ثری از بیماری را باقی نمی‌گذارد».
«حسبي الله لا إله إلاَّ هو توكلت عليه وهو رب العرش العظيم». (7 مرتبه).
«خداوند مرا کافی و بسنده است، خداوندی که جز او هیچ خدایی نیست، بر او توکل می‌نمایم و او پروردگار عرش عظیم است».
«بسم‌ الله الذي لا يضر مع اسمه شيء في الأرض ولا في السماء وهو السميع العليم». (3 مرتبه).
«به نام خدایی که در زمین و آسمان هیچ چیزی به هنگام [خواندن] اسم او ضرر نمی‌رساند و او شنوا و دانا است».
«اللهُمَّ أَذْهِبْ عَنْهُ حَرَّهَا وَبَرْدَهَا وَوَصَبَهَا».
«خداوندا! تب، سردی و ناراحتی را از او دور گردان».


نکات مهم

نکته اول: همه آیات قرآن چنانچه به نیت شفاء و هدایت خوانده شود شفابخش خواهند بود.
نکته دوم: تعویذ و شفاخواهی از قرآن به چند طریق ـ که از پیغمبر ص روایت شده ـ انجام می‌‌گیرد:
1-	قرائت قرآن به همراه ميدن و فوت آب دهان: یعنی پایان هر آیه و یا مجموعه‌ای از آیات در موضع درد دميده می‌شود.
2-	قرائت بدون دميدن.
3-	ابتداء قرائت و به دنبال آن گرفتن آب دهان با انگشت و آمیختن خاک به آن و سپس مالیدن آن به موضع درد.
4-	قرائت همزمان با مسح [و مالش] موضع درد.
نکته سوم: نباید در همان وهله اول قرآن و اوراد زیادی بر بیمار خواند، زیرا قرآن مثل دارو بوده و افراط و تفریط در آن جائز نیست، و در صورت افراط بیمار و قاری هر دو خسته می‌شوند، و قصه مار گزیده‌ای که تنها با خواندن فاتحه تعویذ [و مداوا] شد بیانگر همین عدم افراط است.

 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:28.txt">انواع حسادت</a><a class="text" href="w:text:29.txt">رابطه بين جادو و چشم زدن</a></body></html>انواع حسادت
1 ـ حسادت مستحب: که همان غبطه خوردن می‌باشد و به این معنی است که: شخصی از اینکه دیگری بر او فضیلت داشته باشد، کراهت دارد و دوست دارد خود نیز به همان اندازه و یا بیشتر، از آن فضیلت برخوردار باشد بدون آنکه فضیلت طرف دیگر زایل شود، و این همان مسابقه مشروع در اسباب نزدیکی به خداست، همچنانکه عمر (رض)، وقتی که دید ابوبکر (رض) همه دارایی خودش را بخشید، گفت: در هیچ مسابقه‌ای همپای تو نخواهم شد. شیخ‌ الإسلام گوید: مسابقه و غبطه مستحبی که عمر خورد، پسندیده است ولی شیوه‌ی ابوبکر صدیق (رض) بهتر است که با دید مسابقه به دیگران نمی‌نگریست .
همچنین است حال آن صحابه‌ای که پیغمبر ص در مورد او [که غایب بود] فرمود: «الآن یک نفر بهشتی داخل می‌شود» و این فرموده را سه بار تکرار کرد [و چون داخل شد و عبدالله ‌بن‌عمرو بن العاص در مورد فضیلتش از او پرسید] جواب داد: «در درون خود نسبت به خیر و منفعتی که خدا به یکی از مسلمانان داده، هیچ غلّ و غشّ و حسادتی نمی‌بینم».
عبدالله گفت: «این همان فضیلتی است که تو به آن رسیده‌ای، ولی ما توان آن را نداریم» .
گریه موسی (ع) نیز، به هنگام ملاقات حضرت محمد ص در شب معراج از همین نوع است و غبطه‌ای است که پیغمبر ص در حدیث خود از آن به حسادت نام می‌برد: «حسادت جز در دو مورد جایز نمی‌باشد: در مورد شخصی که خداوند به او [فهم و عمل به] قرآن را داده و او شب و روزش قرآنی است، و نیز در مورد شخصی که خداوند به او مال و ثروت داده و او شب و روز آن را در راه حق انفاق می‌کند» .
به خاطر همین صفت فوق‌الذکر است که ایمان ابوبکر هموزن ایمان کل امت می‌باشد، و او از کسانی است که خداوند درباره‌شان فرموده: 
﴿‏السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ‏‏ أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ‏﴾. (الواقعه: 10ـ 11).
«و پيشگامان (پيشتازان به سوي ايمان و جهاد و توبه و اعمال نيك) خود ايشانند پيشگامان. آنها مقربان نزد خدايند!».
2 ـ حسادت مباح: که در امور دنیوی واقع می‌شود و دو شرط را داراست: متبرک کردن شیء یا شخص مورد حسادت، و ذکر نام خدا بر آن، و عدم آرزوی زوال آن نعمت.
3 ـ حسادت مکروه: که عبارت است از توصیف برادر مؤمن بدون متبرک کردن و ذکر نام خدا، و هر کس این کار را انجام دهد دری برای اذیت آن شخص، بر روی شیطان، گشوده است، اگرچه چنین شخصی آرزوی زوال نعمت طرف مقابل را هم نکرده باشد. ولی چون نام خدا را ذکر نکرده، حسادتش مذموم خواهد بود. و اصل این است که هر کسی باید همیشه به یاد خدا باشد و به همین دلیل خداوند به ستایش کسانی پرداخته که در حالت ایستاده، نشسته و دراز کشیده [یعنی در همه حالات] به یاد خدا هستند. و ذکر خدا علاوه بر فضیلتی که دارد، مجالی برای شیطان جهت آزار دیگران، باقی نمی‌گذارد. قصه عامر و سهل گویای این نوع از حسادت است .(( - این نوع حسادت فقط از آن جهت مذموم است که ذکر خدا را به همراه ندارد.))
4 ـ حسادت حرام: حسادتی که از انواع فوق‌الذکر نبوده و فاقد شروط آنها باشد، یعنی تبرّکی در کار نباشد و علاوه بر آن، زوال نعمت هم آرزو شود، و این همان چشم زدن ویرانگر است و ـ پناه بر خدا ـ جز از ارواح خبیث بر نمی‌خیزد. و حسادت یهودیان از این نوع است .
(( - این نوع حسادت از آن جهت مذموم است که هم ذکر خدا به همراه ندارد و هم ـ پناه بر خدا ـ آرزوی زوال نعمت را به همراه دارد.))
رابطه بين جادو و چشم زدن
خداوند جادو و حسادت را در سوره فلق با هم ذکر کرده: ﴿ وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ‏‏ وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾. (الفلق: 4ـ 5).
«و از شرّ آنها كه در گره‌ها مي‌دمند. و از شرّ هر حسودي هنگامي كه حسد مي‌ورزد».
و این کار دلالت بر وجود نوعی رابطه بین این دو می‌کند، و رابطه‌شان در این است که: جادوگر با دمیدن در یک گره بر روی مو یا ناخن، شیطانی را برای اذیت و آزار شخص سحر شده برمی‌انگیزد و حسود [چشم‌زننده] با ذکر وصف شگفت‌انگیز دیگری، بدون ذکر نام خدا، شیطانی را برای اذیت و آزار چشم خورده برمی‌انگیزد. پس هر دو باعث زیان و ضرر می‌شوند، نتیجه هر دو یکی است ولی در راه رسیدن به آن متفاوتند.
نکته: خداوند فرموده: ﴿‏ وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ‏‏ وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ‏‏ وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ‏﴾. (الفلق: 3 ـ5).
«و از شر هر موجود شرور هنگامي كه شبانه وارد مي‌شود. و از شرّ آنها كه در گره‌ها مي‌دمند(جادوگران). و از شرّ هر حسودي هنگامي كه حسد مي‌ورزد».
«نفاثات» را با «الـ‍« معرفه کرده ولی «غاسق» و «حاسد» را به صورت نکره آورده زیرا همه ساحران دارای شر و آفت هستند، ولی همه غاسقان و حاسدان زیان ندارند .
نکته: عوام گویند: چنانچه چشم‌زننده بداند که داریم اثری (آب دهان یا ...) از او می‌گیریم، آن اثر سودمند نخواهد بود. ولی این نظر اشتباه بوده و مخالف قصه عامر و سهل می‌باشد.
نکته: بعضی از علماء گویند: انسان دارای قوه سمّی آزاردهنده‌ای است که از طریق نگاه و با چشم زدن، اعمال می‌دهد، همچنانکه مارها دارای قدرت سمّی هستند و خروس‌ها توانایی دیدن ملائکه، و سگ و الاغ توانایی دیدن شیطان را دارند. ولی قدرت سمی آزاردهنده در انسان ذاتی و سرشتی نیست بلکه با توصیف بدون ذکر نام خدا ایجاد می‌شود، همچنانکه قبلاً حدیث آنرا ذکر کردیم، و این کار از طری