 مي‌خوابيد و يك‌سوم‌ آن‌ را زنده‌دار بود «و به‌ نماز و رازونياز مي‌پرداخت» و باز يك‌ششم‌ آن‌ را مي‌خوابيد. و دوست‌داشته‌ترين‌ روزه ‌نزد خداوند(ج)، روزه‌ داوود است‌، او يك‌ روز را روزه‌ مي‌گرفت‌ و روز ديگر را مي‌خورد. و چون‌ او با دشمن‌ روبه‌رو مي‌شد، از ميدان‌ معركه‌ فرار نمي‌كرد». در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص بر منبر رفته‌ و اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كردند آن‌گاه‌ فرمودند: «سه‌ خصلت‌ است‌ كه‌ به‌ هر كس ‌داده‌ شد، قطعا به‌ او مانند آنچه‌ كه‌ به‌ خاندان‌ داوود داده‌ شده‌، عطا گرديده‌ است‌. از آن‌ حضرت‌‌ص پرسيديم‌ كه‌ اين‌ سه‌ خصلت‌ چيست‌؟ فرمودند: «العدل‌ في‌ الرضا والغضب‌، والقصد في‌ الفقر والغني‌، وخشية‌ الله‌ في ‌السر والعلانية‌: در پيش‌ گرفتن ‌عدالت‌ درحال‌ رضا و خشم‌، ميانه‌روي‌ درحال‌ فقر و توانگري‌ و ترس‌ از خداأ در نهان‌ و آشكار».
 
	سوره سبأ آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ مرگ‌ را بر او مقرر داشتيم» يعني‌: چون‌ بر سليمان‌(ع) به‌ مرگ‌ حكم ‌كرده‌ و مرگ‌ را بر وي‌ الزام‌ كرديم‌، از اين‌ دنيا درحالي‌ درگذشت‌ كه‌ بر عصاي‌ خويش‌ تكيه‌ داده‌ بود، از اين‌رو، جنيان‌ از مرگ‌ وي‌ آگاه‌ نشدند و همچنان‌ از ترس‌ وي‌ به‌ كارهاي‌ خويش‌ ادامه‌ مي‌دادند پس‌ «چيزي‌ جز كرم‌ چوب‌خواره» يعني‌: موريانه‌ «كه‌ عصاي‌ سليمان‌ را» كه‌ بر آن‌ تكيه‌ داده‌ بود «مي‌خورد، مرگ‌ او را به‌ آنان ‌نشان‌ نداد پس‌ چون‌ بيفتاد» سليمان‌(ع)، بعد از آن‌كه‌ عصايش‌ بر اثر خوردن‌ موريانه‌ درهم‌ فروريخت‌؛ «جنيان‌ پي‌ بردند» و بر آنان‌ آشكار شد «كه‌ اگر غيب‌ را مي‌دانستند» يعني‌: اگر اين‌ پندارشان‌ كه‌ غيب‌ را مي‌دانند صحيح‌ بود، قطعا در آن‌ صورت‌ از مرگ‌ وي‌ باخبر مي‌شدند و بعد از مرگ‌ وي‌ به‌مدت‌ درازي‌ «در عذاب ‌خواركننده‌ درنگ‌ نمي‌كردند» و باقي‌ نمي‌ماندند و ديگر درحالي‌كه‌ او مرده‌ بود، در قبضه‌ اطاعت‌ وي‌ باقي‌ نمي‌ماندند، آن‌ عذاب‌ خواركننده‌، كار هاي‌ دشواري‌ بود كه‌ سليمان‌(ع) آنان‌ را بدان‌ گماشته‌ بود. اما چون‌ كرم‌ چوب‌خوار عصايش‌ را خورد و پيكر بي‌جان‌ او بر زمين‌ افتاد، جنيان‌ به‌ مرگ‌ او پي‌ بردند و مردم‌ دانستند كه‌ آنها غيب‌ را نمي‌دانند.
ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند كه‌: «سليمان‌(ع) بعد از مرگ‌ به‌مدت‌ يك‌ سال‌ بر آن‌ عصا تكيه‌ داده‌ بود و موريانه‌ در اين‌ مدت‌ از آن‌ عصا مي‌خورد تا اين‌ كه‌ سرانجام‌ بر زمين‌ افتاد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4079.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:4080.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:4081.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:4082.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:4083.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:4084.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:4085.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:4086.txt">آيه  22</a></body></html>سوره سبأ آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا براي‌ قوم‌ سباء» سباء: نام‌ قبيله‌اي‌ است‌ كه‌ در يمن‌ مي‌زيستند و شاهان ‌يمن‌ از اين‌ قبيله‌ بودند. آري‌! براي‌ قوم‌ سباء «در مساكنشان» كه‌ در شهر مأرب ‌قرار داشت‌ «نشانه‌اي‌ بود» دال‌ بر وجود خداوند(ج)، قدرت‌، وحدانيت‌، رحمت ‌و وجوب‌ شكر وي‌، اين‌ نشانه‌: «دو باغستان‌ از جانب‌ راست‌ و از جانب‌ چپ» وادي ‌سباء بود، كه‌ در آنها از تمام‌ ميوه‌ها فراوان‌ موجود بود و در درون‌ آن‌ وادي‌، منازل‌ مسكوني‌ بنا شده‌ بود. پس‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شد: «از روزي‌ پروردگارتان ‌بخوريد» مراد از روزي‌: ميوه‌هاي‌ آن‌ دو باغستان‌ بزرگ‌ است‌ «و او را شكر كنيد» بر آنچه‌ كه‌ به‌ شما از اين‌ نعمت‌ها ارزاني‌ نموده‌ است‌ لذا به‌ طاعت‌ وي‌ عمل‌ كرده‌ و از معاصي‌اش‌ بپرهيزيد «شهري‌ است‌ پاكيزه» به‌سبب‌ بسياري‌ درختان‌ وپاكيزگي‌ ميوه‌هاي‌ آن‌ «و پروردگاري‌ است‌ آمرزنده» يعني‌: پروردگاري‌ است ‌نعمت ‌بخش‌ كه‌ گناهانشان‌ را مي‌آمرزد.
قرآن‌ كريم‌ دوبار از قبيله‌ سباء نام‌ مي‌برد، يكي‌ در داستان‌ بلقيس‌ ملكه‌ سباء و ديگري‌ در اين‌ داستان‌. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «مردي‌ از رسول‌‌خدا‌ص پرسيد كه‌ سباء چيست‌؟ آيا مردي‌ است‌ يا زني‌ يا سرزميني‌؟ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «بلكه‌ سباء نام‌ مردي‌ است‌ كه‌ برايش‌ ده‌ فرزند پسر به‌دنيا آمد، شش‌ تن‌ آنان‌ ساكن‌يمن‌ شدند و چهار تن‌ ساكن‌ شام‌، يمني‌ها عبارتند از: مذحج‌، كنده‌، ازد،اشعري‌ها، انمار و حمير. اما شامي‌ها عبارتند از: لخم‌، جذام‌، عامله‌ و غسان‌». علماي‌ انساب‌ (نسب‌شناس) مي‌گويند: «نام‌ سباء، عبد شمس‌ و او فرزند يشجب ‌فرزند يعرب‌ فرزند قحطان‌ بود. سد مأرب‌، سدي‌ بود كه‌ شاهان‌ قديمي‌ اين ‌سرزمين‌، آن‌ را بنا كرده‌ بودند و سيل‌ و آب‌ واديهايشان‌ در پشت‌ آن‌ جمع‌ مي‌شد و مردم‌ در پايين‌ آن‌ سد در دو پهناي‌ وادي‌ به‌ غرس‌ درختان و آباد كردن‌ باغها ومنازل‌ پرداخته‌ بودند». يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اين‌ سد در سال‌ (1987 م) تجديد بنا شده‌ است‌.
 
	 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:409.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:410.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:411.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:412.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:413.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:414.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:415.txt">آيه  52</a></body></html>سوره سبأ آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ روي‌ گردانيدند» قوم‌ سباء از شكرگزاري‌ پروردگارشان‌ و او را ناسپاسي‌ كردند «پس‌ بر آنان‌ سيل‌ عرم‌ را فرستاديم» يعني‌: سيلي‌ بنيان‌كن‌ را كه‌ با هجوم‌ تند خويش‌، سد مأرب‌ را در هم‌ شكست‌ و آب‌ آن‌ به‌ باغستانهايشان‌ سرازير شده‌ آنها را غرق‌ و خانه‌هايشان‌ را در زير گل‌ولاي‌ مدفون‌ كرد. اين‌ سيل‌ معروف‌ به‌ عرم‌ است‌، عرم‌: سيلي‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ نيرومندي‌ و تندي‌، هيچ‌ چيز در جلوي‌ آن ‌نمي‌تواند ايستادگي‌ كند. «و به‌ جاي‌ آن‌ دو باغستانشان‌، دو باغ‌ ديگر به‌ آنان‌ عوض 