عيفي نقل کرده‌اند بگمان اينکه صحيح مي‌باشد، پس بخاطر اين روايت نمي‌توان دست از چيزي برداشت که صحيح بودن آن مقطوع و معلوم مي‌باشد. 
جواب آن:[19]
اينکه قرآن در زمان پيامبر جمع‌آوري شده بود به نحوه‌اي که الان مي‌باشد، ثابت نيست، بلکه درست نيست چگونه جمع‌آوري شده بود در حالي جدا جدا و مرحله مرحله نازل مي‌شد، و تمام نمي‌شد مگر به پايان رسيدن عمر رسول الله، و بدرستي که همه جا پخش و نشر شده و در تمام سرزمين به گوشها رسيده که علي (عليه السلام) بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه وسلم) مدتي وقت در خانه نشستند و مشغول جمع‌آوري قرآن شدند، و اما خواندن و ختم کردن آن، همانا آنان[20]، آن چيزي از آن مي‌خواندند و ختم مي‌کردند که در نزد آنان بود نه همه آن. 
و از امور تعجب‌آور و غريب اين است که سيد درباره اين خيالات ضعيف که ظاهر حال خلاف آن است حکم نموده که قطعاً صحيح مي‌باشد، زيرا که موافق با خواسته وي بوده، و روايات ديگري که به ما رسيده و نزد ما و مخالفين ما فوق استفاضه و شهرت مي‌باشد. آنها را ضعيف قرار داده است و اين روايات اين قدر زياد مي‌باشد که از صدها گذشته است، با وجود اينکه موافق هست با آيات قرآن و رواياتي که در مقاله گذشته ذکر نموديم چنانکه ما در آخر فصل اول از اين مقدمه ‌مان بيان کرديم، و با وجود اينکه در کتابهاي معتبر و معتمد مانند کافي با اسناد معتبر ذکر شده. و همچنين نزدشان در صحاح ايشان مانند صحيح بخاري و مسلم آن دو کتابي که همچنان خودشان تصريح کرده‌اند در صحيح بودن و اعتماد بعد از قرآن مي‌باشد، فقط بمجرد اينکه خلاف مقصود مي‌باشد، و وي داناتر است به آنچه گفته است. 
سپس آنچه که منکرين تحريف به آن استدلال مي‌کند از فرموده خداوند: 
﴿لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ﴾[21].
و فرموده خداوند:  
﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾[22].
‌سپس جوابش[23] بعد از پذيرفتن ‌اينکه بر مقصود آن دلالت دارد، ظاهر و آشکار است از آنچه که ما بيان نموديم که همانا اصل قرآن بطور کامل و تمام همچنانکه نازل شده است نزد امام و ميراث براي آن از علي (عليه السلام) مي‌باشد پس انديشه کن، و خداوند هدايت  مي‌دهد[24].

------------------------
[1]- این تفسیر مقدمة تفسیر «البرهان» بحرانی می‌باشد، چاپ ‌دار الکتب العلمیه – قم – ایران. 
ملاحظه: دارالهادی بیروت تفسیر البرهان را مجدداً به چاپ رسانده ولی این مقدمه ابوالحسن العاملی بخاطر اینکه در آن صراحتاً تحریف قرآن ذکر شده حذف نموده است. 
[2]- مقصودش صحابه (رضی الله عنهم) می‌باشد. 
[3]- سوره آل عمران آیه 110. 
[4]- سوره نساء آیه 166 یعنی خداوند گواهی می‌دهد به آنچه که تو نازل کرده است. در باره علی از روی عملش نازل کرده و فرشتگان گواهی می‌دهند.
[5]- سوره هود آیه 17، آیا آن کسی که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد، و به دنبال آن شاهدی او سوی او می‌باشد، و پیش از آن کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود.... 
[6]- سوره بقره آیه 61: «(موسی) گفت: آیا غذای پست‌تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید، در شهری فرود آیید، زیرا که هر چه خواستید در آنجا برای شما هست». 
[7]- سوره مائده آیه 22، «گفتند: ای موسی، در آن سرزمین گروهی ستمگرند، و ما هرگز وارد آن نمی‌شویم، تا آنها از آن خارج شوند، اگر آنها از آن خارج شوند ما وارد خواهیم شد. 
[8]- ابن اعتراف یک عالم بزرگ شیعه است که قول به تحریف قرآن از ضروریات مذهب تشیع است. 
[9]- مقصودش ابو جعفر محمد بن بابویه قمی ملقب بصدوق می‌باشد و او را به وهم و اشتباه متهم می‌کند هنگامی که تحریف قرآن را انکار نموده است. 
[10]- هدف وی اهل سنت می‌باشد، و آنان از طعن و عیبجوی در قرآن کریم، بری می‌باشند. 
[11]- از اینجا ابوالحسن عاملی عالم شیعه شروع می‌کند بر رد نمودن بر صدوق، و عذرهای که صدوق برای عدم تحریف قرآن آورده است باطل می‌سازد. 
[12]- ادعای کسانی که تحریف را انکار می‌کند. 
[13]- مقصود وی طوسی است، که نزد شیعه ملقب به شیخ الطایفه می‌باشد. 
[14]- در اینجا ابوالحسن عاملی استدلالات مرتضی که برای رد تحریف قرآن آورده بود رد می‌کند. 
[15]- هدفش صحابه (رضي الله عنهم) می‌باشد. 
[16]- هدفش صحابه (رضي الله عنهم) می‌باشد.
[17]- هدفش ائمه دوازده‌گانه می‌باشد. 
[18]- سید مرتضی «علم الهدی». 
[19]- در اینجا ابوالحسن عاملی رد می‌کند بر سید مرتضی بخاطر انکار تحریف.
[20]- یعنی صحابه (رضي الله عنهم). 
[21]- سوره فصلت آیه 42. 
[22]- سوره حجر آیه 9. 
[23]- در اینجا ابوالحسن عاملی بر هر کسی که تحریف قرآن را انکار می‌کند رد می‌کند، و هدفش این است که این دو آیه دلالت بر حفظ قرآن تحریف ندارد. 
[24]- تفسیر مرآة الانوار ومشکاة الاسرار، ابوالحسن عاملی ص، 51،50،49. 
8- سلطان محمد بن حيدر خراساني

 مي‌گويد: بدان که روايت و اخبار بسياري از ائمه اطهار درباره واقع شدن زياده و نقص و تغيير و تحريف در قرآن وارد شده است، بطوري که جاي شکي درباره صادر شدن چنين سخن از آنان باقي نمي‌گذارد، و تأويل اينکه زياده و نقص و تغيير در آنچه که از قرآن برداشت نموده‌اند واقع گرديده نه در الفاظ قرآن، اين شايسته بزرگان و عاملان نيست در مخاطب قرار دادن عامه مردم زيرا که شخص کامل چنان مردم را مخاطب قرار مي‌دهد که در آن فايده عام و خاص باشد. 
و همچنين دور کردن و کنار زدن لفظ از معناي ظاهر آن بدون اينکه صارفي وجود داشته باشد، و آنچه که گمان کرده‌اند صارف مي‌باشد، و آن اينکه در زمان پيامبر جمع‌آوري شده بوده و اصحاب آن را حفظ مي‌کردند و مي‌خواندند، و اصحاب اهتمام به حفظ و نگه‌داري آن داشتند از تغيير و تبديل تا اين حدي که قرائت قرآن و چگونگي قرائت شان را ضبط نموده‌اند، پس جواب آن[1]: اينکه يکجا و جمع‌آوري شده بود، مسلم نيست زيرا که قرآن در مدت رسالت پيامبر تا آخر عمر ايشان بطور متفرق و جدا نازل شده است، و روايات بسياري آمده است که بعضي از سوره‌ها و بعضي از آيات در سال آخر نازل شده است، و آنچه روايت شده که آنان بعد از وفات پيامبر آن را جمع‌آوري نموده‌اند، و همانا علي در منزلش نشست ومشغول جمع‌آوري قرآن بود، بيشتر از آن است که بتوان انکارش نمود. و اينکه آنان قرآن را حفظ کردند و مي‌خواندند مسلم است، ولکن حفظ و خواندن آنچه که در دستشان بود، و اهتمام اصحاب بحفظش و حفظ قرائت قرآن و چگونگي قرائتشان، بعد از جمع‌آوري و ترتيبش بود، و همچنان که اسباب حفظ و نگهداريش بسيار بود، همچنين براي منافقين[2] جهت تغيير دادنش فراوان و بسيار بود. 
و اما آنچه گفته مي‌شود که در اين صورت جاي اعتمادي براي ما باقي نمي‌ماند، در حالتي که به ما امر شده به اعتماد کردن بر آن، و پيروي از احکامش و تدبر در آياتش، و پذيرفتن اوامر و نواهي آن، و بر پا داشتن حدودش و عرضه نمودن روايت بر آن، اعتماد بر آن نمي‌شود با وجود اين همه روايتي که دلالت مي‌کند بر تغيير و تحريف، زيرا اعتماد بر اين نوشته، و واجب بودن پيروي از آن و پذي