• قرآن از زبان خود قرآن (5)

    قرآن از زبان خود قرآن (5)

    قرآن در بیان کسانی که با آن دشمنی می کنند و آنچه از سوی خداوند نازل شده است را کتمان می نمایند ، سخن گفته است آنجا که می فرماید:

     ﴿ وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴾(و هنگامی که از طرف خداوند کتابی (به نام قرآن توسط پیغمبر اسلام)  به آنان رسید که تصدیق کننده ی (چیزهایی همچون اصول توحید و اصول و مقاصد دین بود) بود که با خود داشتند، (واز روی تورات) آن را شناختند، (وبه صدق محتوایش پی بردند) ولی  (به سبب حسد و عناد) بدان کفر ورزیدند ( زیرا پیغمبری آن را آورده بود که از بنی اسرائیل نبود، گرچه) قبلاً ( هنگامی که با مشرکان مکه  به جنگ با نزاع لفظی بر می خاستند، می گفتند که خدا ایشان را با فرستادن آخرین پیامبر که کتابشان بدان نوید داده است، یاری خواهد داد و ) امید فتح وپیروزی بر کافران را داشتند، پس لعنت خدا بر کافران باد.) [ سورة البقرة : 89 ]

    ﴿ وَلَمَّا جَاءَهُمْ ﴾ یعنی هنگامی که کتابی(که همان قرآن است) از سوی الله برای یهودیان معاصر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شد، ﴿ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ ﴾ (در حالی که کتاب آنها یعنی تورات را تأیید و تصدیق می کرد) آن را تکذیب نمودند  درصورتی که قبلاً به وسیله ی نام  پیامبر از خداوند فتح وپیروزی طلب می کردند امّا به محض اینکه آن پیامبر که او را به خوبی می شناختند و نام و اوصافش را در کتابشان  تورات دیده بودند آمد ، به او کفر ورزیده و با او به مخالفت برخاستند .

    این استفتاح یا طلب پیروزی به این طریق بود که هر گاه کار ناگواری برایشان پیش می آمد یا دشمنی بر آنان فشار می آورد، چنین دعا می کردند و می گفتند: خداوندا به خاطر پیامبر آخر الزمان که تعریف او را در تورات می بینیم ما را یاری کن و به این ترتیب (از جانب الله) یاری می شدند. و به دشمنان مشرک خود می گفتند: دیگر وقت آن فرا رسیده است که پیامبری  بیاید و آنچه را ما گفته ایم تصدیق فرموده، و ما در رکاب او مانند عاد و ارم شما را قتل عام کنیم.

    هنگامی که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) مبعوث شد، یهود آنچه را که گفته بودند، به کلی فراموش نمودند، و بعضی از آنان کتاب خدا (یعنی تورات شریف) را را به کلی پشت گوش انداخته و خود را به نادانی زدند. یعنی: ﴿ وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 101) ﴾ [البقرة : 101]

    کتابی را که قبلاً قبول داشتند و گمان می کردند که به آن پایبند هستند، دور انداختند ،  یعنی تورات را چون موافق با قرآن بود، دور انداختند انگار نمی دانستند که تورات کتاب خدا است، و درحق بودن محتوای آن، شک و تردیدی نیست. امّا تنها دلیل این کارشان لجاجت وکفر و حسادتی از جانب نفس آنان بود چون حقیقت برایشان کاملاً واضح و روشن شده بود.

    آنان با توجه به دانشی که قبلاً داشتند، برای ایمان آوردن به او و پیروی از دعوتش از همه کس سزاوارتر بودند اما: ﴿ وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴾(... اگر خداوند (براثر گناهان پی در پی) بلای کسی را بخواهد ، تو اصلاً نمی توانی برای او کاری انجام دهی، آنان کسانی هستند که (در ضلالت و عناد اسراف و زیاده روی کرده اند و) خداوند نمی خواهد دلهایشان را(از کثافت کفر وشرک) پاک  گرداند، بهره ی ایشان در دنیا خواری و در آخرت ،عذاب بزرگ است.) [المائدة : 41 ]

     انکار کننده ی حق در زمان حال همانند کسی است که در زمان گذشته نیز حق را انکار کرده است، زیرا حقی که از جانب خداوند آمده یکی است و اختلافی در آن نیست، حقیقتی که همه ی پیامبران را با آن مبعوث فرموده و به آنان امر فرموده که دین را برپا داشته متفرق و مختلف نشوند. بنابراین هر کس یکی از پیامبران الهی را تکذیب کند، در حقیقت تمام آنان را دروغگو پنداشته است، و بر او همان حکمی خواهد بود که بر تکذیب کنندگان گمراه جاری می شود. چرا که تمام پیامبران دعوتگران به سوی یک دین واحد هستند و همه ی آنها درست طبق فرموده الله دین را برپا داشته اند و در آن اختلاف ایجاد نفرموده اند و این هواهای نفسانی بوده که تفرقه بین مردم را به وجود آورده و دو دستگی و تفرقه در رسالت پیامبران جایی ندارد.

    گاهی ممکن است انسان حق و حقیقت  را بداند اما  تنها به آن جواب مثبت ندهد و تابعش نگردد. امّا گاهی کسی حق و حقیقت را میداند، و به پشت کردن به آن هم اکتفا نمی کند بلکه برای به شک انداختن مردم نسبت به حق و دور کردن آنان از حقیقت و تحریکشان برای جنگیدن و توطئه نمودن علیه آن تلاش می کند.

    کار یهودیان در توطئه و نیرنگ و دشمنی و فساد، از این نوع بسیار افراط گرایانه است که الله تعالی درباره آنان فرموده اند: ﴿ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَاناً وَكُفْرا ﴾(و بدون تردید، آنچه بر تو نازل شده، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان خواهد افزود) [المائدة : 64 ]

    در جایی دیگر با مخاطب قرار دادن نصاری و برحذر داشتن آنان از پیروی هواهای نفسانی می فرماید: ﴿ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيراً وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ(77) ﴾{بگو: ای اهل کتاب به ناحق در دین خود راه افراط و تفریط مپویید، و از اهواء و امیال گروهی که پیش از این گمراه شده اند، و بسیاری را گمراه کرده اند، و از راه راست منحرف گشته اند پیروی مکنید. } [ سوره ی المائدة : 77 ]

    تردیدی نیست که توصیف کتابی که بر محمد(صلی الله علیه وسلّم) به عنوان کتابی از جانب الله، و تصدیق کننده ی آنچه نزد یهودیان است(تورات) نازل  شده و شامل محکوم کردن اعمال آنان (یهودیان) است و مواضع نادرست آنان را( همانند خود تورات چون تاریخی مستند و بدون نقص) ثبت کرده است،  دعوتی است برای تمام نسل های آینده که (به سوی حقیقت) بازگردند و کارها را با ترازوی حق و حقیقت بسنجند نه با میزان هوا و هوس. ( و به همه می گوید) که با علم یقین بدانند که هر انسانی در پیشگاه الله تعالی بر اساس دانش و آگاهی خود مسئول است و حقیقتی که خداوند نازل فرموده، و آن را محفوظ و دست نخورده نگاه داشته است، هدایتی برای مردم و حجتی بر آنان خواهد بود و هیچ چیزی بدتر و زیانبار تر از رویگردانی از حق، بعد از دانستن و درک آن و پیروی از خواسته های نفسانی بعد از آشکار شدن هدایت ربّانی و کتمان حقیقت بعد ازبستن عهد و پیمان (با خدا) نیست .

    حقی که موسی علیه السلام آورده بود عبارت بود از عبادت خداوند و شرک نورزیدن به او، یعنی درست همان چیزی است که خاتم رسل صلی الله علیه وسلم آورده است و آن همان حقیقت از جانب پروردگارشان است.

    پس هر کس به این کفر ورزد در حقیقت به آن یکی هم کافر شده است. و دیگر این ادّعا که آنان به آنچه از نزد خداوند برایشان نازل شده ایمان دارند ، صحتی نخواهد داشت، چون آنچه محمّد صلی الله علیه وسلم آورده همان حقی است که نزد خودشان موجود است. پس کفر به آنچه او آورده برابر است با کفر به اعتقادات خودشان، و آنان خود نیز این را می دانند. ﴿ فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ﴾ { و هنگامی که از طرف خداوند کتابی (به نام قرآن توسط پیغمبر اسلام)  به آنان رسید که تصدیق کننده ی (چیزهایی همچون اصول توحید و اصول و مقاصد دین بود) بود که با خود داشتند، (واز روی تورات) آن را شناختند، (وبه صدق محتوایش پی بردند) ولی  (به سبب حسد و عناد) بدان کفر ورزیدند ( زیرا پیغمبری آن را آورده بود که از بنی اسرائیل نبود. }

    پس بانگ قرآن کریم همواره تمام نسل ها را بیدار می کند  و آنان را از فرجام و سرنوشت بد بر حذر می دارد. همه به سوی خداوند بر خواهند گشت و در پیشگاه او مورد محاسبه قرار خواهند گرفت،

    و هر کس از حق روی گرداند مؤاخذه خواهد شد، و دیگر بعد از بیان حقیقت هیچ عذری و بعد از انذار و هشدار هیچگونه بهانه ای (از انسان) پذیرفتنی نخواهد بود.

    ﴿ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ (15) يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (16) ﴾(ای اهل کتاب! پیغمبر ما (محمّد) به سوی شما آمده است، بسیاری از چیزهایی را برایتان روشن می سازد که (از تورات و انجیل) پنهان نموده اید، و از بسیاری از چیزها (و مطالبی که پنهان ساخته اید و فعلاً مورد نیاز نیست) صرف نظر می نماید، از سوی خدا نوری (که پیغمبر است و بینش ها را روشنی می بخشد) و کتاب روشنگری (که قرآن است) به پیش شما آمده است.)  [ سورة المائدة : 15 ، 16 ] .

     

    IslamQT.Com

    اسلام-قرآن و تفسیر

    =============

    برگرفته شده از سخنان دکتر شیخ محمد الراوی

    ترجمه: عبیدالله

     


    بازگشت به ابتدا

    بازگشت به نتايج قبل

     

    چاپ مقاله

     
    » بازدید امروز: 95
    » بازدید دیروز: 1757
    » افراد آنلاین: 7
    » بازدید کل: 134398