ردن‌ در حالت‌ احرام‌.
9 ـ سقوط تقسيم‌ (شب ‌نوبت‌) ميان‌ همسران‌ در حق‌ ايشان‌.
10 ـ آزاد كردن‌ صفيه‌ از قيد اسارت‌ و قرار دادن‌ آزادي‌ وي‌ به‌ عنوان‌ مهرش‌.
11 ـ داخل‌ شدنشان‌ در مكه‌ بدون‌ احرام‌. اما در حق‌ امت، اين‌ مسئله‌ ميان‌ فقها محل‌ اختلاف‌ است‌.
12 ـ جنگيدن‌ در مكه‌.
13 ـ آن‌ حضرت‌ ص مالي‌ را به‌ ميراث‌ نگذاشتند و اگر مالي‌ از خود به‌جا مي‌گذاشتند، آن‌ مال‌ صدقه‌ بود.
14 ـ باقي‌ ماندن‌ حكم‌ همسري‌ همسران‌ براي‌ ايشان‌ بعد از رحلت‌شان‌.
15 ـ اگر آن‌ حضرت‌ ص زني‌ را طلاق‌ مي‌دادند، حرمت‌ ايشان‌ بر آن‌ زن‌ باقي ‌مي‌ماند و براي‌ ديگران‌ نكاح‌ كردن‌ با وي‌ جايز نبود.
قرطبي‌ امور مباح‌ ديگري‌ را نيز براي‌ ايشان‌ و امتشان‌ ذكر كرده‌ كه‌ بر امتها و انبياي‌ ديگر مباح‌ نبوده‌ است‌ و براي‌ پرهيز از اطناب، از نقل‌ آن‌ صرف‌ نظر شد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4035.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:4036.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:4037.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:4038.txt">آيه  54</a></body></html>سوره أحزاب آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نوبت‌ هركدام‌ از آنان‌» يعني: از همسرانت‌ «را كه‌ مي‌خواهي‌ به‌ تأخير انداز و هركدام‌ را كه‌ مي‌خواهي‌ پيش‌ خود جاي‌ ده‌» و با او همبستر و همخوابه‌ شو.
قبل‌ از نزول‌ اين‌ آيه، مراعات‌ تقسيم‌ و شب‌نوبت‌ ميان‌ همسران‌ بر رسول‌خدا ص واجب‌ بود تا اين‌ آيه‌ نازل‌ شد و اين‌ وجوب‌ را از ذمه‌ ايشان ‌برداشت‌ و اختيار در اين‌‌باره‌ به‌ خود ايشان‌ محول‌ گرديد. البته‌ رسول‌ خدا ص ميان‌ كساني‌ از همسرانشان‌ كه‌ آنان‌ را به‌ خود نزديك‌ مي‌ساختند، در نوبت‌ مساوات‌ را رعايت‌ مي‌كردند و كساني‌ از آنان‌ را هم‌ كه‌ به‌ تأخير مي‌انداختند، به‌ هر مقدار كه ‌مي‌خواستند، در نوبت‌ به‌ آنان‌ سهم‌ مي‌دادند. روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ عائشه ‌رضي‌الله عنها از سر غيرت‌ و رشك‌ زنانه‌ مي‌گفت: «آيا يك‌ زن‌ حيا نمي‌كند كه‌ خود را به‌ كسي‌ مي‌بخشد؟». همان‌ بود كه‌ خداوند (ج) اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود. آن‌گاه‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها به‌ پيامبر ص گفت: «أري‌ ربك‌ يسارع‌ في‌ هواك: يا رسول‌ الله! من‌ مي‌بينم‌ كه‌ پروردگار شما در برآوردن‌ خواسته‌ شما شتاب‌ مي‌كند» يعني: اين‌ همه‌ در حق‌ شما لطف‌ دارد.
