داد كه‌ او را به‌ پايداري‌ بر توحيد، ترغيب‌ و از شرك‌ باز دارد، به‌ او گفت: «اي‌ فرزندم‌! به‌ خداوند شرك‌ نياور چرا كه‌ شرك‌ ستمي‌ است‌ بزرگ‌» بلكه‌ شرك ‌بزرگترين‌ ستمهاست‌ زيرا حقيقت‌ ستم، برگرداندن‌ حق‌ از اهل‌ آن‌ است‌ و حق‌ در امر عبادت‌ اين‌ است‌ كه‌ عبادت‌ تنها براي‌ خداي‌ يگانه‌ قرار داده‌ شود زيرا غير حق‌ تعالي‌ سزاوار پرستش‌ نيست‌ چرا كه‌ خلق‌ همه‌ آفريده‌ اويند و امر نيز امر اوست‌ پس‌ برگشت‌ از پرستش‌ خداوند (ج) به‌سوي‌ غير وي، نهادن‌ حق‌ در غير جايگاه‌ آن‌ است‌ و اين‌ بزرگترين‌ ستم‌ است‌. هر چند كه‌ خداوند متعال‌ به‌ عبادت‌ كسي‌ نياز ندارد بلكه‌ او بي‌نياز و ستوده‌ مي‌باشد.
 
سوره لقمان آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ انسان‌ در باره‌ پدر و مادرش‌ سفارش‌ كرديم‌» اين‌ حقيقت‌ كه‌ خداوند (ج) سفارش‌ به‌ نيكي‌ و شكرگزاري‌ از پدر و مادر را با سفارش‌ به‌ شكرگزاري‌ از خود مقرون‌ و همراه‌ گردانيد، دلالت‌ بر آن‌ دارد كه‌ حق‌ پدر و مادر از بزرگترين‌ حقوق ‌بر عهده‌ فرزند است‌ و از نظر وجوب‌ نيز، اين‌ حق‌ از بزرگترين‌ و محكمترين‌ حقوق ‌مي‌باشد «مادرش‌ به‌ او باردار شد با ضعفي‌ بر بالاي‌ ضعفي‌» يعني: مادرش‌ او را در شكمش‌ آبستن‌ شد در حالي‌ كه‌ به‌خاطر حمل‌ او با ضعف‌ روزافزون‌ روبه‌رو گشت‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: زن‌ خلقتا ضعيف‌ است‌ و باز اين‌ بارداري، او را با ضعفي ‌ديگر بر بالاي‌ آن‌ ضعف‌ روبه‌رو مي‌كند. «و از شير بازگرفتنش‌ در دو سال ‌است‌» فصال: باز گرفتن‌ طفل‌ از شير است‌.
علما از دو آيه‌ «بقره/233» و «احقاف‌/15» چنين‌ استنباط كرده‌اند كه‌حداقل‌ مدت‌ بارداري، شش‌ ماه‌ است‌. رأي‌ امام‌ ابوحنيفه: اي