ملي مي‌گويد: شيخ ابو منصور احمد بن علي بن ابي طالب طبرسي، عالم فاضل، فقيه محدث، ثقه، صاحب کتاب الاحتجاج علي اهل اللجاج، که بسيار خوب و داراي فوايد بسيار مي‌باشد[6].
و خوانساري مي‌گويد: 
کتاب الاحتجاج بين طائفه معروف و معتبر است و شامل آنچه که وي اطلاع يافته از احتجاجات پيامبر و ائمه، و همچنين بسياري، از يارانشان و برخي از مخالفين بدبخت[7].
و آقا بزرگ تهراني مي‌گويد: 
در اين کتاب احتجاجات پيامبر (صلى الله عليه وسلم) و ائمه (عليهم السلام)، و برخي از ياران و علماء و بعضي از ذريه طاهر ذکر شده است، و بيشتر احاديثش مرسل مي‌‌باشد، مگر آنچه که از تفسير عسکري (عليه السلام) روايت کرده است، چنانکه وي در اول خطبه کتابش تصريح کرده است، پس آن از کتب معتبره‌اي است که علماي اعلام مانند علامه مجلسي، و محدث حر و امثالشان بر آن اعتماد کرده‌اند[8]. 

5- ابو عبدالله محمد بن محمد بن نعمان مشهور به مفيد، متوفي سال 413 هجري. و از مولفاتش: 
* الارشاد: امالي مفيد، اوائل المقالات. الاختصاص، تصحيح الاعتقاد بصواب الانتقاد يا شرح عقائد صدوق. 
طوسي مي‌گويد: 
محمد بن محمد بن نعمان، ابو عبدالله معروف به فرزند معلم، از جمله متکلمين اماميه است که رياست اماميه در زمانش بر عهده وي بوده، و در علم و صنايع کلام پيشتاز بوده ....، و ايشان فقيه بودند، و تيزهوش، و حاضر جواب، و داراي دويست (200) کتب از کوچک و بزرگ مي‌باشد، و از جمله کتابهايش، الارشاد: و کتاب الايضاح في الامامه مي‌باشد[9]. 
و يوسف بحراني مي‌گويد: 
شيخ ما در «الخلاصة»‌ مي‌گويد: محمد بن محمد بن نعمان ابوعبدالله، و ملقب به مفيد .... از بزرگان مشايخ شيعه و رئيسشان و استادشان، و هر کس که بعد از وي آمد از وي استفاده کرده، و فضلش مشهورتر از آن است که توصيف شود[10]. 
و مجلسي مي‌گويد: و اما کتاب الاختصاص، پس کتابي است لطيف که شامل احوال ياران پيامبر (صلى الله عليه وسلم) و ائمه (عليهم السلام) مي‌باشد و در آن اخبار غريب نيز وجود دارد. 
از يک نسخه عتيقه و قديمي نقل کردم، و بر عنوان آن نوشته شده بود، کتاب مستخرج من کتاب الاختصاص تصنيف ابي علي احمد بن الحسين بن احمد بن عمران (رح)، ولي بعد از خطبه کتاب چنين بود: قال محمد بن محمد بن النعمان، حدثني ابوغالب احمد .... تا آخر سند. 
و اين چنين است آخر کتاب، که از مشايخ شيخ مفيد شروع مي‌شود.
پس آنچه که ظاهر و آشکار است از مولفات مفيد مي‌باشد، و شهرت آن کافي است[11].
و عباس قمي مي‌گويد: 
شيخ مشايخ، و رئيس رؤساء، و فخر شيعه، و زنده کننده شريعت، الهام شده به حق و دليلش، روشن کننده دين و راهش، خصلتهاي فضيلت در آن جمع شده، و درياست و سروري همه بسوي او منتهي شده و همگي بر علم و فضل و فقه و عدالت و ثقه بودن و جلالتش اتفاق دارند، داراي خوبي‌هاي بسيار، و مناقب زياد، و حاضر جواب، و واسع الروايه و خبير به اخبار و رجال و اشعار بودند. 
و موثقترين افراد زمانش بود در حديث، و داناترين آنان بود در فقه و کلام و هر کس که بعد از وي آمده از وي استفاده کرده است[12].

