ست، ولی انسان پست آن را اظهار کرده و انسان بزرگوار آن را می‌پوشاند، به حسن بصری گفته شد: آیا مؤمن حسادت می‌ورزد؟ جواب داد: آیا برادران حضرت یوسف را فراموش کرده‌ای، اما اگر کسی آنرا بپوشاند و دست و زبانش را به آن آلوده نگرداند، ضرری نخواهد داشت» .
یکی از سلف گفته است: حسادت اولین گناهی است که با آن در آسمان از خداوند سرپیچی شده، یعنی: حسادت ابلیس نسبت به آدم (ع) و همچنین حسادت اولین گناهی است که با آن بر روی زمین از خداوند سرپیچی شده، یعنی: حسادت یکی از دو فرزندان آدم (ع) به برادرش که منجر به قتل او شد . و پیغمبر ص فرمودند: «بیشترین تعداد از امت من، بعد از قضا و قدر الهی، در اثر چشم خوردن می‌میرند» .
شیخ‌ الإسلام ابن تیمیه می‌گوید: هر کس در درون خود، نسبت به دیگری، حسادتی احساس کرد، باید صبر و تقوی پیشه کند تا با این کار حسادت را از خود دور گرداند.
و پیغمبر ص می‌فرماید: «سه خصلت وجود دارد که هیچ کس از آنها نمی‌گریزد و آن سه عبارتند از: حسادت، گمان [بد] بردن و فال بد زدن، و من به شما می‌گویم در صورت بروز آنها چکار کنید: زمانی که حسادت ورزیدید، کینه‌جویی ننمایید، و زمانی که گمان [بد] بردید، آنرا محقق مشمارید، و چون فال بد زدن سراغتان آمد، از آن در گذرید». روايت ابن أبي الدنيا.
ابن ابی دنیا، همچنان در «سنن» از پیغمبر ص روایت کرده است که فرمودند: «بیماری امتهای پیشین به شما نیز سرایت می‌کند که آن بیماری حسادت و کینه‌جویی است، آگاه باشید که این بیماری تراشنده است: موهایتان را نمی‌تراشد و بلکه دینتان را می‌تراشد [و باعث نقص و خلل در آن می‌شود]». پیغمبر ص در این حدیث حسادت را بیماری نامیده است .
به حدیث ابوهریره بر می‌گردیم: «چشم زدن حقیقت دارد و شیطان و حسادت انسان باعث آن می‌شوند».
ابن حجر در مورد این حدیث می‌گوید: بعضی از مردم به این حدیث ایراد وارد کرده‌اند که: چگونه چشم زدن از فاصله [دور] انجام می‌پذیرد تا قائل شویم به اینکه ضرری هم متوجه چشم خورده می‌شود. [در جواب گوید:] بسیاری از مردم به خاطر ضعف قوایشان با یک نگاه، بیمار می‌شوند و همه این حوادث ناشی از قدرت تأثیر ارواح است  که خدا در آنها قرار داده، ولی چون چشم زدن ارتباط وثیقی با چشم سر دارد، این کار به چشم نسبت داده می‌شود در حالی که این چشم نیست که تأثیر می‌گذارد و بیمار می‌کند، بلکه تأثیر از آن روح است و از چشمِ چشم‌زننده یک تیر غیرظاهری پرتاب شده و اگر بدن طرف مقابل سپری (اذكار واوراد) نداشته باشد در آن تأثیر می‌کند، در غیر این صورت، تیر راه نفوذ نخواهد داشت، بلکه مثل تیر ظاهری و واقعی به طرف پرتاب‌کننده برمی‌گردد .(( - مراد از این ارواح، روحهای شيطاني است، و همین معنی (ارواح شيطانى) صحیح بوده و با حدیث همخوانی دارد و تجربه نیز آنرا تأیید می‌نماید و نه هر روحی و این برداشت ابن حجر که روح را به صورت مطلق ذکر کرده توهم ایشان است، نگا: به تعلیق ابن القیم در زاد المعاد، 4/163، بر این حدیث.))
بنابراین آنچه از چشم زدن مدنظر است توصیف چشم خورده توسط چشم‌زننده می‌باشد که سمّ و آفت زبان است ـ زیرا نابینا نیز می‌تواند دیگران را چشم بزند ـ، شیطانی که در کمین نشسته چنانچه توصیفی را در مورد کسی بشنود که اسم خدا به همراه آن ذکر نشده، به سرعت از فرصت استفاده کرده و آن وصف را گرفته و به اذن خدا مثل یک تیر در بدن طرف مقابل ـ چنانچه سپری نداشته باشد ـ فرو می‌برود.

انواع چشم‌زننده‌ها
1 ـ چشم‌زننده‌ی دارای روح خبیث: که به تقدیرات الهی ایمان نداشته و دچار ضعف ایمان است، این شخص جز به زوال نعمت از دیگران رضایت نمی‌دهد، به همین دلیل بدون ذکر خدا و مبارک گرداندن آن وصف، به بیان آن می‌پردازد و ارواح شیطانی حاضر آن را می‌گیرند، شیاطینی که آرزوی اذیت و آزار مسلمانان را دارند، در این هنگام اگر طرف مورد حسد واقع شده سپری(از ذكر و دعا) برای محافظت نداشته باشد، مورد اصابت واقع می‌شود و پیغمبر ص ناظر به همین مسأله فرموده‌اند: «چشم زدن انسان را روانه قبرستان و شتر را به ديگ آشپز می‌برد»  و ایـن حسادت، حسادت یهـود و امثال آنهاست ـ پناه بر خدا از این حسادت ـ.
2 ـ چشم‌زننده‌ی دارای روح سالم و پاک: که این شخص به خاطر غرق شدن در عرصه مسابقه شرعی با برادران مؤمنش، گاهی ـ ناخودآگاه ـ بدون ذکر اسم خدا به توصیف شخصی می‌پردازد، که باز هم شیاطین حاضر آن وصف را گرفته و با آن به اذیت و آزار اعضاء و جوارح چشم خورده می‌پردازند، و یا از طریق ایجاد فشار و ترس و غیره به اذیت روح او می‌پردازند. در این حالت، چشم زدن تنها با مقداری ناراحتی همراه است و به اذن خدا، خیلی ساده مداوا می‌گردد، امثال این چشم زدن‌ها حدیث صحیحی درباره چشم خوردن سهل بن حنیف توسط عامر بن ربیعه  است که بعداً به طور مفصل به ذکر آن می‌پردازیم.
باید دانست که هر انسانی ـ به اذن خدا ـ می‌تواند تنها به یک شرط به برادر مؤمنش آسیب برساند و آن شرط توصیف بدون ذکر نام خدا است. و این کار حرام بوده زیرا آفت زبان می‌باشد و از آن نهی شده است. ابن حجر می‌گوید: چشم زدن از شگفت شدن ناشی می‌شود، گرچه حسادت هم در آن نباشد، و گرچه از یک دوست سر بزند، و حتی اگر شخص چشم‌زننده صالح باشد. و به همین دلیل اگر کسی از چیزی به شگفت آمد، شایسته است فوری برای آن چیز دعای افزایش برکت را بکند تا این کار او سپری برای آن چیز شود .
حدیث عامر بن ربیعه و سهل بن حنیف: أبی أمامه بن سهل بن حنیف روایت کرده که: «پدرم سهل در خرّار ـ یک وادی در مدینه ـ خواست خود را شسته و غسل کند، بنابراین ردایش را کنار گذاشت. عامر بن ربیعه او را که دارای پوست سفید و لطیفی بود، دید و گفت: تا به امروز پوست دختري عذراء كه از خانه بيرون نرفته به این سفیدی ندیده بودم، سهل در همان لحظه تب کرد و تبش شدید شد. جریان به پیغمبر گزارش شد و پيامبر ص فرمودند: آیا کسی را در چشم زدن او متهم می‌دانید؟ جواب دادند: بله، عامر بن ربیعه او را چشم زده است. پیغمبر ص او را خواست و بر او خشم گرفته، پرسید: چرا یکی از شما باید باعث مرگ برادرش شود؟ آیا [سخن گفتن دربارة سهل] را متبرّک ننمودی؟ سپس فرمود: خود را برای سهل غسل دِه [تا آب حاصل از آن باعث مداوای او گردد]. عامر صورت، دستهای خود را تا آرنج و پاهای و کناره‌های بدن و داخل جسم خود را شسته و آب حاصل را در کاسه‌ای ریخت، سپس آن آب از پشت سر بر روی سهل ریخته شده و سهل فوراً شفا یافت» .
و در روایتی دیگر راوی در ادامه می‌گوید: «گمان می‌کنم که [أبی امامه این را نیز] گفت که «پیغمبر ص به سهل دستور داد: مقداری از آن آب را بنوشد و او نوشید» .
در روایتی دیگر حدیث از زبان عامر بن ربیعه چنین نقل شده است: «عامر بن ربیعه گفت: به سهل نگاه کرده و او را چشم زدم، در همان لحظه صدای مهیبی از او در داخل آب شنیدم، کنار او رفتم و او را صدا زدم ولی جواب نداد، نزد پیغمبر ص رفته و او را در جریان گذاشتم. پیغمبر ص آمد و داخل آب رفت، 