َبٍ وَتَبَّ ‏)
سوره سبأ آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ آنان‌ «هر مزدي‌ كه‌ از شما طلبيده‌ باشم» در ازاء تبليغ ‌رسالت‌ «پس‌ آن‌ متعلق‌ به‌ خودتان‌!» يعني‌: من‌ در برابر ابلاغ‌ پيام‌هاي‌ الهي‌، از شما هيچ‌ مزدي‌ درخواست‌ نكرده‌ و نمي‌كنم‌. «مزد من‌ جز بر خدا نيست» نه‌ بر غير وي‌ «و او بر هر چيزي‌ گواه‌ است» يعني‌: به‌ هر چيزي‌ آگاه‌ است‌ و چيزي‌ از او پنهان ‌نمي‌ماند. پس‌ بدانيد كه‌ او بر اين‌ امر نيز گواه‌ است‌ كه‌ من‌ در برابر دعوت‌ شما به‌ راه‌ حق‌، از شما مزدي‌ درخواست‌ نكرده‌ام‌ و اگر سراغ‌ داريد كه‌ از شما مزدي‌ درخواست‌ كرده‌ باشم‌، بگوييد تا آن‌ را به‌ شما برگردانم‌.
 
	سوره سبأ آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ آنان‌ «بي‌گمان‌ پروردگارم‌ حق‌ را در ميان ‌مي‌افگند» يعني‌: به‌ حق‌ سخن‌ مي‌گويد و آن‌ را ـ كه‌ چيزي‌ جز قرآن‌ و وحي ‌نيست‌ ـ به‌سوي‌ پيامبرش‌ القا مي‌كند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: پروردگارم‌ باطل‌ را با پرتاب ‌كردن‌ حق‌ به‌سوي‌ آن‌ مورد هدف‌ قرار داده‌ و آن‌ را به‌ وسيله‌ حق‌ مي‌كوبد و نگونسار مي‌كند «و او داناي‌ غيب‌هاست» غيب‌: هر چيزي‌ است‌ كه‌ از چشم ‌انسانها و از ميدان‌ دريافتها و ادراكاتشان‌ پنهان‌ باشد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4117.txt"> آيه  49</a><a class="text" href="w:text:4118.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:4119.txt"> آيه  51</a><a class="text" href="w:text:4120.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:4121.txt"> آيه  53</a><a class="text" href="w:text:4122.txt">آيه  54</a></body></html>سوره سبأ آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ آنان‌ «حق‌ آمد» يعني‌: اسلام‌ و توحيد و قرآن‌ كه‌ دربرگيرنده‌ برهانهاست‌ به‌ ميدان‌ آمد «و ديگر باطل‌ از سر نمي‌گيرد و برنمي‌گردد» يعني‌: باطل‌ چنان‌ از ميان‌ رفت‌ كه‌ نه‌ از آمدن‌ آن‌ اثري‌ باقي‌ مانده‌ و نه ‌از رفتن‌ آن‌، نه‌ از آغاز آن‌ و نه‌ از برگشت‌ آن‌. ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند: «چون‌ رسول‌‌خدا‌ص در روز فتح‌ مكه‌ به‌ مسجدالحرام‌ وارد شدند، بتان‌ را ديدند كه ‌پيرامون‌ كعبه‌ نصب‌ شده‌اند پس‌ شروع‌ به‌ كوبيدن‌ بتان‌ كردند، درحالي‌ كه‌ مي‌خواندند: (‏ وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً ‏) «اسراء/81» و نيز اين‌ آيه‌ را مي‌خواندند: (‏ قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ‏)
 
