ان‌ آنان‌ رايج‌ است‌ كه ‌فردي‌ را به‌ چيزي‌ مخاطب‌ مي‌گردانند، در حالي‌ كه‌ غير او را اراده‌ دارند چنان‌كه‌ مي‌گويند: «اياك‌ اعني‌ و اسمعي‌ يا جارية: هدفم‌ تويي‌ اما دخترك‌! تو بشنو». در فارسي‌ نيز اين‌ شيوه‌ سخن‌ رايج‌ است‌ و ضرب‌ المثلي‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: «در به ‌تو مي‌گويم، ديوار؛ تو بشنو».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ شيوه‌ مخاطب‌ ساختن‌ رسول‌اكرم‌ص و اراده‌ داشتن‌ ديگران، در قرآن‌ نظاير ديگري‌ نيز دارد.
 
	سوره آل عمران آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتاً حَسَناً وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ پروردگار، مريم‌ را قبول‌ كرد قبولي‌ نيك‌ و بالنده‌ ساخت‌ او را باليدني‌ نيك‌ و زكريا را به‌ سرپرستي» و اداره‌ امور «او برگماشت» قتاده‌ مي‌گويد: «مريم، دختر سرور و پيشواي‌ قوم‌ بود زيرا عمران‌ پدرش‌ امامشان‌ در نماز بود، از اين‌ جهت، علما و كشيشان‌ همه‌ داوطلب‌ سرپرستي‌ از وي‌ شدند و هيچ‌ يك‌ از آنان‌ حاضرنبود تا اين‌ امتياز را به‌ ديگري‌ ببخشد، سرانجام‌ براي‌ تعيين‌ سرپرست‌ وي‌ به‌ قرعه‌كشي‌ تن‌ دادند و قرعه‌ به‌نام‌ زكريا ـ شوهرخواهر، يا شوهر خاله‌مريم‌ ـ برآمد و بدين‌ سان‌ بود كه‌ زكريا سرپرستي‌ و تربيت‌ وي‌ را بر عهده‌گرفت». «هر بار كه‌ زكريا در محراب‌ بر او وارد مي‌شد» محراب‌: ايواني‌ در جلو معبد است‌ كه‌ دري‌ دارد و به‌ وسيله‌ نردباني‌ كوچك‌ بر آن‌ بالا مي‌روند و كسي‌ كه‌ درآن‌ قرار داشته‌ باشد، از ديد كساني‌ كه‌ در معبد هستند پنهان‌ مي‌ماند، لذا محراب،گرامي‌ترين‌ جايگاه‌ براي‌ نشستن‌ است‌. و اهل‌ كتاب‌ به‌ آن‌ «مذبح» مي‌گويند.آري‌! هر بار كه‌ زكريا(ع) به‌ محراب‌ نزد مريم‌ مي‌رفت‌: «نزد او خوراكي‌ مي‌يافت» يعني‌: نوعي‌ از انواع‌ خوراكي‌ها را نزد وي‌ مي‌يافت‌. در روايات‌ است‌ آمده ‌است‌: چون‌ زكريا بر وي‌ وارد مي‌شد، ميوه‌ زمستان‌ را در فصل‌ تابستان‌ و ميوه‌ تابستان‌ را در فصل‌ زمستان‌ نزد وي‌ مي‌يافت‌. ابن‌ كثير مي‌گويد: «اين‌ خود دليل‌ كرامت‌ اوليا مي‌باشد». و چون‌ زكريا اين‌ ميوه‌ها را نزد وي‌ يافت‌: «گفت‌: اي‌مريم‌! اين‌ از كجا براي‌ تو آمده‌ است‌ ؟» و آن‌ زمان، زمان‌ قحطي‌ و خشكسالي‌ نيز بود «مريم» در پاسخ‌ گفت‌: «اين‌ از نزد خداوند است» لذا، ديدن‌ اين‌ ميوه‌ها نزد من‌ جاي‌ شگفتي‌ و استبعاد ندارد، چرا كه‌ «خدا به‌ هركس‌ بخواهد، بي‌ حساب‌ روزي ‌مي‌بخشد» به‌ هنگام‌ فصل‌ و موسم‌ آن‌ روزي‌ و بدون‌ آن‌.
 
 سوره أحزاب آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ را كه‌ از جانب‌ پروردگارت‌ به‌ تو وحي‌ مي‌شود» از قرآن‌ و سنت‌ «پيروي‌ كن‌» يعني: در تمام‌ امور خويش‌ از وحي‌ پيروي‌ كن‌ و از چيزي‌ جز وحي‌ ـ مانند مشورت‌هاي‌ كافران‌ و منافقان‌ ـ پيروي‌ نكن‌ «همانا خداوند از آنچه‌ مي‌كنيد، آگاه‌ است‌» و چيزي‌ از اعمال‌ آشكار و نهان‌ شما بر او پنهان‌ نمي‌ماند.
	سوره أحزاب آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر خدا توكل‌ كن‌» يعني: تمام‌ امور خويش‌ را به‌ او بسپار «و خدا به‌ عنوان ‌كارساز كافي‌ است‌» كافي‌ است‌ كه‌ او حافظ و نگهبانت‌ باشد و يقينا او متوكلان‌ به‌ خود را حفظ مي‌كند.
 