«و اگر زني‌ از آنان‌ را كه‌ از او كناره‌ گرفته‌اي، باز بجويي، هيچ‌ گناهي‌ بر تو نيست‌» يعني: چنانچه‌ خواسته ‌باشي‌ تا زني‌ از كساني‌ را كه‌ از تقسيم‌ نوبت‌ شب ‌كنار گذاشته‌اي، مجددا به‌ خود نزديك‌ سازي، هيچ‌ مانعي‌ فراروي‌ تو نيست‌ و بي‌هيچ‌ حرجي‌ مي‌تواني‌ چنين‌ كني‌ «اين‌ نزديكتر است‌ به‌ آن‌كه‌ چشمانشان‌ روشن‌ شود» يعني: اين‌ اختياري‌ كه‌ به‌ تو در امر صحبت‌ و معاشرت‌ با زنانت‌ داده‌ايم، به‌خشنودي‌ و رضايشان‌ نزديكتر است‌ زيرا وقتي‌ بدانند كه‌ اين‌ اختيار از نزد ما به‌ تو داده‌ شده‌ است، رشك‌ و غيرت‌ زنانه‌ از آنان‌ رخت‌ بربسته‌ و دلها و ديدگانشان ‌آرام‌ مي‌گيرد. ابن‌ كثير در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «اگر بدانند كه‌ با وجود تفويض ‌اختيار به‌ تو در اين‌ امر، باز هم‌ در تقسيم‌ و نوبت‌ به‌ آنان‌ سهمي‌ مي‌دهي، به‌ اين‌كارت‌ سخت‌ خوشحال‌ و شادمان‌ شده‌ و به‌ عدل‌ و انصافت‌ يقين‌ مي‌كنند». «و» در اين‌ صورت‌ «اندوهگين‌ نشوند» از اين‌ كه‌ چرا بعضي‌ از آنان‌ را بر بعضي‌ ديگر ترجيح‌ مي‌دهي‌ «و» در آن‌ صورت‌ «همگي‌شان‌ به‌ آنچه‌ به‌ آنان‌ داده‌اي‌» چه‌ در نزديك‌ ساختن‌ و جاي ‌دادنشان‌ به‌سوي‌ خود و چه‌ در واپس‌ داشتن ‌و كنار گذاشتنشان‌ «خشنود گردند. و آنچه‌ در دلهاي‌ شماست‌ خدا مي‌داند» يعني: هر چه‌ را كه‌ در نهاد خويش‌ پنهان‌ مي‌داريد و از جمله، آنچه‌ را كه‌ در مورد زنان‌ وگ رايش‌ قلبي‌ به‌سوي‌ بعضي‌ از آنان‌ پنهان‌ مي‌داريد، حق‌ تعالي‌ مي‌داند پس‌ بايد در نيت‌ و عمل‌ خويش، رضاي‌ او را مد نظر داشته‌ باشيد «و خدا داناي‌ بردبار است‌» لذا سزاوار به‌ آن‌ است‌ كه‌ از وي‌ پروا شود و فرمانهايش‌ عملي‌ گردد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌ الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: با آن‌ كه‌ رسول‌ خدا ص در ميان‌ زنان‌ خود تقسيم‌ و عدالت‌ مي‌كردند ولي‌ با اين‌ حال، چنين ‌مناجات‌ مي‌كردند: «اللهم‌ هذا فعلي‌ فيما املك، فلا تلمني‌ فيما تملك‌ و لا املك‌ ـ زاد ابوداوود يعني: القلب: بارخدايا! اين‌ كار من‌ است‌ در آنچه‌ كه‌ مالك‌ آن‌ هستم ‌پس‌ مرا در آنچه‌ كه‌ تو مالك‌ آن‌ هستي‌ و من‌ مالك‌ آن‌ نيستم، سرزنش‌ نكن‌». ابوداوود مي‌افزايد: مراد رسول‌ خدا ص از آنچه‌ كه‌ ايشان‌ مالك‌ آن‌ نيستند، گرايش‌ و محبت‌ قلبي‌ بيشتري‌ بود كه‌ به‌ بعضي‌ از همسرانشان‌ داشتند. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عمروبن‌عاص‌(رض) آمده‌ است: از رسول‌ خدا ص پرسيدم‌ كه‌ چه‌ كسي‌ از مردم‌ نزد شما محبوب‌تر است‌؟ فرمودند: عائشه‌. باز پرسيدم: از مردان‌؟ فرمودند: پدر وي‌. باز گفتم: بعد از وي‌ چه‌ كسي‌؟ فرمودند: عمربن‌خطاب‌... و چند مرد ديگر را نيز برشمردند».
 
	سوره أحزاب آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بعد از اين‌» كه‌ اين‌ نه‌ تن‌ همسرانت‌ پس‌ از مخير شدن، تو را برگزيدند، يا بعد از اين‌ روز «ديگر گرفتن‌ زنان‌ براي‌ تو حلال‌ نيست‌» لذا بعد از نزول‌ اين‌ آيه، نه‌ تن ‌همسر در حق‌ پيامبر ص، مانند چهار زن‌ در حق‌ ما بود. به‌ اين‌ ترتيب‌ خداوند (ج) به‌ پاداش‌ آن‌ كه‌ همسرانشان، او و رسولش‌ و سراي‌ آخرت‌ را بر زندگاني‌ دنيا وتجملات‌ آن‌ برگزيدند، با اين‌ آيه‌ بر رسول‌ خويش‌ ص حرام‌ گردانيد كه‌ ديگر باهمسران‌ خود زني‌ ديگر بگيرند «و برايت‌ حلال‌ نيست‌ كه‌ زنان‌ ديگري‌ را جانشين ‌آنان‌ كني‌» يعني: برايت‌ حلال‌ نيست‌ كه‌ يك ‌تن‌ يا بيشتر از همسرانت‌ را طلاق‌ دهي‌و در عوض‌ آنان‌ با زناني‌ ديگر ازدواج‌ كني‌ «هرچند زيبايي‌ آنان‌ تو را به‌ شگفت ‌آورد» يعني: هرچند زيبايي‌ زن‌ يا زناني‌ كه‌ مي‌خواهي‌ آنان‌ را جانشين‌ همسرانت ‌گ