-----------------------
[1]- الفهرست ص، 174 و جامع الرواه 2/93. 
[2]- مقدمه البحار (ص، 89). 
[3]- مقدمه بصائر الدرجات، بقلم علامه کوچه باغی ص،6. 
[4]- مرجع سابق. 
[5]- مقدمه بحار الانوار ص، 140. 
[6]- امل الاملذ 2/17 و تنقیح المقال، ما مقانی (1/69). 
[7]- روضات الجنات 1/72. 
[8]- الذریعه (1/281) دار الاضواء – بیروت. 
[9]- الفهرست ص، 190-191. 
و امل الآمال حر عاملی 2/304. 
[10]- لولوه البحرین ص 356-357. 
[11]- بحار الانوار 1/27. 
[12]- الکنی و الالقاب 3/164. 
6- ابو جعفر محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي معروف به صدوق، متوفي سال 381 هجري.
و از مولفاتش: 
* من لا يحضره الفقيه  
* الخصال 
* ثوب الاعمال و عقاب الاعمال
* امالي الصدوق 
* علل الشرائع 
* اکمال الدين و تمام النعمه 
* عيون اخبار الرضا 
* معاني الاخبار 
* صفات الشيعة وفضائل الشيعة.
طوسي مي‌گويد: 
محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي، ابو جعفر، جليل القدر، و بزرگوار و حافظ احاديث، و آگاه به رجال، و ناقد اخبار بودند، از لحاظ حفظ و علم بسيار، مانند وي در قمي‌ها ديده نشده است. 
نزديک به 3000 کتاب تصنيف نموده، ..... که از آنها: کتاب دعائم الاسلام، و کتاب المقنع، و کتاب المرشد، و کتاب الفضائل، و کتاب علل الشرائع، و کتاب من لا يحضره الفقيه، و کتاب عقاب الاعمال و کتاب معاني الاخبار، ذکر نموده است[1]. 
و مجلسي مي‌گويد: محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي ابو جعفر، صدوق، او در علم و فهم و فقه و فرهنگ و فقاهت و جلالت و موثق بودن، و تصانيف بسيار، و خوبي تأليفات، بيشتر و بالاتر از آن است که قلم آن را در بر گيرد و در ورق بگنجد. 
و هر کسي که بعد از وي آمده در وصف و ستايش وي مبالغه کرده است، که از همه جلوتر رجال شناس بزرگ نجاشي است که در فهرستش مي‌گويد: 
محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي، ابو جعفر، نزيل ري، شيخ و فقيه ما، و چهره وجيه طائفه در خراسان، در سال 355 وارد بغداد شد، و شيوخ طائفه از ايشان حديث شنيدند در حالي که ايشان کم سن بودند[2]. 
و مجلسي کتابهاي که در تاليف کتابش بحار الانوار، اعتماد کرده توثيق مي‌کند، از جمله آنها کتاب صدوق است، که مي‌گويد: 
بدانکه بيشتر کتابهاي که بر آنها اعتماد کرده‌ايم مشهور است، و نسبت آنها به مولف آنها نيز معلوم مي‌باشد، مانند کتاب‌هاي صدوق، زيرا بجز کتابهاي الهدايه، و صفات الشيعة وفضائل الشيعة، و مصادقة الاخوان، و فضائل الشهر، بقيه آنها از نظر شهرت از کتب اربعه که اين زمانه‌ها مدار بر آنان مي‌باشد، کمتر نيست، و اينها در اجازه نامه ما داخل مي‌باشد، و کساني که بعد از صدوق آمده‌اند از آنها نقل کرده‌اند[3]. 

7- ابو القاسم موسي خوئي، مولف البيان في تفسير القرآن 
آقا بزرگ تهراني مي‌گويد: 
ايشان سيد ابوالقاسم بن سيد علي اکبر بن (ميرزا) هاشم موسوي خوئي نجفي، يکي از مراجع زمان در نجف مي‌باشند. در شهر خوي از استان آذربايجان در نيمه رجب 1317 هجري متولد شد زير دست پدر علامه‌اش پرورش يافت، و در حدود سال 1330 هجري همراه پدر به نجف اشرف هجرت نمود، پس به طرف درس خواندن روي آورد، و در ذکاوت و آمادگي ممتاز بود پس مراحل ابتدائي را پشت سر گذاشت، و درس مقدمات را تکميل کرد، و نزد استادان زمان حاضر گرديد .... و در تفسير و تصانيف معلومات زياد دارد و از تصنيفات ايشان: نفحات الاعجاز مي‌باشد[4].

8- محمد صادق صدر تولد سال 1320 هجري مولف «الشيعة الإمامية». 
آقا بزرگ تهران مي‌گويد: 
ايشان سيد محمد صادق بن سيد محمد حسن بن سيد محمد هادي بن سيد محمد علي برادر سيد صدر الدين جد (آل صدر) موسوي عاملي کاظمي، عالم و اديب .... در حدود سال 1320 متولد شد، و در کاظميه زير دست عموي بزرگوارش پرورش يافت، پس درس‌هاي مقدماتي و سطح را فرا گرفت و فقه و اصول را بر علما و فضلاء، خواند، و در ادبيات ماهر گرديد، و مشغول تأليف شد، پس برخي آثار گرانبها بجاي گذاشت که ما در کتاب الذريعه آنها را ذکر نموديم، و الان بجز حياة امير ا