ا فرمان‌ داد تا چون‌ از خانه‌هاي‌ خود براي‌ حاجتي‌ بيرون‌ مي‌روند، صورت‌ خود را از بالاي‌ سر با چادر بپوشانند و فقط يك‌ چشم‌ خويش‌ را آشكار سازند». «اين‌» فروپوشيدن‌ چادرها «نزديك‌تر است‌ به‌ آن‌كه‌ شناخته‌ شوند» يعني: نزديك‌تر به‌ آن‌ است‌ كه‌ بيننده‌ آنان‌ را بشناسد و بداند كه‌ ايشان‌ از زنان‌ آزاد و پاك‌ و وارسته‌ هستند لذا ايشان‌ را از كنيزان‌ تمييز دهد «و مورد آزار قرار داده‌ نشوند» با تعرض‌ از سوي‌ مردم‌ ناپاك‌.
ابن‌كثير از سدي‌ نقل‌ مي‌كند: «در مدينه‌ گروهي‌ از فاسقان‌ و اوباشان‌ بودند كه‌ چون‌ در شب‌ هوا تاريك‌ مي‌شد، به‌ كوچه‌ها بيرون‌ آمده‌ و به‌ زنان‌ تعرض ‌مي‌كردند ولي‌ اگر مي‌ديدند كه‌ زني‌ چادر دارد، مي‌گفتند: اين‌ زن‌ آزاد است‌ نه‌ كنيز لذا از او دست‌ برمي‌داشتند و چون‌ زني‌ را بدون‌ چادر مي‌ديدند، مي‌گفتند: اين‌ زن‌ كنيز است‌ پس‌ به‌ او تعرض‌ مي‌كردند». «و خدا آمرزنده‌» است‌ از آنچه‌ كه‌ زنان‌ مؤمن‌ در گذشته‌ نكرده‌اند، از ننهادن‌ روسري‌ و چادر بر سر خود «مهربان ‌است‌» به‌ آنان‌.
ام‌سلمه‌ رضي‌ الله عنها مي‌گويد: «چون‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد، زنان‌ انصار كه‌ از خانه‌هاي‌ خود بيرون‌ مي‌آمدند، چنان‌ با وقار و آرامي‌ راه‌ مي‌رفتند كه‌ گويي‌ بر سر آنان‌ كلاغ‌ نشسته ‌است‌ در حالي‌ كه‌ جامه‌هاي‌ سياهي‌ پوشيده‌ بودند».
	سوره أحزاب آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر منافقان‌ و كساني‌ كه‌ در دلهايشان‌ بيماري‌ است‌» يعني: شك‌ و شبهه‌اي‌ در امر دين‌ است‌. عكرمه‌ مي‌گويد: «مراد از آنان‌ در اينجا، زناكاران‌ اند» «و شايعه‌سازان‌ در مدينه‌» كه‌ اخبار و گزارشهاي‌ دروغيني‌ را كه‌ متضمن‌ ضعف‌ و ناتواني‌ و فروپاشي‌ مسلمانان‌ و برتري‌ و غلبه‌ مشركان‌ برآنان‌ است، پخش‌ مي‌كنند «دست‌ برندارند» از نفاق‌ و شك‌ و شايعه‌سازي‌ خود «البته‌ تو را بر آنان‌ سخت ‌برمي‌گماريم‌» يعني: قطعا تو را برآنان‌ مسلط مي‌گردانيم‌ و تو به‌ فرمان‌ و دستور ما آنان‌ را با كشتن‌ و تاروماركردن، ريشه‌كن‌ و نابود مي‌گرداني‌ «و سپس‌ جز اندك‌مدتي‌ در مدينه‌ در جوار تو نپايند» زيرا ما به‌ تو دستور مي‌دهيم‌ كه‌ آنان‌ را از مدينه‌ تبعيد و طرد كني‌. آري‌! اين‌ گروه‌ شايعه‌ساز و تزلزل‌افگن، اخباري‌ را در مدينه‌ پخش‌ مي‌ كردند كه‌ گاهي‌ در مورد شكست گروههاي‌ اعزامي‌ جنگي‌ مسلمانان، باري‌ در باره‌ كشته ‌شدنشان‌ و گاهي‌ حاكي‌ از مغلوبيت‌ آنان‌ بود و يا شايعه‌ هجوم‌ و حمله‌ دشمن‌ به‌ مدينه‌ را پخش‌ مي‌كردند در حالي‌ كه‌ اين‌ شايعه‌ها كاملا دروغ‌ بود، كه‌ اخبار و شايعاتي‌ از اين‌ دست، دلهاي‌ مسلمانان‌ را مي‌شكست ‌و روحيه‌هايشان‌ را آشفته‌ مي‌ساخت‌. پس‌ خداوند (ج) با اين‌ آيه، آنان‌ را تهديد كرد.
يادآور مي‌شويم‌ كه‌ مجازات‌ منافقان‌ عملا تا اواخر زندگي‌ نبي‌اكرم‌ ص به ‌تأخير افتاد و در اواخر بعثت‌ ـ آن‌گاه‌ كه‌ سوره‌ «برائه‌» نازل‌ شد ـ رسول‌ خدا ص دستور دادند تا مردم‌ گردهم‌ آيند آن‌گاه‌ منافقان‌ را رسوا ساخته‌ و خطاب‌ به‌ افرادي‌ در درون‌ جمعيت‌ گفتند: «اي‌ فلان‌! برخيز و بيرون‌ رو زيرا تو منافق‌ هستي، اي ‌فلان‌ برخيز...». پس‌ برادران‌ و اقوام‌ مسلمانشان‌ برمي‌خاستند و عهده‌دار اخراج ‌آنان‌ از مسجد مي‌شدند.
 
سوره أحزاب آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«لعنت‌ كرده‌ شدگانند» يعني: منافقان، بيماردلان‌ و شايعه‌سازان، در آن‌ حال ‌طرد شده‌ و رانده ‌شده‌اند «و هر كجا يافته‌ شوند، اسير گرفته ‌شوند و به‌ كشتني‌ سخت ‌كشته‌ شوند» و هرگز كسي‌ را نيابند كه‌ پناهشان‌ دهد بلكه‌ مردم‌ بر آنان‌ يورش‌ برده، اسيرشان‌ مي‌كنند و به‌ قتلشان‌ مي‌رسانند، از آن‌ روي‌ كه‌ خداوند (ج) و رسول‌ وي ‌بر آنان‌ خشم‌ گرفته‌اند. آري‌! چنانچه‌ منافقان‌ دست‌ برندارند، اين‌ وقايع‌ همه‌ بر سر آنان‌ مي‌آيد.
	سوره أحزاب آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در باره‌ كساني‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ گذشته‌اند، همين‌ سنت‌ خدا جاري‌ بوده‌ است‌» يعني: سنت‌ كشتار منافقان‌ را خداي‌ عزوجل‌ در امتهاي‌ گذشته‌ جاري‌ كرده‌ است‌ لذا حكم‌ منافقان‌ شايعه‌پراكن‌ تزلزل‌برانگيز در ميان‌ اين‌ امت‌ نيز، همين‌ است‌ «و در سنت‌ خدا هرگز تغيير و تبديلي‌ نمي‌يابي‌» بلكه‌ اين‌ سنت‌ در مورد امثال‌ اين‌ گروه‌ ـ اعم‌ از پيشينيان‌ و آيندگان‌ همه‌ ـ ثابت، هميشگي‌ و پايدار است‌.
از اين‌ آيات‌ درمي‌يابيم‌ كه‌ به‌ قتل‌ منافقان‌ در صورتي‌ حكم‌ مي‌شود كه‌ ضرورت‌ آن‌ را ايجاب‌ كند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4049.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:4050.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:4051.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:4052.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:4053.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:4054.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:4055.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:4056.txt"> آيه  70</a><a class="text" href="w:text:4057.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:4058.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:4059.txt"> آيه  73</a></body></html>سوره أحزاب آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مردم‌» يعني: مشركان‌ مكه‌ «از تو درباره‌ قيامت‌» يعني: از وقت‌ وقوع‌ آن ‌«مي‌پرسند» از روي‌ عناد و استبعاد و آزمودنت‌ «بگو: علم‌ آن‌ فقط نزد الله است‌» و هيچ‌كس‌ ديگر از آن‌ آگاهي‌ ندارد «و تو چه‌ داني‌» اي‌ محمد ص! «چه ‌بسا قيامت‌ نزديك‌ باشد» و در زماني‌ نزديك‌ روي‌ دهد. مخاطب ‌ساختن‌ رسول‌ خدا ص براي‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ قيامت‌ از ايشان‌ در پرده‌ غيب ‌مستور باشد و ايشان‌ ـ درحالي‌كه‌ فرستاده‌ خداوند (ج) هستند ـ وقت‌ آن‌ را ندانند پس ‌در اين‌ صورت، ديگران‌ چگونه‌ وقت‌ آن‌ را خواهند دانست‌؟ آري‌! وقت‌ قيامت ‌پنهان‌ نگاه‌ داشته ‌شد تا بندگان‌ در هر حال‌ براي‌ آن‌ آماده‌ باشند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ ص فرمودند: «بعثت ‌والساعة كهاتين: من‌ در حالي‌ مبعوث‌ شدم‌ كه‌ قيامت‌ مانند اين ‌دو [انگشتم] نزديك‌ است‌». و به‌سوي‌ دو انگشت‌ سبابه‌ و 