سوره أحزاب آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءكُمْ أَبْنَاءكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند براي‌ هيچ‌ مردي‌ دو قلب‌ در درونش‌ ننهاده‌ است‌» در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه ‌كريمه‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ يكي‌ از منافقان‌ مي‌گفت: من‌ دو قلب‌ دارم‌؛ قلبي‌ مرا به‌كاري‌ دستور مي‌دهد و قلبي‌ ديگر به‌ كاري‌ ديگر. همچنان‌ اعراب‌ مي‌پنداشتند كه‌ اشخاص‌ داراي‌ هوش‌ و فراست‌ بالا، دو قلب‌ دارند، از اين ‌روي‌ ميانشان‌ معروف ‌بود كه‌ جميل‌بن‌معمرفهري‌ دو قلب‌ دارد زيرا او حافظه‌ نيرومندي‌ داشت‌ ومي‌گفت: من‌ داراي‌ دو قلب‌ هستم‌ كه‌ با هركدام‌ آنها بهتر از عقل‌ محمد مي‌انديشم‌. پس‌ چون‌ روز بدر فرارسيد و مشركان‌ ـ كه‌ او نيز از شركت‌كنندگان‌ در اردوي‌ آنان‌ بود ـ شكست‌ خوردند، او را ديدند كه‌ يك‌ لنگه‌ كفش‌ در پا و لنگه‌ ديگر در دست‌ مي‌گريزد. در اين‌ حال‌ از او پرسيدند: چرا يك‌ لنگ‌ كفش‌ در دست‌ و يكي‌ در پا داري‌؟ گفت: مي‌پنداشتم‌ كه‌ هر دو تا را در پا دارم‌!! پس‌ در آن‌ روز مشركان‌ دانستند كه‌ او دو قلب‌ ندارد.
آري‌! خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ آيه‌ روشن‌ كرد كه‌ انسان‌ فقط داراي‌ يك‌ قلب‌ است‌ و در آن‌ يك‌ قلب، يا مي‌تواند اسلام‌ وجود داشته‌ باشد، يا كفر، يا نفاق‌ و اين‌گونه‌ نيست‌ كه‌ بتوان‌ همه‌ اينها را با هم‌ در يك‌ قلب‌ جاي‌ داد.
«و آن‌ زنانتان‌ را كه‌ مورد ظهار قرار مي‌دهيد، مادرانتان‌ نگردانيده‌ است‌» يعني: چنان‌ كه‌ يك‌ شخص‌ داراي‌ دو قلب‌ نيست، همين‌طور، زناني‌ را كه‌ مورد «ظهار» قرار مي‌دهيد، مادرانتان‌ نيستند «و» همين‌گونه‌ «پسرخواندگانتان‌ را» كه‌ به‌ پسري ‌برگرفته‌ايد و پسر، خوانده‌ايد «پسران‌» حقيقي‌ «شما نگردانيده‌ است‌» ادعياء: پسران‌ متبني‌ يا فرزندخوانده‌ مي‌باشند.
ظهار اين‌ است‌ كه‌ مرد به‌ زنش‌ بگويد: تو بر من‌ مانند پشت‌ مادرم‌ هستي‌. يعني: چنان‌كه‌ مادرم‌ بر من‌ حرام‌ است، تو نيز بر من‌ حرام‌ هستي‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ به‌كار بردن‌ چنين‌ تعبيري‌ در جاهليت، صيغه‌اي‌ از صيغه‌هاي‌ طلاق‌ بود پس‌ خداوند (ج) روشن‌ كرد كه‌ همسر انسان، مادر وي‌ نيست‌ و اين‌ سخن، سخني‌ زشت ‌و ناپسند و دروغ‌ و گناه‌ است‌ و بر گوينده‌ آن‌ كفاره‌ واجب‌ مي‌شود[1].
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: اين‌ بخش‌ از آيه‌ كريمه‌ درباره‌ زيدبن‌ حارثه‌(رض) نازل‌ شد كه‌ خديجه‌ رضي‌ الله عنها او را ـ كه‌ برده‌اش‌ بود ـ قبل‌ از اسلام‌ به‌ رسول‌ خدا ص بخشيد. آن‌ حضرت‌ ص او را سخت‌ دوست‌ داشتند و او نيز به ‌ايشان‌ علاقه‌ مفرطي‌ داشت، به‌طوري‌ كه‌ وقتي‌ اعضاي‌ خانواده