ي‌گردند» و به‌ شما امكان‌ مي‌دهند تا در سفرهاي‌ دريايي‌تان ‌براي‌ كسب‌ معاش‌ و طلب‌ روزي، به‌ نرمي‌ و راحتي‌ حركت‌ كنيد؟ «تا» اي‌ مخاطبان‌! «برخي‌ از نشانه‌هاي‌ خود را به‌ شما بنماياند؟» نشانه‌ها عبارت‌ از آثار قدرت‌ وي‌ هستند كه‌ در معرض‌ مشاهده‌ شما قرار دارند و ارزاقي‌ است‌ كه‌ به‌ شما از دريا مي‌دهد «بي‌گمان‌ در اين‌» قدرت‌نمايي‌ «براي‌ هر صبركننده‌ سپاسگزاري‌ نشانه‌هايي‌ است‌» يعني: هر كسي‌ كه‌ داراي‌ صبر و شكيبايي‌اي‌ بليغ‌ وسپاسگزاري‌اي‌ بسيار باشد؛ با مشاهده‌ اين‌ نشانه‌ها، از گناهان‌ و نافرماني‌هاي‌ خداوند (ج) صبر مي‌كند و نعمت‌هاي‌ وي‌ را شكر مي‌گزارد زيرا ايمان‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌ دو نيم‌ است‌؛ نيمي‌ از آن‌ صبر و نيمي ‌ديگر شكر است‌.
 
سوره لقمان آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ موجي‌ آنان‌ را همانند سايه‌بان‌ فراگيرد» خداوند (ج) موج‌ را به‌سبب ‌بزرگي‌ آن‌ به‌ چيزي‌ كه‌ بر انسان‌ سايه‌ مي‌افگند ـ مانند كوه‌ يا ابر يا غير اينها ـ تشبيه‌ كرد. آري‌! چون‌ درگير هجوم‌ موج‌ شوند «خداوند را مي‌خوانند در حالي‌كه دين‌ خود را براي‌ او خالص‌ گردانيده‌اند» پس‌ در امر نجات‌دادن‌ خود از امواج‌ دريا بر غير خداوند (ج) تكيه‌ نمي‌كنند زيرا مي‌دانند كه‌ هيچ‌ نيروي‌ ديگري‌ جز حق‌ تعالي، نفع‌ و زياني‌ نمي‌تواند برساند، از اين‌روي‌ بتان‌ خويش‌ را نمي‌خوانند بلكه‌ آنها را در اين‌ حالت‌ فراموش‌ مي‌كنند «پس‌ چون‌ آنان‌ را به‌سوي‌ خشكي‌ برهاند» در آنجاست‌ كه‌ به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ مي‌شوند: «برخي‌ از آنان‌ ميانه‌ رو هستند» يعني: بر راه‌ ميانه‌ كه‌ همانا راه‌ توحيد است‌ پايدارند و به‌ غير آن‌ انحراف‌ نمي‌كنند لذا به‌عهدي‌ كه‌ در دريا با خداي‌ عزوجل‌ در مورد خالص ‌ساختن‌ دين‌ براي‌ وي‌ بسته‌اند، وفا مي‌كنند اما برخي ‌ديگر كافر و كج‌رواند و آن‌ عهدي‌ را كه‌ در دريا به‌ خدا(ج) داده‌اند، پشت‌پا مي‌افگنند. «و آيات‌ ما را جز هر عهدشكننده‌ ناسپاسي‌ انكار نمي‌كند» ختار: بسيار پيمان‌شكن‌ است‌. ختر: زشت‌ترين‌ انواع‌ غدر و پيمان‌شكني ‌و عدم‌ وفا به‌ عهد مي‌باشد.
 
	سوره لقمان آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْماً لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئاً إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مردم‌! از پروردگارتان‌ پروا بداريد» با امتثال‌ اوامر و اجتناب‌ از نواهي‌ وي ‌«و بترسيد از روزي‌» چون‌ روز قيامت‌ «كه‌ هيچ‌ پدري‌ به‌جاي‌ پسرش‌ كفايت ‌نكند» يعني: هيچ‌ پدري‌ به‌ داد فرزندش‌ نمي‌رسد و به‌هيچ‌ وجه‌ به‌ وي‌ نفعي ‌نمي‌رساند، بدان‌ جهت‌ كه‌ او تماما به‌ خود مشغول‌ است‌ «و هيچ‌ فرزندي‌ نيز به‌جاي ‌پدر خود كفايت‌كننده‌ چيزي‌ نباشد» پس‌ وقتي‌ پدر به‌ داد فرزند و فرزند به‌ داد پدر نرسد، غير آنها از نزديكان، به‌طريق‌ اولي‌ قادر به‌ دادرسي‌ يك‌ديگر نيستند، چه‌رسد به‌ بيگانگان‌. بارخدايا! ما را از كساني ‌قرار ده‌ كه‌ به‌ غير تو اميد نمي‌بندند و بر غير تو تكيه‌ نمي‌كنند. «بي‌گمان‌ وعده‌ الله حق‌ است‌» و هيچ‌ خلافي‌ در آن‌ نيست ‌پس‌ آنچه‌ از خير كه‌ بدان‌ وعده‌ داده ‌است‌ و آنچه‌ از شر كه‌ از آن‌ برحذر داشته ‌است، يقينا آمدني‌ است‌ و برگشتي‌ ندارد. اين‌ آيه، طمع‌ مؤمنان‌ را از اين‌ كه‌ بتوانند به‌ پدران‌ كافر خود در آخرت‌ نفعي‌ برسانند، قطع‌ مي‌كند «پس‌ زندگاني ‌دنيا» و آرايشها و پيرايشهاي‌ آن‌ «شما را نفريبد» زيرا زندگاني‌ دنيا ازبين‌رفتني‌ وگذراست‌ «و غرور، شما را نسبت‌ به‌ خداوند فريب‌ ندهد» مراد از غرور: در اينجا شيطان‌ است‌ زيرا اين‌ شيطان‌ است‌ كه‌ خلق‌ را فريب‌ داده‌ و آرزوهاي‌ بي‌اساس‌ را در نهادشان‌ مي‌پروراند و از آخرت‌ غافلشان‌ مي‌گرداند.
سعيدبن‌جبير(رض) مي‌گويد: «فريفته ‌شدن‌ به‌ خداوند (ج) آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ در گناه‌ درازدستي‌ نموده‌ و در عين‌حال، بر خداوند (ج) آرزوي‌ آمرزش‌ را ببندد».
 
	سوره آل عمران آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چون‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ بيان‌ اين‌ حقايق‌ پرداخت‌ كه‌ دين‌ مورد پسندش، دين‌اسلام‌ است‌ و محمدص پيامبر برحقش‌ مي‌باشد كه‌ محبت‌ هيچ‌ كس‌ به‌ او، جز با اطاعت‌ و پيروي‌ از اين‌ پيامبر برگزيده‌اش‌ صدق‌ پيدا نمي‌كند و اختلاف‌ اهل ‌كتابهاي‌ انجيل‌ و تورات‌ در اين‌ حقيقت، هم‌ فقط وفقط برخاسته‌ از انكار خدا(ج) و حسد با اين‌ پيامبرص است‌؛ اكنون‌ به‌ اثبات‌ رسالت‌ عيسي‌(ع) و بيان‌ اين‌ حقيقت ‌مي‌پردازد كه‌ او از اهل‌ بيت‌ نبوت، از معدن‌ رسالت‌ و در عين‌ حال‌ مخلوق‌ تربيت ‌يافته‌اي‌ از مخلوقات‌ وي‌ است، بنابراين، غلو و افراط در تقديس‌ وي‌ سزاوارنيست‌. و بيان‌ اين‌ حقيقت‌ با اين‌ مقدمه‌ آغاز مي‌شود: «به‌يقين‌ خداوند آدم‌ و نوح‌ وخاندان‌ ابراهيم‌ و خاندان‌ عمران‌ را بر جهانيان‌ برگزيد» يعني‌: خداوند(ج) اين‌ قافله ‌انبيا(ع) را از ميان‌ جهانيان‌ به‌ نبوت‌ برگزيد. تخصيص آدم‌(ع) به‌ يادآوري‌ براي‌ آن‌است‌ كه‌ او پدر همه‌ بشر است، و بر گزيدنش‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ او را به‌ دست‌ بلاكيف‌ خويش‌ آفريد، در او از روح‌ خويش‌ دميد، فرشتگان‌ خويش‌ را براي‌ او به‌ سجده‌ در افگند، به‌ او نامهاي‌ همه‌ اشياء را تعليم‌ داد و او را به‌ بهشت ‌برين‌ خويش‌ ساكن‌ گردانيد. ذكر نوح‌(ع) نيز بدان‌ جهت‌ است‌ كه‌ او آدم‌ ثاني‌ و اولين‌ پيامبر برانگيخته‌ الهي‌ براي‌ دفع‌ شرك‌ و مبارزه‌ با طغيان‌ مي‌باشد. ذكر آل‌ابراهيم‌(ع) براي‌ اين‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص و بسياري‌ از پيامبران‌ ديگر، از اين‌خاندان‌ برانگيخته‌ شده‌اند. و ذكر آل‌ عمران‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ عيسي‌(ع) از اين‌خاندان‌ است‌ زيرا مريم، دختر عمران‌ و مادر عيسي‌(ع) است‌. پس‌ خداي‌ متعال، اين‌ گروه‌ را از ميان‌ انبيا: مخصوصا بدان‌ سبب‌ ياد كرد كه‌ تمام‌ انبيا و رسل‌ از نسل‌ ايشانند.
 
سوره لقمان آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَ