 از امر خداوند حفظ و نگه داري مي‌شود، و چگونه فرشتگاني (ماموراني) از پيش رويش او را نگه مي‌دارند؟ 
آنگاه به وي گفته شد: اي پسر رسول الله! پس آن چگونه است؟ 
فرمود: همانا نازل شد: 
﴿له معقبات من خلفه و رقيب من بين يديه يحفظونه بأمر الله﴾.  
و مانند اين آيات بسيار مي‌باشند. ‌
و همچنين در تفسيرش (ج 1/37 ط دار السرور، بيروت) مي‌نويسد: 

و اما آنچه که تحريف شد پس آن آيه: 
﴿لَّـكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ «في علي» أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِكَةُ يَشْهَدُونَ﴾[9].

و آيه: 
﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ «في علي» وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ﴾[10].

و آيه:
﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا «آل محمد حقهم» لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ﴾[11].

و آيه: 
﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا «آل محمد حقهم» أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ﴾[12].

و آيه: 
﴿وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ «آل محمد حقهم» فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ﴾[13]*.

-----------------------
[1]- در قرآن کریم (علیکم) آمده بجای (علی الله) ولی ما همانطور که در تفسیر قمی می‌باشد نقل نموده‌ایم.
[2]- سوره بقره آیه 150، معنی آیه چنین است: تا اینکه مردم، جز ظالمان (که دست از لجاجت بر نمی‌دارند) دلیلی بر ضد شما نداشته باشند. 
[3]- سوره نمل آیه 10، یعنی: ای موسی نترس که رسولان در نزد من نمی‌ترسند، مگر کسی که ستم کند...
[4]- سورة نساء آیه 92 یعنی: هیچ مومنی را نسزد که مومن دیگری را بکشد مگر از روی خطا و اشتباه ....
[5]- سورة توبه آیه 110، یعنی: بنائی را که آنها ساختند همواره به عنوان یک وسیله شک و تردید در دلهایشان باقی می‌ماند، مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود.
[6]- سورة آل عمران آیه 110 شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شده‌اید، مردم را امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید. 
[7]- سورة فرقان آیه 74، یعنی: کسانی که می‌گویند: پروردگارا از همسران و فرزندانمان مایة روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان.
[8]- سورة رعد آیه 11، یعنی: برای انسان، مامورانی (فرشتگانی) است که پی در پی، از پیش رو و از پشت سر او را بفرمان خدا حفظ می‌کنند. 
[9]- سورة نساء آیه 166، یعنی: ولی خداوند گواهی می‌دهد به آنچه بر تو نازل کرده، که از علمش نازل کرده است، و فرشتگان نیز گواهی می‌دهند.
[10]- سورة مائده آیه 67، یعنی: ای فرستاده خدا (محمد صلی الله علیه وسلم) هر آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، برسان، و اگر چنین نکنی، رسالت خدا را نرسانده‌ای. 
[11]- سورة نساء ایه 168، بی شک کسانی که کافر شدند و ستم کردند، خداوند ایشان را نمی‌بخشد.
[12]- سورة شعراء آیه 227 یعنی: و کسانی که ستم می‌کنند خواهند دانست که بازگشتشان به کجا و سرنوشتشان چگونه است؟ 
[13]- سورة انعام: 92. 
(*) توجه: انتشارات الاعلمی در بیروت، تفسیر قمی تجدید چاپ نموده و مقدمة کتاب که از آن سید طیب موسوی بوده حذف نموده است، زیرا که در مقدمه اسامی گروهی از علمای شیعه که درباره تحریف شدن قرآن سخن گفته‌اند ذکر نموده است. 
(*)برادر مسلمان: کلمه: «فی علی» و «آل محمد حقهم» از قرآن نیست.
2- نعمت الله جزايري و اعترافش به تحريف قرآن

جزايري در کتابش «الانوار النعمانيه» (2/357-358) مي‌نويسد:
همانا تسليم نمودن اينکه قرائتهاي هفتگانه، متواتر و از وحي الهي و همه اينها را روح الامين (جبرئيل) فرود آورده است، منجر به کنار گذاشتن آن روايت مستفيض بلکه روايت متواتر، مي‌شود که همة آنها دلالت بر واقع شدن تحريف در کلمات و مواد و اعراب قرآن دارند، و همچنين اصحاب و ياران ما رضوان الله عليهم همگي بر درست بودن و تصديق نمودن آنها اتفاق نظر دارند[1]. ‌بله، در اين مسئله مرتضي و صدوق و شيخ طبري مخالفت کرده‌اند و گفته‌اند که آنچه که بين دو جلد اين کتاب است همان قرآني است که نازل شده است، و در آن تحريف و تبديل واقع نگرديده است. ولي ظاهراً اين قول[2] ‌بخاطر مصلحتهاي بسيار از آنان بروز کرده است، از جمله بستن درِ طعنه بر آن است، که اگر در قرآن تحريف و تبديل شده پس چگونه جايز است به قواعد و احکامش عمل نمود. با وجود ممکن بودن تحريف و تبديل در آن[3]. 
‌و نعمت الله جزايري همچنين ادامه مي‌دهد و آنگاه مي‌گويد که دستان اصحاب بسوي قرآن دراز شد و آن را تحريف نمودند، و آياتي که بر فضيلت ائمه دلالت داشت آن را حذف نمودند سپس در (ج 1/97) مي‌گويد: 
از وجود روايات ساختگي تعجب نکن[4] همانا که آنها بعد از وفات پيامبر اکرم (صلى الله عليه وسلم) در دين تغيير و تبديل بزرگتر از اين انجام دادند، مانند تغيير دادن قرآن و تحريف کلماتش و حذف نمودن آنچه دربارة ستايش آل رسول و ائمه طاهرين و رسوائيها منافقين و اظهار بديهاي آنها مي‌باشد، همچنانکه بيان و توضيح آن در نور القرآن خواهد آمد[5]. 
و آقاي جزايري بر همان نواي مشهور نزد شيعه دف مي‌زند، و آن اينکه قران همانطوريکه نازل شد هيچ کس بجز علي (رضی الله عنه) جمع‌آوري نکرده است. و همانا قرآن صحيح نزد مهدي مي‌باشد، و همانا صحابه با پيامبر همنشيني و دوستي نکردند مگر بخاطر تغيير دينش، و تحريف نمودند قرآن. 
سپس مي‌گويد (2 / 360- 362) در روايات و اخبار بسياري آمده است که همانا قرآن همانطوريکه نازل شده هيچ کسي جمع‌آوري ننموده است مگر امير المؤمنين (عليه السلام) به وصيت پيامبر اکرم (صلى الله عليه وسلم) پس ايشان بعد از وفات رسول الله، مدت شش ماه مشغول جمع‌آوري آن بودند، هنگامي که جمع‌آوري آن تمام کرد بنزد (جانشينان) کساني که بعد از رسول الله بودند آورد و به آنها گفت: 
اين کتاب خدا است همچنانکه نازل شده است. آنگاه عمر بن الخطاب به وي گفت: ما نه احتياجي به تو و نه به قرآن تو داريم، نزد ما قرآني است که عثمان نوشته است. 
پس علي به آنان گفت: هرگز بعد از امروز آن را نخواهيد ديد، و هيچ احدي آن را نخواهد ديد تا فرزندم مهدي (عليه السلام) ظهور کند و در آن قرآن اضافات بسيار است[6]، از تحريف مصون مي‌باشد. 
‌و بخاطر مصلحتي که رسول الله ديده بودند عثمان را از کاتبان وحي قرار داده بود، و آن اينکه قرآن را تکذيب نکنند همچنانکه کاشان گفتند اين قرآن دروغ و افتراء، مي‌باشد و جبرئيل امين آن را فرود نياورده است – بلکه اين را گفتند – و همچنين بخاطر مصلحتي مانند اين شش ماه قبل از وفاتشان معاويه را از کاتبان وحي قرار داد و عثمان و امثال او حاضر نمي‌شدند مگر همراه گروه مسلمانان در مسجد پس نمي‌نوشتند مگر آنچه جبرئيل در آنجا فرود مي‌آورد.
و اما آنچه که براي پيامبر در درون منزلش مي‌آورد نمي‌نوشت مگر امير المؤمنين (عليه السلام)، زيرا که او محرم بود براي وارد و بيرون شدن، پس ايشان به تنهايي آنها را مي‌نوشتند، و اين قرآني که اکنون در دست مردم است، خط عثمان است. و آن را امام ناميدند و غير از آن سوزاندند و پنهان نمودند. 
و عثمان هنگام خلافتش آن قرآن را به شه