 ذکر کرده و اضافه کرده: و در مقابل هر گامي برايش ثواب صد حج و صد عمره و آزاد کردن صد برده در راه خدا مي‌باشد و برايش صد حسنه نوشته مي‌شود و صد گناه از وي ريخته مي‌شود[46].
و پيامبران و فرشتگان، قبر ائمه‌شان را زيارت مي‌کنند، و تا اين اندازه بس نکردند، بلکه مانند عادت‌شان در غلو و زياد روي گفتند: همانا خداي متعال قبر ائمه‌شان را زيارت مي‌کند. در بحار مجلسي آمده است: 
همانا خداوند همراه با فرشتگاني قبر امير المؤمنين را زيارت مي‌کند، و انبياء را نيز زيارت مي‌کنند و مؤمنان را نيز زيارت مي‌کنند[47].
و براي زيارت نزدشان مناسکي معين و خاص مي‌باشد، و در اين زمينه کتابها نوشته‌اند، مانند مفاتيح الجنان، تاليف شيخشان عباس القمي[48]، مناسک الزيارات مفيد، و غيره اينها. 

و از مناسک بارگاها نزدشان، مجلسي ذکر مي‌کند: 
1- غسل کردن قبل از وارد شدن به بارگاه. 
2- ايستادن به دروازه‌اش و دعا و طلب اذن نمودن. 
3- ايستادن بر ضريح، پس بتحقيق که بر تکيه و بوسه دادن ضريح تاکيد شده است. 
4- ايستادن روبروي بارگاه، و پشت به قبله نمودن هنگام زيارت. 
5- خواندن دو رکعت نماز. 

و اجازه خواندن نماز بسوي قبر روايت شده است اگر پشت به قبله نمود و نماز خواند جايز است، اگر چه پسنديده نيست مگر در صورت بُعد و دوري مسافت[49].
يعني با دوري مسافت پسنديده است که قبر امام را قبله قرار دهد و بطرفش نماز بخواند و اگر چه کعبه قبله، پشت سر وي باشد. 
آيا اين نصوص دعوت بسوي شرک بخدا، و تغيير شرع خدا و دينش، و اختيار طريقه مشرکين، و استبدال بت پرستي با دين حنيفت نيست؟ 
در بعضي نصوص مقدسشان آمده که همانا حجر الاسود از مکه برداشته مي‌شود و در حرمشان کوفه گذاشته مي‌شود. 
در وافي: همانا علي بن ابي طالب به اهل کوفه فرمود: اي اهل کوفه، خداوند بشما چيزهاي بخشيده که به هيچ احدي نداده است، محل نماز شما منزل آدم و منزل نوح و منزل ادريس و محل نماز ابراهيم است، .... تا آنجا که گفت .... شبها و روزها پايان نمي‌پذيرد تا اينکه حجر الاسود در آن نصب شود[50].
اينها نمونه‌هاي از آن چيزهاي بود که ائمه‌شان را بدان وصف مي‌کنند، و در حقيقت اينها ادعاهاي است که بي‌نهايت عجيب و غريب است که بسا اوقات ائمه را از منزلت امامت به منزلت نبوت مي‌رساند و گاهي نيز آنها را به مرتبه الوهيت (خداي) مي‌رساند. 
‌وجود دهها روايات که ائمه را به اين اوصاف خيالي وصف مي‌کنند، هدف اين است که حقيقت الوهيت و حقيقت نبوت از تفکر شخص شيعه‌اي که به اين روايات ايمان دارد خالي و خارج شود، و حقيقت ائمه جاي گزين آن گردد[51].
برادر مسلمان، اگر صفات و معجزه‌هاي مزيد ائمه نزد شيعه خواستي سپس کتابهاي شيعه که از فضيلت مزارها و قبرها و معجزه ائمه سخن مي‌گويد بخوان، و آن کتابها نيز بسيارند[52].

----------------------
[1]- نقل از مساله تقریب: ناصری قفاری. 
[2]- بحار الانوار مجلسی (26/193-200). 
[3]- بحار مصدر سابق (26/276-319). 
[4]- مصدر سابق (26/319-334). 
[5]- بحار الانوار (26/29-31). 
[6]- بحار الانوار (26/109-117). 
[7]- کافی (1/316). 
[8]- بحار (26/117-132). 
[9]- کافی (1/320). 
[10]- کافی (1/313). 
[11]- کافی (1/313). 
[12]- بحار (26/137-154). 
[13]- بحار (27/25-28). 
[14]- بحار (27/302-308). 
[15]- بحار (27/308-310).
[16]- بحار (27/132-136).
[17]- بحار (27/190-193).
[18]- بحار (27/261-279).
[19]- بحار (27/13-24). 
[20]- علل شرائع، صدوق ج، 1 ص، 16 موسسه الاعلمی. 
[21]- بصائر الدرجات، صفار، ص، 81 منشورات الاعلمی – تهران. 
[22]- بصائر الدرجات ص، 84. 
[23]- علل شرائع صدوق ص 196. 
[24]- الاختصاص: ص 322 کتابفروشی بصیرتی – قم ایران. 
[25]- حکومت اسلامی ص، 52، از منشورات کتابفروشی بزرگ اسلامی. 
[26]- انوار نعمانیه (1/20-21) الاعلمی – بیروت. 
[27]- عقاید اثناء عشریه، ابراهیم موسی زنجانی، (2/157) الاعلمی – بیروت. 
[28]- عقاید امامیه، ص، 91 باب دار الصفره – بیروت. 
[29]- مرجع سابق ص، 93. 
[30]- حکومت اسلامی ص، 91، کتابفروشی بزرگ اسلامی. 
[31]- أصل الشیعه وأصولها ص، 59 – الاعلمی – بیروت. 
[32]- جلد 97-98-99. 
[33]- نگاه: ج، 10 ص، 251 به بعد. 
[34]- نگاه: جلد 14 جزء 8 ص، 1369 به بعد، انتشارات کتابخانه عمومی امام علی – اصفهان – ایران. 
[35]- من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه قمی. (2/429) به بعد. چاپ: الاضواء بیروت. 
[36]- تهذیب الاحکام، طوسی (6/3-116). 
[37]- حر عاملی در وسایل شیعه (20/49) ذکر نموده و از آن نقل نموده است. 
[38]- مانند کتاب: المزار، تالیف محمد بن علی فلضل. 
[39]- الوافی باب فضل کوفه و مساجدش: مجلد 14 جزء 8 ص، 1439. 
[40]- بحار (ج 99 ص 267) چاپ احیاء التراث العربی – بیروت. 
[41]- بحار ج، 98 ص، 107. 
[42]- الوافی، فیض کاشانی مجلد 14 ج، 8 ص، 1461. 
[43]- الوافی، فیض کاشانی مجلد 14 ج، 8 ص، 1476. 
[44]- مرجع سابق ص، 1477. 
[45]- الوافی، فیض کاشانی، ص، 1478. 
[46]- بحار مجلسی (97/137-138). 
[47]- بحار (97/258). 
[48]- منشورات دار الحیاة. 
[49]- بحار مجلسی، کتاب المزار ج، 97 ص، 134-135. 
[50]- وافی، فیض کاشانی، باب فضل کوفه و مساجدش المجلد 14 جزء 8 ص، 1447. 
[51]- نقل از مسال تقریب، ناصر قفاری، همراه با مراجعه به مصادر شیعه. 
[52]- مانند: مدینه المعاجز – از بحار الانوار و غیره. 
سادساً: براي چه امام على در هنگام خلافتش قرآن صحيح را آشکار نکرد؟

جواب از علماي بزرگ شيعه:
1-  نعمت الله جزايري مي‌گويد: هنگامي که امير المؤمنين (عليه السلام) بر تخت خلافت نشست، نتوانست که آن قرآن را آشکار، و اين قرآن را پنهان نمايد بخاطر اينکه در اين کار رسوائي کساني که قبل از وي بوده آشکار مي‌گردد[1]. 
2-  علامه محقق ميرزا حبيب الله هاشمي خوئي چنين مي‌گويد: همانا (عليه السلام)[2] نتوانست[3]، بخاطر وجود تقيه که مانع آن مي‌شد، زيرا که در صورت ظاهر کردنش تشنيع و رسوائي کساني است که قبل از وي بوده‌اند[4]، همچنانکه نتوانست نماز ضحي را باطل کند. 
و از به اجراء در آوردن متعه حج و متعه زنان، و از عزل شريح از قضاوت و معاويه از امارت، و در روايات احتجاج سابق در سخنش (عليه السلام) با زنديق صراحت کرده است. 
به اضافه اينکه تصحيح نکردن آن بخاطر مصلحتي بوده که پوشيده نيست و آن اينکه در روز قيامت حجت بر تحريف کنندگان و تغيير دهندگان تمام شود، و همچنين عمل زشتشان براي تمام اهل محشر آشکار گردد، و آنکه از جانب پروردگار بسوي امت محمد (صلى الله عليه وسلم) خطاب صادر مي‌‌شود به آنها مي‌گويد: کتابي که بسوي‌تان نازل کردم چگونه خوانديد؟ جواب از آنان صادر مي‌شود: 
ما چنين و چنين خوانديم. سپس به آنان گفته مي‌شود: اين چنين نازل نکرده‌ام، پس چرا آن را ضايع نموديد و تحريفش کرديد و کم کرديد؟ 
سپس جواب مي‌دهند: اي پروردگارا، ما نسبت به آن کوتاهي نکرديم و نه ضايعش نموديم بلکه اين چنين بدستمان رسيد، آنگاه حاملان وحي را مخاطب قرار داده مي‌شود، و به آنان گفته مي‌شود، شما در تبليغ وحي و رساندن امانت من کوتاهي کرديد؟ 
پس مي‌گويند: پروردگارا، ما در وحي تو هيچ کوتاهي نکرديم، همانا فلان[5] ‌و فلان بعد از رفتن پيامبرشان کوتاهي کردند. پس زشتي کردارشان و رسوائي عملشان براي تمام اهل محشر ظاهر مي‌گردد، پس بدين خاطر آنان سزاوار رسواي بزرگ و عذاب دردناک هستند به اضافه