سوره سبأ آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ آنان‌ «اگر گمراه‌ شدم» از راه‌ حق‌ و هدايت‌ «جز اين ‌نيست‌ كه‌ به‌ زيان‌ خود گمراه‌ مي‌شوم» يعني‌: گناه‌ گمراهي‌ام‌ بر دوش‌ خودم‌ مي‌باشد «و اگر هدايت‌ شدم‌، اين‌ به‌سبب‌ آن‌ است‌ كه‌ پروردگارم‌ به‌سويم‌ وحي ‌مي‌فرستد» حكمت‌ها، اندرزها و روشنگري‌ها را به‌ وسيله‌ قرآن‌ «بي‌گمان‌ او شنواي‌ نزديك‌ است» به‌ من‌ و به‌ شما و هدايت‌ و گمراهي‌ من‌ و شما را مي‌داند پس ‌اگر بر او بهتاني‌ بسته‌ باشم‌، يقينا مرا مجازات‌ مي‌كند. و اين‌ سخني‌ فيصله‌كن‌ با مشركان‌ است‌.
	سوره سبأ آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر مي‌ديدي» اي‌ محمد‌ص! «هنگامي‌ را كه‌ مضطرب‌ شوند» كافران‌ در هنگام‌ مرگ‌ يا رستاخيز. قتاده‌ مي‌گويد: «اين‌ اضطراب‌ عبارت‌ از: هول‌ و هراس ‌آنان‌ در هنگامي‌ است‌ كه‌ از قبرهايشان‌ بيرون‌ مي‌آيند». اما ابن‌كثير مي‌گويد: «صحيح‌ اين‌ است‌ كه‌ مراد از آن‌، اضطراب‌ روز قيامت‌ است‌». يعني‌ اگر آنان‌ را در آن‌ حال‌ مضطرب‌ و هراسان‌ ببيني‌، قطعا كاري‌ هولناك‌ و شگفت‌آسا را ديده‌اي‌ «آنجا هيچ‌ گريزي‌ در كار نيست» كسي‌ از آنان‌ از نزد ما نمي‌تواند بگريزد و نجات‌ يافتني‌ نيست‌ «و از جايي‌ نزديك‌ فروگرفته‌ شدند» يعني‌: از روي‌ زمين‌، يا از قبرهايشان‌، يا از صحنه‌ حساب‌ روز قيامت‌ گرفتار آمده‌اند پس‌ به‌هرحال‌، آنان‌ از خداوند(ج) دور نيستند و نمي‌توانند از نزد او بگريزند و به‌آساني‌ فروگرفته‌ مي‌شوند.
 
	سوره آل عمران آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» عيسي‌(ع) را به‌ عنوان‌ «پيامبري‌ به‌سوي‌ بني‌اسرائيل» مي‌فرستد، همراه‌ باپيامي‌ كه‌ مضمون‌ آن‌ اين‌ است‌: «من‌ از سوي‌ پروردگارتان‌ براي‌ شما معجزه‌اي‌ آورده‌ام» به‌عنوان‌ نشانه‌اي‌ بر نبوت‌ خويش‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ عيسي‌(ع) به‌سوي ‌غير بني‌اسرائيل‌ فرستاده‌ نشده‌ بود، مگر از آنجا كه‌ آنان‌ او را انكار و تكذيب‌كردند، او برخي‌ از پيروانش‌ را به‌سوي‌ بعضي‌ از امتهاي‌ ديگر، چون‌ اهالي‌ انطاكيه‌فرستاد.[4] آن‌گاه‌ عيسي‌(ع) در شرح‌ معجزه‌ خويش‌ گفت‌: «من‌ از گل‌ براي‌ شما چيزي‌ به‌ هيأت‌ پرنده» يعني‌: مانند شكل‌ و هيأت‌ پرنده‌ «مي‌سازم، آن‌گاه‌ در آن‌ مي‌دمم، پس‌ پرنده‌اي» جاندار «مي‌شود» و مانند ساير پرندگان‌ مي‌پرد «به‌ اذن‌الهي» يعني‌: اگر اذن‌ خداي‌ عزوجل‌ نبود، آن‌ مخلوق‌ قدرت‌ پريدن‌ نداشت، پس‌درحقيقت، آفرينش‌ به‌ فعل‌ خداي‌ سبحان‌ بود كه‌ آن‌ را به‌ دست‌ عيسي‌(ع) اجرامي‌كرد بنابراين، برابر ساختن‌ گل‌ و دميدن‌ در آن، از عيسي‌(ع) و آفرينش‌ از خداي‌ عزوجل‌ بود «و نابيناي‌ مادرزاد و پيس‌ را بهبود مي‌بخشم» پيسي‌ عارضه‌اي‌ است ‌معروف‌ و عبارت‌ از لكه‌هاي‌ سفيدي‌ است‌ كه‌ بر پوست‌ بدن‌ انسان‌ ظاهر مي‌شود. دليل‌ اين‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ فقط از اين‌ دو بيماري‌ ياد كرد، اين‌ است‌ كه‌ اين‌ دو بيماري‌ غالبا به‌ معالجه‌ بهبود نمي‌يابند «و مردگان‌ را به‌ اذن‌ الهي‌ زنده‌ مي‌كنم‌ و از آنچه‌ مي‌خوريد و در خانه‌هايتان