"w:text:4100.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:4101.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:4102.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:4103.txt"> آيه  37</a><a class="text" href="w:text:4104.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:4105.txt">آيه  39</a></body></html>سوره سبأ آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مستكبران» در پاسخ‌ «به‌ مستضعفان» و در مقام‌ انكار و رد آنچه‌ كه ‌گفته‌اند؛ «مي‌گويند: مگر ما شما را از هدايت‌ بازداشتيم» يعني‌: آيا ما شما را از ايمان‌ منع‌ كرديم‌؟ «بعد از آن‌كه‌ به‌ شما آمد» آن‌ ايمان‌ و هدايت‌؟ نه‌! چنين‌ نيست‌ «بلكه‌ شما خود مجرم‌ بوديد» يعني‌: اين‌ خود شما بوديد كه‌ بر كفر پاي ‌فشرده‌ و مرتكب‌ جرمهاي‌ بسيار و گناهاني‌ بزرگ‌ مي‌شديد، كاري‌ كه‌ ما كرديم‌ فقط اين‌ بود كه‌ شما را به‌ سوي‌ گمراهي‌ دعوت‌ كرديم‌ و شما بي‌هيچ‌ دليل‌ و برهاني‌ از ما پيروي ‌كرده‌ و به‌ خواست‌ و اختيار خود از برهانها و حجت‌هاي‌ پيامبران‌‡ سر پيچيديد.
	سوره سبأ آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَاداً وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مستضعفان‌ به‌ مستكبران‌ مي‌گويند» در رد پاسخ‌ آنان‌ و در دفع‌ اين‌ نسبت‌ كه‌ خود عامل‌ تباهي‌ خويش‌ بوده‌اند «نه‌! بلكه‌ ما را مكر شب‌ و روز باز داشت» مكر: فريب‌ و نيرنگ‌ است‌. يعني‌: چنان‌ نيست‌ كه‌ شما مي‌گوييد بلكه‌ اين‌ نيرنگ‌ پيوسته‌ و شبانه‌روزي‌ و دعوت‌ مستمر و برنامه‌ريزي‌ شده‌ شما به‌سوي‌ كفر بود كه‌ ما را به ‌شرك‌ و كفر واداشت‌ و به‌ اين‌ پرتگاه‌ درافگند «آن‌گاه‌ كه‌ به‌ ما فرمان‌ مي‌داديد كه‌ به‌خدا كفر بورزيم‌ و براي‌ او اندادي‌ مقرر كنيم» انداد: همتايان‌ و همانندانند «و هنگامي‌كه‌ عذاب‌ را ببينند پشيماني‌ خود را پنهان‌ كنند» اين‌ جمله‌ به‌ هر دو گروه‌ برمي‌گردد؛ يعني‌ هر دو گروه‌ ـ اعم‌ از مستكبر و مستضعف‌ ـ هنگامي‌كه‌ عذاب‌ را ببينند، دردل‌ خود بر آنچه‌ كه‌ از كفر انجام‌ داده‌اند، پشيماني‌ مي‌كشند و اين‌ پشيماني‌ را از ديگران‌ پنهان‌ مي‌دارند. يا هر يك‌ از دو گروه‌ ـ از بيم‌ سرزنش‌ و دشمن‌كامي‌ گروه ‌مقابل‌ ـ پشيماني‌ خود را از آن‌ پنهان‌ مي‌دارند ولي‌ آثار ندامت‌ در چهره‌هايشان ‌هويداست‌. به‌قولي‌: معناي‌ (أسروا) در اينجا (أظهروا) است‌ زيرا فعل‌ (أسروا) از اضداد است‌ و هر دو معناي‌ آشكار كردن‌ و پنهان‌ كردن‌ را مي‌رساند. يعني‌: هر دو گروه‌، ندامت‌ و پشيماني‌ خود را آشكار مي‌كنند «و غلها را در گردنهاي‌ كساني‌ كه‌ كافر شده‌اند مي‌اندازيم» يعني‌: طوقهاي‌ آهنين‌ را در دوزخ‌ در گردنهايشان‌ مي‌اندازيم‌. «آيا جز در برابر آنچه‌ كرده‌اند» از شرك‌ به‌ خداي‌ لاشريك‌ «جزا داده‌ مي‌شوند؟» هرگز! بلكه‌ مطابق‌ آنچه‌ مي‌كردند، سزا داده‌ مي‌شوند.
 
	آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مردم‌! پروردگارتان‌ را كه‌ شما و پيشينيانتان‌ را آفريده‌ است، بپرستيد، باشد كه‌ به‌ تقوا گراييد» «يا» در «يا ايهاالناس‌» حرف‌ نداست‌ و كار برد آن‌ در ندا دادن‌كسي‌ است‌ كه‌ از ندا دهنده‌ دور باشد، يا فراموش‌ كار، يا غافل‌ باشد، اما اگر كسي‌كه‌ نزديك‌ است‌ با آن‌ مورد ندا قرارگيرد، اين‌ به‌ قصد بزرگداشت‌ شخص‌ نداشونده‌، بيدار ساختن‌ نهادها، جلب‌ انظار و ترغيب‌ دلهاي‌ غافل‌ است‌. پس‌ اقتضاي‌حال‌ اين‌ بود كه‌ مردم‌ در اينجا به‌ چنين‌ ندايي‌ بليغ‌ و مؤكد مخاطب‌ قرار داده‌ شوند.«خلق‌»: ايجاد و اختراع‌ بدون‌ داشتن‌ مثال‌ و نمونه‌ سابقي‌ است‌.
خداي‌ عزوجل‌ نعمت‌ آفرينش‌ را از آن‌ روي‌ در اين‌ آيه‌ به‌يادآوري‌ مخصوص‌گردانيد و با آن‌ بر بندگان‌ خويش‌ منت‌ نهاد كه‌ تمام‌ نعمتها مترتب‌ بر اين‌ نعمت ‌است‌ و اين‌ نعمت‌ اصل‌ و اساس‌ همه‌ نعمتهاست‌ زيرا بدون‌ آن، هيچ‌ نعمت‌ ديگري ‌وجود پيدا نمي‌كند. دليل‌ ديگر ياد آوري‌ از نعمت‌ آفرينش‌ در اين‌ آيه‌ اين‌ است‌كه: مشركان‌ به‌ آفرينشگري‌ خداوندY معتقد بودند، چنان‌ كه‌ خداوند متعال‌مي‌فرمايد: ‏ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ [الزخرف: ٨٧] «و اگر از آنان‌ بپرسي‌ كه‌ چه‌ كسي‌آنان‌ را آفريده‌ است‌؟ قطعا مي‌گويند: الله». لذا خداوند متعال‌ بر آنان‌ به‌چيزي‌ منت‌ نهاد كه‌ به‌ آن‌ معترفند و انكارش‌ نمي‌كنند.
و از آنجا كه‌ مؤمنان‌ نيز شامل‌ اين‌ خطابند، پس‌ دستور دادن‌ ايشان‌ به‌ عبادت‌ وپرستش، به‌ معناي‌ اين‌ است‌ كه‌ ايشان‌ بايد بر ايمان‌ خويش‌ بيفزايند و پيوسته‌ به‌ آن ‌روي‌ آورند و بر آن‌ پايدار باشند. اما عبادت‌ كفار؛ مشروط به‌ اقرار آنان‌ به‌ شهادتين‌ است‌ زيرا اين‌ اقرار، تنها راه‌ ورودشان‌ به‌ عرصه‌ عبادت‌ حق‌ تعالي ‌مي‌باشد. و هرچند اين‌ معني‌ صراحتا در آيه‌ ذكر نشده، ولي‌ به‌ طور ضمني‌ وتلويحي‌ از آن‌ دانسته‌ مي‌شود چه‌ همان‌گونه‌ كه‌ وضو، نيت‌ و فراهم‌ آوردن‌ ديگر مقدمات‌ نماز بر شخص‌ مأمور به‌ نماز شرط است، شرط اوليه‌ صحت‌ عبادت‌ كفار نيز ايمان‌ مي‌باشد.
 
سوره آل عمران آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مريم‌ گفت‌: پروردگارا! چگونه‌ برايم‌ فرزندي‌ باشد، با آن‌ كه‌ هيچ‌ بشري‌ به‌ من ‌دست‌ نزده ‌است؟» از آنجا كه‌ مريم‌ تولد فرزند را بدون‌ مردي‌ كه‌ پدرش‌ باشد، متضمن‌ خرق‌ عادت‌ ديد، بعيد پنداشت‌ كه‌ از وي‌ به‌ شيوه‌ معمول، فرزندي‌ بدين‌گونه‌ به‌دنيا آيد. اما حق‌ تعالي‌ در پاسخ‌ وي‌ «فرمود: خداوند بدين‌سان‌ هرچه‌را بخواهد مي‌آفريند، چون‌ اراده‌ او به‌ كاري‌ تعلق‌ گرفت، فقط به‌ آن‌ مي‌گويد: موجود شو،پس‌ بي‌درنگ‌ موجود مي‌شود» بدون‌ كار و كوشش‌ و حركتي‌ و اين‌ نيست‌ مگر به‌سبب‌ كمال‌ قدرت‌ حق‌ تعالي‌.
 
سوره سبأ آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْ